حداقل در این مورد سوءتفاهم شدەاست!قادرالیاسی

بعد از نامەنگاری آقای هادی صوفی زادە و شرکاء بە خامنەای، تعدادکثیری از کنشگران و فعالان سیاسی کورد بەطور پراکندە بە محتوا و مقصد نامە، واکنشی اعتراضی از خود نشان دادند. در مقابل، آقای صوفی زادە نیز از موضع خویش و همفکرانش بە دفاع برخاست و اکثر منتقدین را بە شیوەای پرخاشگرانە مورد حملە قرار داد.qadir_elyasi017

خارج از نویسندگان نامە، کسانی نیز کە از لحاظ فکری بە صوفی زادە نزدیک بودند، دست بە قلم بردە و بە نوعی از ایشان دفاع نمودند. آقای کوسار فتاحی از جملەی اولین کسانی بود کە بە صف مدافعین امضاءکنندگان نامە بە خامنەای پیوست. نوشتە کاک کوسار زیر عنوان “امضاءکنندگان نامە بە خامنەای نە مستأصل شدەاند، نە خودفروختەاند”، بە من قبولاند نە تنها فتاحی را با نویسندگان نامە همسو و همفکر بدانم ، بلکە با استناد بە دفاعیەاش حدس بزنم ایشان هم یکی از دست اندرکاران نامە بە خامنەای بودە باشد.

باری، بعداز انتشار مقالەی من زیر عنوان ” امضاءکنندگان نامە بە خامنەای دنبال چە اهدافی هستند؟” در سایت پیشمەرگەکان، کاک کوسار طی تماسی تلفنی با بندە اظهار داشت: علی رغم دوستی و همفکری ایش با آقای هادی صوفی زادە، در تنظیم و انتشار نامە بە خامنەای نە تنها هیچ نقشی نداشتە، بلکە با نوشتن چنین نامەای نیز مخالف بودەاست. (نقل بە معنی از مکالمە بندە با کاک کوسار).

کاک کوسار بە همین دلیل، با لحنی گلەمند از من خواست در این مورد توضیحی در خور این سوءتفاهم بە صورت نوشتاری داشتەباشم.

اگرچە بە وضوحی میتوان محتوای دفاعیە کاک کوسار از نویسندگان نامە بە خامنەای را بە همسویی با آنها ارزیابی کرد و خود ایشان نیز افتخار میکند بە اینکە از لحاظ فکری مخصوصا با آقای صوفی زادە نزدیک است، ولی چون از شرکت در انجام این کار اظهار بی اطلاعی میکند، من نیز بە حرمت پاسداری از کرامت شخصی ایشان، اعلام میکنم: حداقل در این مورد سوءتفاهم شدەاست.

______________

نوشتە کاک کوسار فتاحی

امضاءکنندگان نامە بە خامنەای نە مستآصل شدەاند نە خودفروختەاند! اخیرا شماری از کنشگران سیاسی و فرهنگی کورد با انتشار نامەای کە مخاطب مستقیم آن شخص اول نظام جمهوری اسلامی بود در واقع ادعای جدیدی را مطرح کردەاند و بە یک ریسک سیاسی دست زدەاند کە لازم می دانم مختصرا بە آن بپردازم.

در شرایطی کە منطقەی خاورمیانە بە واسطەی برخوردهای خونبار قدرت های جهانی و اقمارشان در کشورهایی نظیر عراق، سوریە، یمن و افغانستان با یک سلسلە جنگ های ویرانگر دست و پنجە نرم می کند و ثبات و زندگی مردمان ساکن این جغرافیای پر تنش دست خوش فراز وفرود های بسیار گشتە است، چە عواملی سبب ساز نگاشتە شدن چنین نامەای بە یکی از مستبدترین حاکمان قرن در ایران شدە است، خود جای بسی تامل دارد. ناگفتە پیداست کە خامنەای در صدر رژیمی قرار دارد کە در تمامی کانون های بحران خاورمیانە مستقیما یا با واسطە نقش ایفا می کند. قدرت گیری روزافزون ارتش و دولت مرکزی عراق از یک سو و جان تازە دمیدن بە کالبد رژیم بشار اسد پس از پیروزی در جنگ حلب از دیگر سو این شانس بزرگ را بە جمهوری اسلامی اعطا کردەاند کە هلال شیعی خود را بار دیگر بە ثبات و اقتدار نسبی بازگرداند.

این دو کشور با مرکزیت سیاسی شیعە کە می رفتند تا در وادی تجزیە و نابودی قرار گیرند در واقع از خطر درهم شکستن رهایی یافتە و ساختارهای خود را بازیافتەاند. باری در چنین شرایطی کە سرنوشت جنگ با داعش تمامی قدرت های بزرگ و کوچک را بە تکاپو واداشتە تا نقش و جایگاه خود را در معادلات آتی و بلوک بندی های جدید سیاسی تعیین و تثبیت نمایند، دو بخش جنوب و غرب کوردستان نیز بە مثابەی دو قدرت لوکال و نوپا برای در امان ماندن از گزند تندباد حوادث بە گشودن فصلی تازە از دیپلوماسی و روابط سازندە با دولت های مداخلە گرنیاز دارند، بنابراین منطقی بە نظر می رسد کە هر کنشگر سیاسی در مطالعات خود از وضعیت موجود و برآورد قدرت و توان بازیگران سیاسی این منطقە بە یک سری از واقعیت های مسلم صحە بگذراد و بە سناریویی بیاندیشد کە در آن فصل تازەای از تعاملات سیاسی مابین اشغالگران کوردستان و ملت کورد گشودە شود و طرف های متخاصم بە جای سیاست تضعیف و محدود سازی بە یک تعامل سازندە فی مابین روی آورند.

