چگونە از خمینی آخوند یک رهبر انقلاب ساختە شد!، حسن ماورانی

با گذشت حدود ٤٠ سال از انقڵاب مردم ایران بر علیە رژیم دیکتاتۆری شاە، بسیاری از حوادث و رویدادهای این انقڵاب توسط راویانی کە  متاسفانە خود در جریان این رویدادها نبودەاند و بر اساس برخی از مقالات روزنامەهای رسمی آن دوران تحلیلهایی ارائە میدهند، بە شیوەای غیر واقعی  بازگو میشوند.

hassan-mawerani-0

از آنجا کە روی کار آمدن  آخوندها در ایران، یک رویداد تصادفی نبود و با توجە بە اسنادی کە  در طی این سالها  هم از سوی کارکنان  ساواک رژیم و هم از سوی قدرتهای بزرگ جهانی کە هرکدام در ایران منافع و مصالح خود را در جهان دو قطبی قرن بیستم داشتند، میتوان آشکارا گفت کە روی کارآمدن  آخوندها بە رهبری خمینی نتیجەی یک پرۆژەی توطئەگرانەی بین المللی بود و منافع سرشاری را نصیب کنسرنهای  بین المللی ، بویژە صنایع نظامی  این قدرتمندان  کرد.

با توجە بە تاریخ سلسلەهای پادشاهی صفوی،  قاجار و سپس ایران پهلوی، بە راحتی آشکار میگردد کە روحانیت شیعە هموارە شریک سفرەی این پادشاهان بودە و نقش عظیمی در ثبات دستگاە حکومتی داشتەاست.

بنا بر اسنادی کە اولین بار توسط میرزا آقاخان کرمانی در کتاب سە مکتوب ، حدود دویست سال قبل افشا شد، دولت انگلستان برای اولین بار در قرن نوزدهم و در استانبول، در خانەی جاسوس مشهور این کشور، جمال الدین اسد آبادی، با حضور وزیر مختار بریتانیا، سر چرچیل، جد  وینستۆن چرچیل، کۆمیتەی رهبری تشیع را در کنار اتحادیەی اسلامی ایجاد کرد. دولت پادشاهی بریتانیا، املاکی را برای تامین هزینەهای مراجع تقلید، در هندوستان وقف این کمیتە کرد.

در کتب تاریخی نوشتە شدە در مورد انقلاب  مشروطە و حوادث دورەی قاجاریە بەکرات وابستگی مراجع تقلید تشیع بە انگلستان آوردە شدەاست کە تنها ذکر آنچە کە اسماعیل رائین و احمد کسروی نوشتەاند خود حدیثی مفصل است.

در دوران پهلوی، رسما دولت ایران هزینەهای گزاف مشهد، قم، نجف و کربلا را بر عهدە گرفت و با توجە بە این سرچشمەی هنگفت مالی، روحانیت شیعە سیستم هرمی  سازماندهی خود را بر قاعدەی  حوزەها و مدارس دینی  بنا نهاد. 

رژیم شاە برای نگهداشتن تودەهای مردم در جهل و خرافات بە این دستگاە مافیایی آخوندی نیازی مبرم داشت. این نیازبە شکل  تظاهرهای عوامفریبانەی محمد رضا پهلوی در زیارت شهرهای مقدس شیعە و خوابهایش در مورد امام رضا و امام مهدی غایب در مطبوعات ایران نیز وقیحانە  منعکس میگشت.

در جریان کودتای ٢٨ مرداد، آیت اللە کاشانی و چاقوکشانش آشکارا با این کودتا همکاری کردند و تلاش نمودند ملی کردن نفت توسط کابینەی مصدق انجام نگیرد. چرا کە انگلستان  در آن زمان  از این اقدام ملی دولت مصدق بیشترین خسارت را میدید.

آمریکا با کودتای ٢٨ مرداد، سکان رهبری ایران را از دست انگلستان درآورد. آمریکا با چهرەی نو و سیستم نو استعماری، مستعمرات سابق بریتانیا را یکی پس از دیگری بە زیر سلطەی خود درمیاورد.

