یک پروژەی واحد برای دو سرزمین مشابه. باور .م

این روزها تقریبا همەی قرائن میدانی در کردستان سوریه خبر از طرحی می‌دهند که در اتاق‌‌های عملیات قدرت‌های منطقەای طرح‌ریزی شدە است. این طرح عبارت است از “اقلیمیزه کردن روژاوا”. بر مبنای این طرح، دولت مرکزی سوریه دقیقا مانند حاکمیت شیعەی عراق، به رهبری ایران، بعد از فارغ شدن از نیروهای معارض با مرکز، طرح حمله به مناطق کردی و بازپس‌گیری سرزمین‌های تحت حاکمیت نیروهای کرد و الغاء و انحلال حاکمیت خودگردان کردی را کلید خواهد زد.

طرح “اقلیمیزە کردن روژاوا” طرحی ایرانی ـ ترکی ـ سوری است. نیروهای ایرانی به عنوان هستەی مرکزی این ائتلاف ضد کردی، هم نظارت بر حسن اجرای طرح را به عهدە دارند و هم اجرای “زنجیرەای” آنرا دنبال می‌کنند. خصلت زنجیرەای برنامەی ایرانی‌ها دقیقا به این معنی است که آنها در اتاق فکرشان نه یک عملیات بلکه یک زنجیرە عملیات را طراحی می‌کنند و آنها را به مثابەی حلقەهای به هم پیوستەی یک زنجیرە،پشت سر هم به اجرا در می‌آورند.

فرمول کلی این زنجیرە عملیات‌ها به صورت زیر است:

عملیات١، عملیات٢، عملیات٣ و …

عملیات بدیل١، عملیات بدیل٢، عملیات بدیل٣ و …

الگوریتم اجرای برنامه به این صورت است که نیروهای تحت امر آنها ابتدا عملیات١، را اجرا می‌کنند. درصورت موفقیت، آنها وارد فاز عملیات٢، می‌شوند؛ و در صورت عدم موفقیت در اجرای عملیات١، آنها به اجرای عملیات بدیل١ می‌پردازند و به همین نحو پروژەشان را تا آخر ادامه می‌دهند.

اجرای دقیق این الگوریتم را در باشور شاهد بودیم. در باشور، عملیات١ عبارت بود از طرح ترور دکتر نجم‌الدین کریم و تسخیر استانداری کرکوک قبل از رفراندم. با شکست این طرح، طرح عملیات بدیل١ یعنی ترور کوسرت رسول، کلید خورد. با شکست آن عملیات هم، عملیات٢ دقیقا همان عملیات ورود به کرکوک ازطریق کریدوری بود که توسط نیروهای تحت امر لاهور ــ بافل  برای آنها باز می‌شد. این طرح موفق شد. عملیات٣ عبارت بود از پیشروی به سوی محور پردێ تا دروازەهای مرزی مشترک با ترکیه. با ناکامی این عملیات، عملیات بدیل٣ کلید خورد که عبارت بود از بستن  گذرگاههای مرزی باشور با ایران، پرهیز بغداد از مذاکرە با رهبری سیاسی کرد و عدم ارسال بودجه به کردستان ــ حتی تا همان حدی نیز که با نیروهای وفادارشان در سلیمانیه عهد کردە بودند. با موفقیت این طرح نیز استارت عملیات٤ زده شد که عبارت بود از بەکارگیری ضعف‌های ساختاری و فساد نسبی موجود در حاکمیت اقلیم، کشانیدن مردم به خیابان و ایجاد شورش‌های دامنەدار خیابانی و زمینەسازی برای جنگ داخلی و …

چنین زنجیرە عملیات‌هایی برای روژاوا هم تدارک دیدە شدە است. موفقیت یا عدم موفقیت اجرای طرح، فرع بر وجود اصل طرح است. به عبارت دیگر اکنون دیگر به طور قطع می‌توان گفت برنامەریزی برای چنین طرحی انجام شدە است؛ اما این‌که آیا طرح مزبور به سرانجام می‌رسد یا نه،قطعی نیست و به فاکتورهایی چند وابسته است.

آغاز جنگ لفظی میان مقامات رژیماسد و مقامات حکومت منطقەای کردی و آشکار شدن نشانەهای پروژەای که بر ضد روژاوا تدارک دیدە شدە ،حاکی از آن است که تحلیل آن دسته از تحلیل‌گران، که ائتلاف نیروهای کرد روژاوا را با محور سوری ــ ایرانی  یک اشتباه استراتژیک می‌دانستند، تحلیل دقیقی بودە است.

