خطاب به دکترجلال جلالی زاده. سعید سیدی

رئیس ستاد تبلیغاتی روحانی در استان سنه
 باسلامsaed_saydi

معیارهایتان معیوب و ادبیاتتان تمامیت خواهانه و ولایی است

جناب آقای جلالی زاده، سخنان شما درگردهمایی شهروندان محترم سنندج در ورزشگاە آزادی پس از اعلام نتایج انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی ، یادآور ادبیات علم الهدی و قاضی پور نماینده ارومیه بود. مهم نیست کشاکش قدرت شمارا به کدامین جناح و جریان سوق دهد، مصلحت طلبان یا رقبای شما؛ مهم آن است به مانند هم می اندیشید و ادبیاتتان دلواپسانه و ولایی است. تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی بخشی از فرهنگ شماست و نگاهتان به مردم و مخالفین مکمل همدیگراست. البته جای تعجب نیست زیرا بازتولید و عجین شده با فکرو فرهنگ سیستمی است که ماندگاریش برزر و زور تزویر ترور و دزدی و دروغ است که حقیقتا در شٱن شهروندان ایران نیست. ولی به قول شاعر: از کوزه همان برون تراود که در اوست.

شما با معیارهای معیوبتان نتیجه گیریهای غیراخلاقی و برداشتهای نابخردانه ای از انتخابات داشته اید. شما خوب می دانید که انتخابات درایران تحت حاکمیت جمهوری ولایت فقیه، آزاد و دموکراتیک نیست، بامعیارهای جهانی و قوانین مربوط به حقوق بشر همخوانی ندارد ، کمیسیون مستقلی برانتخابات نظارت ندارد و از طرف بیت رهبری و سپاه و نهادهای امنیتی و شورای نگهبان مهندسی می شود، احزاب سیاسی ودگراندیش ، نهادهای مدنی مستقل ، اهل سنت ،زنان و ادیان دیگری غیراز اسلام شیعی حق انتخاب شدن ندارند و فقط مجبورند میان دو “دروغگو ” یا آنکه نظرش به نظر ولی فقیه نزدیکتراست یکی را انتخاب کنند. بااین وصف چگونه جنابعالی که به کیفر دروغ هم آگاه هستید ، به چنان نتایج و پیامهای از آن دست یافته اید؟
 مگر جمهوری اسلامی ازطریق صندوق های رٱی آمده است، تاازراه صندوقهای رای مسند قدرت را خالی کند؟ مگر ادامه فرمانروایی جمهوری اسلامی متکی بر صندوقهای رٱی است؟ یا سرکوب و ستم و اعدام دسته جمعی و ترور و پایمال کردن حقوق بشر و دزدی و فساد و دروغ و …؟
 شرکت درانتخابات یا عدم مشارکت حق مسلم شهروندان است. همانطور که حق دارند رژیم و قانون اساسی را تغییر دهند. همانطور که حق دارند پوشش ویا حتی دین خود راهم انتخاب کنند. تحریم انتخابات در نظام دیکتاتوری رفتاری شجاعانه، متمدنانه و مدنی است ، انتخاب این گزینه دفاع از” حق انتخاب ‌‌” است. بنابراین تحریم کنندگان انسانهای آزاده و روشنفکری هستند که نه در افکار انحصار گرایانه و قبیله ای می گنجد و در سایه دیکتاتوریت و تروریسم می توانند سکوت کنند و حقایق را انکار. اما ازنظر شما مصلحت طلبان اصولگرا نه تنها تحریم کنندگان افرادی “نفهم ” و” مخرب” هستند بلکه، حتی آنهای هم که بە رقبای شما رٱی دادنداز سطح فهم و شعور بالای برخوردار نیستند.
صدام حسین وبعثی ها وفدائیان اوهم کردهای مخالف را  همچون شما ” مخرب “می دانستند، همان کسانیکه بعضی ها امروز افتخارشان این است که در تصویر کنار یکی از آنها دیده شوند،

آقای رئیس ستاد!
 نفهم آنهای هستند که انتخابات غیر شفاف ، غیر دموکراتیک، غیر منصفانه ، غیر آزاد و مهندسی شده ایران را با معیارهای معیوب و قبیله ای همانند جامعه ای آزاد و دموکراتیک توصیف می کنند و آن را رٲی به ” آزادی و عدالت انسانی ” می دانند.
نفهم آنهای هستند که حقوق شهروندان را تنها آنچه که خود می پندارند و قبول دارند می دانند.
 نفهم آنهای هستند که جامعه متنوع ایران را متشکل از یک ” ملت ” می دانندو توقع دارند با مشی زور گویانه و سیاست ” انکار ” عدالت تحقق یابد
 نفهم آنهای هستند که درک درستی از مبارزات و اهداف ملت کرد ندارند ویا آگاهانه مطالبات این ملت را تقلیل و تحریف می کنند و در تلاشند ملتی با دولتی ستمگر خود را وفق دهد.
آقای رئیس ستاد!؛
 شما خوب می دانید کە دامنە آزادی در ایران تا آنجاست که مصلحت طلبان و رقبا، مخالفین و دگراندیشان خودرا با اتوبوس به دره بیندازند، سینه آنهارابا دشنه بشکافند، آنها را زندانی و شکنجه و اعدام و حتی در خارج از مرز های ایران آنها را ترور کنند و آنگاه قاتلین را فرزندان اسلام بنامند یا وزیر شوند و نامزد ریاست جمهوری. آری این آزادی برای فدائیان جمهوری اسلامی و ذوب شدگان ولایت فراتر از مرزهای ایران است. به سیماو کارنامه ی پورمحمدی وزیر کابینه روحانی شما و رئیسی رقیب بنگرید که نمایانگر آزادی و عدالتی هستند که شما مشارکت اجباری مردم را رٲی به آنها وصف می کنید.
و اما مردم زمانی عدالت انسانی شماها را باور می کنندکه اگر حکومت به مدت 388 سال و جنابعالی به مدت چندین ماه با انواع و اقسام ترس و تهدید و ترفند می خواستید آنهارا به پای صندوقهای رٲی بکشانید ؛ ما تحریم کنندگان این حق را می داشتیم که فقط یک ساعت در میدان آزادی سنندج از دیدگاه و دلایل خود مبنی بر تحریم انتخابات دفاع می کردیم، آنگاه مردم عادلانه سهم زباله دان تاریخ را تعین میکردند.