اگرچە آمریکا توانست بە کمک  رژیم برخی از آیت اللە هارا مانند خۆیی بە طرفداری خود جلب کند، اما نتوانست قلعەی مستحکم بریتانیا را، کە از مراجع تقلید متعددی تشکیل شدە بود تصرف کند. بە همین دلیل در جریان انقلاب تجویزی سفید در ایران توسط جان اف کندی برای تغییر ساختار فئودالی ایران و ایجاد  سیستم بورژوازی وابستە، رژیم ایران  با اولین واکنش این باند مافیایی روبرو شد. آیت اللە  خمینی از سوی حوزەها و محافل آخوندی بە میدان آوردە شد و آشکارا بر علیە اصلاحات ارضی، کە منافع مراجع تقلید بزرگ مالک را تهدید میکرد و آزادی زنان و حق رای دادن بە زنان را کفر میشمرد، سخنرانیهایی انجام داد کە  موجب آشوب و بلوا شدند. اما دولت با کنترل اوضاع و دستگیری خمینی بە غائلە خاتمە داد. مراجع تقلید یک شبە خمینی را بە مرجعیت رساندند  تا رژیم نتواند اورا اعدام کند. از سوی دیگر  چنانچە سرهنگ پژمان مسئول آن زمان ساواک در عراق در خاطرات خود آوردە است، با توصیەی سفیر انگلستان شاە خمینی را بە نجف تبعید میکند.

تبعید خمینی بە نجف  مرحلەی آغازین قدرت گیری ایشان در راس هرم مافیایی روحانیت شیعە است و این نکتە از دیدگاە آیەاللە خۆیی کە مخالف سلطەی انگلستان بر روحانیت شیعە و طرفدار آمریکا بود، پنهان نمیماند.

بە نوشتەی سرهنگ پژمان، در همان زمان  آیت اللە خویی بە شاە پیغام میدهد کە بافرستادن خمینی بە نجف ، مار را در آستین خود پرورش میدهد و بە ارسال پول از سوی انتلیجنت سرویس توسط حجت الاسلام یزدی برای خمینی اشارە میکند. اما  محمد رضا شاە آن را جدی نگرفتە و بە این هشدار پوزخند میزند.

رشد اقتصادی ایران در سالهای دهە پنجاە، گسترش بازار سرمایەداری و توسعە و رشد صنعتی، مالیخولیای قدرت طلبی شاە را تشدید میکند و اقدام بە ایجاد نظامی تک حزبی برپایەی ناسیونالیزم افراطی فارس میکند.  اما جنبش آزادیخواهانە بویژە در میان جوانان و دانشجویان رشد میکند و پشتیبانان  غربی رژیم متوجە این امر میگردند کە نمیتوان  این سیستم را نگهداشت.

همانند دواران قاجاریە کە دربار شاهان قاجار از دو گروە طرفدار روس و انگلیس ادارە میشد، دستگاە رژیم پهلوی نیز از سوی طرفداران انگلستان و آمریکا ادارە میشد. حتی خود شاە کە در برابر مردم ایران ادعای خدایی میکرد و لقب خدایگان شاهنشاە آریامهر را بە خود دادە بود، برای هراتخاذ هر  تصمیمی  با سفرای این دو کشور  مشورت میکرد. این نفوذ تا بدانجا رسیدە بود کە دو سیستم اطلاعاتی برای مبارزە با آزادیخواهان ، با دو مرکز اوین بە سرپرستی ساواک  و کۆمیتە مشترک مبارزە با خرابکاری با همکاری پلیس و ساواک فعالیت میکردند کە اولی آشکارا با همکاری آمریکا و دومی با همکاری انگلستان  ایجاد شدە بودند.