اجرایی کردن این طرح نکات قابل تامل بسیار بیشتری را در پس پشت خود پنهان کردە است.اول اینکهنیروهای ائتلاف ضد کردی اساسا حاکمیت منطقەای کردی را در هیچ کجای کردستان برنمی‌تابند. فرقی ندارد این حاکمیت در باشور باشد یا در روژاوا. و باز تفاوتی ندارد این حاکمیت، حاکمیت حزب دمکرات کردستان در ناحیەی زرد باشد یا حاکمیت اتحادیەی میهنی در منطقەی سبز. ائتلاف با چنین محوری اشتباهی استراتژیک است. در برنامەهای “زنجیرەای” ائتلاف ضد کردی برای برانداختن حاکمیت احزاب کردی، تنها “نوبت” رویارویی و “زمان” تقابل با آنها تفاوت می‌کند.

دوم اینکه همە تحلیل‌گرانی که انجام رفراندم را یک اشتباه محاسباتی می‌دانند باید متوجه باشند که در روژاوا نه پروژەای شبیه رفراندم به اجرا در آمدە، و نه برنامەای برای اجرای آن هست. بنابراین اگر طرحی مشابه طرح باشور در روژاوا هم به اجرا دربیاید، دلالت صریحش این است که نقشەی این برنامەی زنجیرەای در باشور، حتی بدون انجام رفراندم هم در میان بودە است.رفراندم صرف‌نظر از نتیجەی آن،یک موجودی‌ چندین ملیون رأیی بود که بە حساب پس انداز سیاسی درازمدت ملت  کرد واریز شد؛ دقیقا مانند تشکیل جمهوری کردستان. تاریخ ملت کرد، نه بعد از جمهوری ١٩٤٦ کردستان، همان تاریخ قبلی بود و نە بعد از رفراندم ملی ٢٠١٧ تاریخ پیشین است.

سناریوی تاکنون به اجرا در آمدە در روژاوا شباهت زاید الوصفی با سناریوی باشور دارد. به غیر از مشابهت‌های مذکور قبلی به دو شباهت زیر هم دقت کنید.

ــ یکی از اقدامات ائتلاف ضد کردی بە مثابەی طلیعەی گسست ائتلاف دروغینشان با کردها انکار مٶثر بودن مبارزەی نیروهای کرد در رویارویی با داعش است. در باشور با همەی جانفشانی‌ای که پیشمرگان کرد در مبارزە با داعش از خود نشان دادند ائتلاف ضد کردی اعلام کرد که اگر کمک فوری و بەموقع نیروهای سردار فلانی نبود هولیر یک شبه به دست نیروهای داعش می‌افتاد و عدم اعتراف نیروهای کرد به این واقعیت [!!] و اجرای رفراندم نشانەی “نمک نشناسی” کردهاست.

عین همین سناریو در روژاوا در حال تکرار شدن است. بولتن نیروهای نظامی ائتلاف ضدکردی، علیرغم مقاومت قهرمانانەی نیروهای کرد در مقابل داعش در پی القاء این توهم‌اند که اگر کمک نیروهای محور ایرانی ــ سوری نبود حسکه و قامیشلی به دست داعش می‌افتاد و کوبانی هم به تسخیر نیروهای نظامی ترکیە درمی‌آمد و کردهای سوریه هم که قدر چنین حمایت‌هایی را نمی‌دانند “فریبکار” هستند.

ـــ بخشی از سناریوی ائتلاف ضد کردی در باشور سوء استفادە از شکافی بود که در داخل رهبری سیاسی اتحادیه میهنی به وجود آمدە بود. حساب باز کردن آنان بر خیانت برخی از اعضای اتحادیه میهنی، در شانزدهم اکتبر جواب داد.

ائتلاف ضد کردی به منظور زمینەسازی برای ایجاد شکاف در روژاوا هم، اعلام کردە است که رابطەی کانتون عفرین با محور ایرانی ــ سوری، بهتر از رابطەی بقیەی کانتون‌ها بودە است!!

این‌ها خواب‌هایی هستند کە تعبیر شدن یا تعبیر نشدنشان به نحوەی سیاست‌ورزی سیاستمداران روژاوا وابستە است؛ اما در اینکه نیروهایی در صدد اجرایی کردن چنین خواب‌هایی هستند، تردید نکنید.

 

 

 

ئاگاداریەان
مەلا حەسەن شیوەسەڵی
مەلا محەممەد جوانڕۆیی
ئارشیو