تروریسم جهانی از سیاست ماسونی تا افراط گرایی مذهبی، عارف شیخ احمدی

شاید برایمان مفهوم ترور تازگی دارد، اما پدیده ای است كه به درازای تاریخ بشر وجود داشته است. از این دیدگاه، انسان موجودی فزونی خواه، برتری طلب و رقابت‌پیشه است و مجموعه این ویژگیهاست كه او را به كسب قدرت بیشتر و با استفاده از هر ابزار و عناوینی وادار می‌كندaref-shexahmadi001.

امروزه، ابتدائی ترین راه تشخیص یک عمل تروریستی، مخصوصاً اگر هیچ فرد، گروه یا سازمان خاصی مسئولیت انجام آنرا برعهده نگرفته باشد، تحقیق و ریشه یابی در مورد زمینه های سیاسی، اقتصادی، قومی و مذهبی آن است.

ترور تنها متعلق به یک آیین، ملت و کشور خاص نبوده و نیست، بلکه با برنامه ریزی های متنوع و هدفمند، جغرافیای آن نیز به ندرت توسعه یافته است. شکل و شیوه و ابزارهای ترور در جوامع گوناگون برحسب شرایط متفاوت است. مقصر اصلی بسیاری از ترورها، بنیانگذاری اکثر گروههای افراطی و تکفیری و ایجاد تنش میان مذاهب و ملیتها، به یقین سیاست بازان ماسونی هستند. آنها هرگز و هیچگاه برای نوع بشر خارج از نقشه های شوم و شیطانی خود، قائل به پذیرفتن حق آرامش و امنیت روحی و روانی نبوده و نیستند.

ماسونی ها، تشکیلات بظاهر ناشناخته جهانی هستند که با عمق و دامنه بسیار وسیعی در بسیاری از مسائل سیاسی و اقتصادی‏ و فرهنگی اکثر کشورها دخالت و اعمال نظر می‏ کنند. بنابراین در بسیاری از رویدادهای‏ عمده روزگار نقش مؤثری داشته و دارند و نباید کسی منکر فعالیت های مخرب آنها شود.

اگر تنها نگاهی به فیلم کارتونی سمسون (The Simpsons) بیندازیم که تقریباً طولانی ترین فیلم کارتون جهان می باشد، چرا که بیش از پانزده سال است که نمایش داده می شود، نکاتی بسیار مهم و معماگونه از سیاست های ماسونی را بیان می کند. حوادثی از قبیل ۱۱ سپتامبر، انفجار نیروگاه اتمی فوکوشیما در ژاپن، دوران ریاست جمهوری ترامپ و نابودی اقتصادی امریکا در اثر سیاست های مخرب او، چگونگی تٲسیس گروه داعش و جنگ سوریه همگی موضوعاتی است که در آن وجود دارند.

 

بطور خلاصه مذهب و قوم گرایی و مفاهیمی از این قبیل، اگر از سوی سیاستمداران جهانی ـ ماسونی مصادره به مطلوب نشوند و کنترل نگردند، هیچگاه نمی توانند به تنهایی خطری برای جنگ افروزی و تبدیل به اژدهای تروریسم و مسبب نابودی مدرنیته و رٶیاهای نسل انفورماتیک امروزی شوند.

در واقع، بسیاری از ترورهایی که بعد از شروع جنگ سوریه در سطح جهان روی می دهند و اکثر آنها به گروههای افراطی ـ تکفیری از قبیل داعش نسبت داده می شوند و آن گروه نیز انجام آنها را در بسیاری از موارد برعهده می گیرد، بدون هیچ گمانی توسط بخشی از افراطیون مذهبی و با پشتیبانی و سیاست ماسونی، با برنامه و اهدافی از پیش تعیین شده صورت می گیرند.

رویدادهایی مانند حمله به عابران و مردم عادی در شهرهای اروپائی با سلاح گرم و سرد، حمله با کامیون و یا هر روز اخبار دستگیری اعضای گروههای اسلامی و یا خودکشی افراد مظنون در زندانهای امنیتی اروپا که هیچوقت چگونگی دستگیری و یا خودکشی آنها از طریق دولتها و رسانه های جمعی روشن نمی شود، بیشتر در هاله ای از ابهام باقی می مانند و تاکنون هرگز مورد پرسش جدی واقع نشده اند.!