از سال ١٣٥٠ بە بعد  دادن امکانات در حد چشم پوشی از تبلیغ  گرایشات اسلامی توسط دکتر علی شریعتی و کسان دیگر، گسترش چاپ و پخش مجلەی مکتب اسلام ، اجازەی چاپ کتب اسلامی متعدد آغاز شد. اگرچە در مواردی  فعالین مذهبی دستگیر میشدند و مانند دکتر شریعتی  بە شیوەهای محترمانەای هم بازجویی میشدند، اما خشونتی را کە در مورد آزادیخواهان دیگر اعمال میشد، در مورد آنان  بە کار نمیبردند.

رشد سازمان مجاهدین خلق بر بستر همین امکانات محدودی کە بە امثال دکتر شریعتی دادەشدەبود، دولت را وادار بە تشدید عکس العمل در مورد اعضای این سازمان و اعدام برخی از سران این سازمان کرد.

از سال ١٣٥٢ بە بعد سازمانهای امنیتی ایران علاقەی وافری بە دستگیری آخوندها نشان میدادند. در بسیاری از این دستگیریها، اعتراض این آخوندها بە عرضەی گوشت یخزدە در بازار تنها مدرک جرم بود. یکی از شهدای دروغی آخوندها کە در زندان با خود من در یک اتاق بود، آیت اللە غفاری بود. ایشان بە جرم دادن فتوای حرام بودن گوشت یخزدە بە ٦ ماە زندان محکوم شدە بود. یک روز قبل از آزادی  هنگام برگشت از حمام، دم در ورودی بند هفت تعادلش را از دست داد و سرش بە لبە فلزی در زندان خورد و در اثر ضربەی مغزی  دارفانی را وداع گفت. در حوزەهای علمیە طلاب را تحریک کردند کە  آیت اللە غفاری در زیر شکنجە بە شهادت رسیدە است. چندی بعد در مقابل چشمان حیرتزدەی ما  صدها جوجە طلبە و آخوند را بە زندان آوردند کە در مراسم تشییع جنازەی  این حضرت شرکت کردە بودند. آخوندهایی را تبعید میکردند و یا دستگیر کردە و پس از مدت کوتاهی آزاد میکردند کە هیچ زیانی برای رژیم نداشتند. تنها بهرەی این آخوندها پس از آزادی ازدیاد  پا منبریهای بیچارە  بود کە گمان میکردند آقا مخالف رژیم است و آزادە. در جریان انشعاب پیکار از مجاهدین، ساواک با مهارت استفادە کردە و گرایش مذهبی را در بین طرفداران مجاهدین  تقویت کرد.  با آزادی سران فداییان اسلام در جریان سپاس شاها کە مراسمی بود برای آنان ترتیب دادە شدە بود، آشکارا بە آنان  کە اکثرآ بعدها عضو شورای انقلاب شدند، چراغ سبز برای  فعالیت مذهبی  دادند.   

در سال ١٣٥٥ پس از  شکست آمریکا در ویتنام و ایجاد موج جهانی دفاع از حقوق بشر، رژیم ایران  مورد انتقاد سازمانهای بین المللی قرار گرفت و اعمال فشار بر رژیم اورا در مواردی از جملە شکنجە و اعدام مخالفین بە عقب نشینی واداشت. ایران قبول کرد تا سازمانهای بین المللی از زندانها دیدار کنند.

تظاهراتها و اعتراضهای  روشنفکران و دانشجویان ایرانی در اروپا، باعث افزایش فشار بر رژیم ایران شدە بود. در نتیجەی این فشارهای بین المللی و پس از بازدید سازمان عفو بین الملل از زندانهای  ایران، در نوروز ١٣٥٦ دولت تن بە آزادی برخی از زندانیان، از جملە قهرمان ملی کرد ، عزیز یوسفی داد کە در مطبوعات اروپا مطرح شدە بودند. در مرداد ١٣٥٦ اولین گروە ٥٠٠ نفرە از زندانیانی  کە اکثرا با  بازدید کنندگان سازمان عفو بین الملل  گفتگو کردە بودند آزاد شدند.