آقای رئیس ستاد!
 اگر در میان آن روستائیان محروم که شما می ترسیدید یارانه پنجاه هزارتومانی آنها رافریب دهد و شماهیچگاه به ریشه های فقرو محرومیت آنها نپرداختید و یا آن شهروندان محروم و مظلوم کردستان( که منظور شما استان سنه است) که شما ” شهامت دوران تبلیغات انتخاباتی ” راندارید علیه عاملین فقر و مظلومیت بایستیدو زندگی شما وقف توجیه عملکرد چپاولگران و ظالمان شده است؛ کسانی پیدا می شدند و به رقیب شما رای می دادند؛ دیگر انتظار شما مبنی بر پایین بودن سطح” فهم” و ” شعور ” آنها به واقعیت می انجامید؟ یعنی ازدیدگاه شما مصلحت طلبان اصولگرا تنها تحریم کنندگان نفهم و مخرب نیستند، بلکه آنهای هم که به جناح رقیب شما رای دادند ازفهم و شعور قابل انتظار شما برخوردار نیستند. گفتیم که تنها محور فعالیت مشترک( ولایت فقیه) و اهداف مشترک ندارید ، ادبیات و دیدگاه مشترک هم دارید.
آقای رئیس ستاد!
 سهم خواهی شما مصلحت طلبان اصولگرا از روحانی تنها تقلیل مطالبات جامعه کردستان نیست، بلکه پیروی از الگوهای قبیله گرایانه ای است که از نظر شما ملاک جسارت و عقلانیت مردم سنندج است، که به غیر سنندجی رٲی ندادند. البته این معیارها به اطاعت مردم از حکومت دیکتاتور و ماندگاری آن کمک می کند و شماها هم تڕویج و تکرار آنرا تکلیف می دانید.
 مگرزمانیکه جنابعالی نماینده مردم سنندج درمجلس بودید و روزگاری هم که این سهم به جناح رقیبتان رسید، تغییر محسوسی درزندگی شهروندان حاصل شد؟ هردوی شما بخاطر بیکاری و نقض حقوق شهروندی و شکنجه و کشتن موکلین خود نه وزیری را استیضاح کردید و نه حکومت را تهدید به استعفا . البته فراموش نمی کنیم که زمانی جاذبه کرسی های مجلس شمارا (جلو دوربینها)وادار به روزه و اعتصاب کرد.
آقای رئیس ستاد!
 هنگامیکه اراده ولی فقیه انتخاب دو دوره ای احمدی نژاد بود، آیا رٲی مردم را نشانه نارضایتی از اصلاحات و وضع موجود می دانستید؟ چرا شما رٲی مکرر مردم به تغییر جناحهای رژیم را رٱی به تغییر رژیم ترجمه و تفسیر نمی کنید؟
 شما طبق معیارهای معیوبتان ، یاشاید حس انتقام از جنبش مبارزاتی کردستان، شاید هم برای اثبات التزام عملی به ولایت فقیه که یکی از شروط انتخابات و انتصابات است ، برداشتهای غیر اخلاقی و نابخردانه ای از انتخابات دارید. 
 ازقضا خواسته اصلی جامعه کردستان بر خلاف نظر مصلحت طلبان اصولگرا ، اجرای قانون اساسی نیست. بلکه تغییر قانون اساسی است. زیرا قانونی است که بنیان و بندهای آن بر تبعیض و نقض حقوق بشر استوار است و به هیج وجه در شٱن ملت کردو دیگر ملیتهای ایران نیست. 
 شما میدانید ولی تحریف و انکار میکنید کە حداقل در طول یک صد سال اخیر مبارزات ملی دموکراتیک کردها هیچگاه ملت کرد برای کسب یکی دو پست مدیریتی مبارزه نکرده است و چنین خواسته ای نداشته است. بلکه خواهان یک جامعه دموکراتیک و آزاد و تشکیل یک حکومت مستقل کردی در جغرافیای خود و متکی بر اراده خود است. وآشکاراست برای رسیدن به این هدف از هیچ یک از روشهای مشروع مبارزاتی که دامنه آن از ساده ترین روش مدنی تا دفاع مشروع گسترده است، دریغ نخواهد کرد، و دراین مسیر انرژی خودرا ازمردمی می گیرد که توسط حکومتی منتصب به آسمان در سرزمین خود مورد ظلم و تحقیر و انکار قرار گرفته است. وبهتر است شماهادر کمیته به اصطلاح پیگیری مطالبات جامعه کرد از روحانی منتخبتان بخواهید عاقلانه بااین مطالبات و مسیر غیرقابل برگشت برخورد نمایید، چراکه افزایش هزینه مبارزات علیه دیکتاتوران به سود جامعه انسانی نست و مسئولیت آن با دیکتاتوری است.سنگ محک مشروعیت هرنوع کمیته و نهادی در جامعه کردستان پیگیری مطالبات و خواسته های اساسی جامعه است.

کاتالۆگ