 

چندی پیش در رسانه های غربی گفته شد، پلیس کشورهائی نظیر آلمان و بریتانیا اکثر اشخاصی را که مرتکب اعمال جنایتکارانه تروریستی می شوند را قبلاً شناسائی کرده بوده اند!!، یا اینکه تروریستها دارای سوء سابقه  نیز بوده اند، پس اگر معلومات ریز و درشت آنها را داشتید، چگونه تروریستها به آسانی فراری شدند. عجیب نیست كه می گوئید آن فرد تروریست توانست به آسانی بگریزد و یا مانند نمونه ای دیگر که گفته شد فرد تروریست در زندان فوق امنیتی فلان کشور توانسته خودکشی کند.!!

بنظر بنده دلیل امنیتی کردن اروپا، در حال حاضر تنها نمی تواند به بهانه جلوگیری از حملات تروریستی گروههای افراطی ـ اسلامی و یا سد کردن هجوم بیشتر پناهندگان باشد. چرا که دامنه برنامه های خرابکارانه ماسونی ها برای ضربه زدن به اروپائیان بسیار وحشتناک تر از گروههای تکفیری و افراطی است. در آثار ماسونی نقاط حساسی در کشورهای اروپائی برای تخریب و ویرانی در سالهای آتی درنظر گرفته شده است و به یقین سیاستمداران از وقوع قریب الوقوع آن رویدادها  احتمالاً بی خبر نیستند.!

ترورهای اخیر در منطقه کاتالونیای اسپانیا و شهر تورکو در فنلاند، مستلزم بازنگری و کالبدشکافی بیشتری است، چرا که داعش و گروههای تکفیری دیگر، بدون هیچ شکی بدون درنظرگرفتن حمایت و پشتیبانی دولتهای همچو روسیه و ایران، قادر به انجام و ادامه چنین جنایاتی نخواهند بود.

وزارت امنیت فرانسه، آلمان و سایر کشورهای قدرتمند اروپائی، به خوبی می دانند که بخش زیادی از جوانان قفقازستان که در سالهای اخیر در کشورهای اروپای مرکزی درخواست اقامت کرده اند، با برنامه مشترک و هماهنگ و نیز زمینه سازیهای “رمضان قادیراُف” رهبر کنونی چچن و سازمان اطلاعات روسیه و با هدف انجام اقدامات خرابکارانه عندالحاجه در هنگام درگیری احتمالی روسیه با کشورهای غربی فرستاده می شوند. روسها هنگام شروع جنگ سوریه، بلافاصله راه را برای بخش زیادی از تندروهای چچن، اینگوش و تاتارستان باز نمودند و بعداً هم از طریق تماس با آنها در داخل خاک سوریه توانستند مسیر و مقصود جنگ را در بسیاری از جبهه های نبرد به سود رژیم بشار اسد و سیاستها و منافع خود تغییر دهند.

روشن است که، از یک سو رژیم هایی همچو جمهوری اسلامی، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، روسیه، امریکا، اسرائیل و چین، در حال حاضر به دلایل متعددی باقی ماندن کشورهای اتحادیه اروپا را در وضعیتی آرام و با امنیت نسبی برنمی تابند، پس هر کدام با هدف و استراتژی خاص خود، خواهان برهم زدن نظم و اقتدار کنونی اروپائیان هستند.

از دیگر سو، نئونازیها و احزاب راست افراطی در اروپا می کوشند با دستاویز قرار دادن حملات تروریستی و حمله به شهروندان کشورهایشان، در پی اثبات مشروعیت راهکار تند و صریح خود در مخالف با ورود پناهندگان و خارجیها گردند.

پس با این اوضاع و احوال پریشان، نمی شود تروریسم و جنایت علیه شهروندان اروپا را تنها با یک دلیل و آنهم رشد افراط گرایی اسلامی تبیین کرد.

 

کاتالۆگ