استقبال تودەی وسیعی از مردم و خانوادەهای  این زندانیان جو دیگری  از جامعە را نشان میداد. تظاهراتهای دانشجویی در دانشگاههای مختلف، فعالیتهای سازمانی جبهە ملی، فدایی، تودەیی در حال گسترش یافتن بود.

مطابق  گفتەهای مقامات پیشین  دو سال قبل از انقلاب ، شاە کە میدانست رفتنی است و مبتلا بە بیماری سرطان بود، بە آمریکا پیشنهاد  میدهد کە کنارە گیری کند و آمریکا فرزندش را با نیابت همسرش بر کرسی قدرت تضمین کند. اما آمریکائیها با رفتن او مخالفت میکنند. علت این مخالفت ترس از خلائی بود کە در نبود آلترناتیو بە وجود میامد.

در ماههای مهر ، آبان و آذر اولین تظاهراتهای کوچک و متوسط خارج از دانشگاهها شروع شد. در این تظاهراتها کە غالبا تجمع در میادین و سپس دادن شعار و پراکندە شدن بود، اثری از شعارهای مذهبی  دیدە نمیشد.

در ساختار دولت و سازمانهای امنیتی تغیراتی دادە شد و باند معظمی کە روابط نزدیکی با مراجع تقلید داشت بە جای باند نصیری روی کار آوردە شدند. اندک اندک سخنرانیهای ضد دولتی آخوندها در مساجد بدون عکس العمل آنچنانی دستگاههای امنیتی آغاز شد.

گسترش جنبشهای خیابانی کە عمدتآ توسط جوانان غیر مذهبی برپا میشد و گسترش جنبش دانشجویی و مطرح شدن دوبارەی جریانات چپ، ساواک را بە چارەاندیشی واداشتە بود. در چنین اوضاع و احوالی بە ناگهان روزنامە اطلاعات مقالەای را در مورد ارتجاع سرخ و سیاە چاپ میکند. باتوجە بە اینکە روزنامەهای رسمی ایران بدون موافقت ساواک و نمایندگان این سازمان قادر بە انتشار چنین مقاڵاتی نبودند، میتوان بە راحتی نتیجە گرفت کە این اقدام  دادن سمت و سۆی آشکار بە  خیزشهایی بود کە انتظار آن میرفت. چاپ این مقالە در ١٩ دیماە ١٣٥٦  منجر بە تظاهرات در قم شد. نیروهای امنیتی با تیراندازی بە شرکت کنندگان در این اعتراض کە نە چندان گستردە و مهم بود کە نیاز بە این شدت عمل داشتە باشد، عملا چرخ آسیاب  مافیای روحانیت را در مسیری گرداندند کە سالها بود دولت فخیمەی بریتانیا برای آن سرمایەگذاری کردە بود.

در قم برای اولین بار تظاهرات سیمای مذهبی بە خود گرفت. اگرچە در تبریز  در روز ٢٩ بهمن بە نام دفاع از شهدای قم  شورش سراسر شهر را فراگرفت، اما جنبەی غالب و صد در صد اسلامی و  شیعەگەری نداشت. ترکیبی بود از مشارکت همەی تودەهای مردم.

در ١٦  و ١٧ خرداد ١٣٥٧ بزرگترین تظاهرات مردم سراسر کردستان در شهر مهاباد و در جریان تشییع جنازەی عزیز یوسفی  کە پس از  ٢٥ سال زندان در سال ١٣٥٦ آزاد شدە بود، انجام گرفت کە ابعاد تودەای آن بسیار گستردە بود. از تمامی شهرهای کردستان  مردم   در مهاباد جمع شدە بودند. در این طظاهرات نیز همانند همەی طظاهراتهای  کردستان، مذهب هیچ تاثیری نداشت. طبیعی بود کە بسیاری از جوانان  و فعالین کرد دستگیر شدند.