از این رو بە عنوان مثال نە برای جمهوری اسلامی میسر است کە با نادیدەگرفتن توان مانور کوردها بە نقشەی سیاسی فردای کشورهای عڕاق و سوریە بیاندیشد، نە برای کوردهای ساکن این دو کشور مقدور است کە در محاسبات خود بە ایران بهاء ندهند. لذا مطالعەی شرایط پیش رو بە هر روی این انتظار را پیش خواهد آورد کە استارت چنین تعاملی از هم اکنون زدە شود و بە نظر نگارندەی این سطور چرایی نگاشتە شدن چنین نامەای از این منطق برآمدە است.

اصولا این نامە چە پیامی را با خود بە دیوان سید علی خامنەای خواهد برد؟ آیا برداشت رهبر رژیم ایران از محتوا و پیام نامە چە خواهد بود؟ در واقع توهمی بیش نیست اگر انتظار داشتە باشیم کە چنین نامەای بتواند بر نگرش جدید رهبر نظام در خصوص مسالەی کورد در دو بخش جنوب و غرب کوردستان تاثیر بگذارد. چە بسا افراد زیادی در همان چارچوب حاکمیت بە دلیل نامە نگاری بە خامنەای با سرنوشت دهشتناکی روبەرو گشتەاند و اصولا اینکە آدم بخواهد شخص خامنەای را مخاطب خود قرار دهد ابتدا بە ساکن بە یک ریسک بزرگ دست زدە است و بە گناە نابخشودنی آلودە شدە است. بنابراین آن بخش از امضاء کنندگان نامە کە در داخل ایران زندگی می کنند را بایستی جرئ و شجیع دانست نە اینکە بە عنوان انسان های مستاصل و خودفروختە توصیف کرد.

وانگهی این نامە با یک زبان نرم اما گزندە دستگاە رهبری جمهوری اسلامی را بە واقع نگری فرا می خواند و ندای ملت کورد در طریق استقلال را بە آن گوشزد خواهد کرد. مختصر آن کە دغدغەی نگارندگان این نامە بازداشتن ”رهبری” ست از ادامەی دورباطل نفی حقوق حقەی ملت کورد و ابرام بر تمامیت ارضی کشورهایی کە قدرت انسجام دهی خود را سال هاست از دست دادەاند. برداشت من این است کە نگارندگان این نامە از طریق مخاطب قراردادن خامنەای همچ رآس نظام جمهوری اسلامی در واقع تمام جناح های درون حاکمیت، پرچمداران اصلاحات و جنبش سبز و آنسوتر طیف وسیع اپوزسیون خارجە نشین مرکز گرا را مخاطب خود قرار دادەاند.

بە عبارتی این نامە را می توان تلاشی در راستای هشداردهی بە این جبهەی عریض و طویل پان اسلامیست و پان ایرانیست قلمداد کرد. اما عمدەی اشکال این نامە را می توان در نادیدە گرفتن فضای روانی و حساسیت های بسیار پیرامون تلاش هایی ازدست جستجو کرد چراکە از واکنش ها پیداست کە منتقدین با رویکردی تندخویانە بە تخریب شخصیتی امضاءکنندگان پرداختە و کمتر بە محتوا و پیام نامە بها دادەاند. فضای روانی حاکم بر جامعەی رسانەای و بویژە فیسبوکی در خارج از کشور هنوز متاثر از گفتمان های انقلابی و بعضا پریشان حالی های ناشی ازسردرگمی و از هم گسیختگی افراد و طیف های مختلف سیاسی بە حیات خود ادامە می دهد و قاعدتا در چنین فضایی امکان درک متقابل و فراهم آمدن زمینە برای یک گفتمان سازندە بسیار دوراز دسترس است.

کوتاە سخن این کە نامەی مذکور عاری از عیب و اشکال نیست، اما می توان آن را در چارجوب یک تلاش مدنی محدود جمعی از فعالین کورد برای واداشتن حاکم مستبد بە گوش فرادادن ترجمە کرد. اما گویی کراهت چهرە و نام سید علی خامنەای بر سیمای نویسندگان نامە هم سایە انداختە است وگرنە نامەنگاری از شهروندان بە حاکمان ابتدایی ترین شیوەی تعامل سیاسی است کە دیالوگ های کوچکی را ایجاد خواهد کرد کە نهایتا بە گفتمان های سرنوشت ساز بدل خواهند شد.



کاتالۆگ