اما در سایر نقاط ایران بە تدریج مساجد و منابر در مقابل   دیدگان  سازمانهای نظامی و اطلاعاتی  فعالیت میکردند و کسی بە سراغ آنان نمیرفت. درحالیکە دادستان نظامی برای دستگیر شدگان  کرد تقاضای اعدام کردە بود آیت اللەهایی مانند ناطق نوری در تهران آشکارا مردم را  بە تظاهرات دعوت میکردند و کسی کاری بە کارشان نداشت.

جنایت آتش زدن سینما رکس آبادان کە توسط طرفداران خمینی صورت گرفت، با تبلیغات عوامفریبانەی آخوندها بە رژیم نسبت دادە شد و همین نیز موجی از تودەهای ناآگاە را بە پیروی از مافیای آخوندی کشاند. اما علیرغم  این جریانات هنوز جو مذهبی بر فضای سیاسی حاکم نگشتەبود.

طبیعی است  تبعید ناگهانی خمینی از عراق و کشاندن  ایشان بە فرانسە را نمیتوان  حادثەای دانست بدون تصمیمگیری و موافقت قدرتهای غربی. خمینی تا هنگام ورود بە فرانسە برای بیش از ٨٠ درصد مردم ایران ناشناختە بود.

نشاندن خمینی در فرانسە و نقش مطبوعات و رادیو تلویزیونها در برجستە کردن او، جریانی مهندسی شدە بود. رادیوهای فارسی زبان بی بی سی، دویچەولە، اسرائیل هر روزە  بە زبان فارسی بیانیەها و  اخبار مربوط بە  اورا بە خانەهای مردم ایران میبردند کە اعتمادی بە رادیو، تلویزیون و مطبوعات رسمی ایران نداشتند.

بدینترتیب تا بهمن ١٣٥٧ بە تدریج خمینی تبدیل بە چهرە کارسماتیک و فرد طعیین کنندە تبدیل شد. رتوی کار آمدن او و بازگشتش و تسلیم شدن ارتش ایران نیز بدون مذاکراتهای محرمانەی وی در پاریس با آمریکا، انگلستان و فرانسە غیر ممکن بود.

چنین بود کە رژیمی در ایران روی کار آوردە شد کە طی هشت سال جنگ با عراق، ایران و عراق ثروتمند را در زیر بار قرضهای بین المللی غرق کرد. میلیاردها ثروت مردم را در راە  برپایی گروههای تروریستی شیعە تلف کرد. فقر و بیکاری و فحشا و مواد مخدر را در سراسر ایران گسترش داد. شکنجە و آدمکشی و تجاوز بە زنان و دختران را بە مثابەی احکام الهی بر جامعە حاکم کرد. سنگسار زنان ، شلاق زدن جوانان ، تراشیدن موهای سر را رایج کرد. رژیمی کە وحشی ترین دستگاە سرکوب را بوسیلە رذلترین انسانها  بر جامعە حاکم کرد و جوانان را  با جرثقیلها در معابر عمومی بدار می آویزد. رژیمی  بە روی کار آوردە شد کە دست اندرکارانش نەتنها اختلاسهای نجومی کردە بلکە دکلهای نفت را نیز دزدیدند. آنچە پس از جهل سال حاکمیت مافیای آخوندی ، با توسل بە شرع و احکام  مجتهدین طماع و سیری ناپذیر برجای ماندە، جامعەایست ویرانە، مردمی  زیر خط فقر، با سیل عظیمی از جوانان بیکار، لشکری از معتادان  و سپاە بیکرانی از زنان محرومی کە برای گرداندن چرخ زندگی تن بە خودفروشی اسلامی تحت  عنوان صیغە دادەاند. ایران ویرانەایست کە بە چندین نسل نیاز دارد تا بە حالت متعادلی از زندگی عادی برگردد.

 

٠٧.٠١.٢٠١٨

حسن ماورانی

 

 

ئاگاداریەان
مەلا حەسەن شیوەسەڵی
مەلا محەممەد جوانڕۆیی
ئارشیو