از هر دری سخنی.، قسمت اول، فاتح آرش

همانطوریکە در مقالە کردی عرض کردم در مدتی کە کمتر دیدە شدم در گوشە وکنارها، در موضوعات مختلفی دخالت داشتە


البتە این در سطح بسیار فراوانی بودە ولی دوست داشتم دوستان و مطالعە کنندگان گرامی هم بە نوعی اشتراک ذهنی داشتە باشند و جزئی از کل را مورد قضاوت قرار دهند. این موضوعات دارای سرماقالە بودە و در موارد دفاعی یا ایدە پراکنی بصورت کوتاە کوتاە آمدە ولی حال سرمقالەهارا هذف کردە اما محتوا مطابق با اصل می باشد. ناگفتە نماند کە بعضی از این دیدگاەها قبلا بە طریقی در نوشتەهای قبلی بندە آمدەاند.

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

    من یک کرد هستم و بە کرد بودن خود بسیار افتخار میکنم چون نزدیک بە یک قرن می باشد کە کردها برای دموکراسی، سوسیالیزم و آزادی مبارزە می کنند، در این راە هم متحمل خیلی بی عدالتی ها شدە، باید گفت کردها پرچم رهایی از ستم در خاورمیانە بدوش می کشند، یک قرن است کە کردها برای انسانیت قربانی می شوند، درعین حال عدەای دانستە یا ندانستە یا جهت منافع اسلحە بدست یا با قلم جهت سرکوب بە استخدام استثمارگر درآمدە، بعداز انقلاب ٥٧ کردستان ایران سنگر همە آزادی خواهان دیگر اقوام ایرانی شد. کردها بودند کە بدون در نظرگرفتن ملیت، مذهب و ایدئولوژی نان روز خودرا  با همە تقسیم می کردند. مهندس رضا خیاطی تورک کە یکی از این مبارزین راە آزادی بود در چند سال قبل فوت نمود کە کردها با بهترین و شایستە ترین شکل ممکن آورا در گورستان آزادی کوێە دفن نمودن، مراسمی کە جهت بدرقە ایشان انجام شد مثل مراسم یک رهبر کرد خود نمایی می کرد.

کسی فکر نکند کە در جواب ایشان این مطلب را میگذارم، همچنین باید گفت کە هدف از انتشار چنین مطلبی جهت تمدید خشونت نیست بلکە جهت مرور وقایع تاریخی و شناخت از وقایع تاریخی یست، اشتباە یک فرد بدون مسئوولیت می تواند ثبت شود ولی وقایع تاریخی بیشتر بە مسایل کە بطور سازمان یافتە کە توسط قدرت ها طراحی شدە رسمیت دارد. چون در دو مقالە دیگر از علت و صحت مبارزە مسلحانە بە عرض اساتید رساندم و در این بخش با مرور کوتاهی از وضعیت بە جنبە دیگر قضیە نگاە میکنم. حکومت ترکیە کە دومین ارتش ناتو می باشد بە تنها منطقە آرام سوریە کە توسط کردها ادارە میشد با نیروهای مزدور و تروریست خود حملە میکند، تجاوز، غارت، کشتن کشاورز بیچارە و بی دفاع بەمنظور بردن تراکتورش و هزاران  جنایت دیگر کە شماها از من بهتر اطلاع دارید. آیا کسی کە بە اجبار برای آزادی و دقاع از خود اسلحە برداشتە  تروریست است یا کشورها استبدادی چون ترکیە کە زبان و فرهنگ ملتی را ممنوع کردە و با تمام امکانات جهت سرکوب آنها حرکت میکند؟

با کدام منطق باید اجیر شدگان نوکر ستمگر را مرزبان و مردمی نامید؟ یا کسی کە برای دفاع از خود و رهایی مبارزە میکند تروریست؟ من اول انسانم و برای انسانیت هستم، در مرحلە دوم کردم و انسانیت و عدالت برایم در اولویت است  و خیلی حرکات احزاب کردی را هم مورد انتقاد قرار میدهم اما از واقعیت صرف نظر نخواهم کرد، میخواهم عرض کنم کە وظیفە انسانی، علمی و حقوقی همە ما حکم میکند کە سعی در فراموشی آن گذشتە سرشار از اشتباهات و کوشش برای یک آیندە کە پایەاش نفی آن گذشتە بد و بناء یک وضعیت عاری از بیعدالتی و تقبل همدیگر باشد کوشش نمایم، تا زنانیکە نتوانیم زمینە ارتقاء فکر سالم را مهیا کردە و منشاء خصومت کە افراد منفی گرا و منهدم فکرهستند از خود راندە با مشکلات بیشترروبرو خواهیم شد.

عکس هایی کە می بینید از ارشیو حکومت ترکیە بدست آمدە، اجساد و افراد هم کردهای ترکیە می باشند کە توسط سربازان مرزدار (مزدور) و مردمی ( ضد انسان) ترکیە بە نمایش گذاشتە شدە. در واقع خیلی مدارک زندە و تاسف آور در دست می باشد کە از منطقە عفرین بدست آمدە ولی بهترین را انتشار آن نیست بلکە خنثی کردن علت آن است.

٨١ سال قبل مجلس ترکیە دستور قتل عام کردها را در درسیم صادر کرد، در بعضی نوشتە آمدە کە در خلال سال های ١٣١٦ تا ١٣١٧ چیزی بین ٥٠ تا ٧٠ هزار کرد توسط حکومت وقت ترکیە قتل عام شدند، باید گفت کە حکومت قبل از سال ١٣١٦ تدارک چنین اعمال وحشیگرانەای دیدە کە می توان چون نسل کشی از آن یاد کرد، این طرحی بودە کە کشور ترکیە نیروی سیاسی و نظامی خود را برای آن بسیج کردە و اسناد مربوط بە آن هنوز در بایگانی ترکیە بصورت محرمانە نگهداری می شود، حکومت ترکیە خود قتل عام ١٢ هزار نفر را می پذیرد.

صدها کودک بی سرپرست  شدە کرد بە خانوادەهای ترک تحویل دادە و حال نسل آنها چیزی از هویت و گذشتە خود نمیدانند، بعداز گذشت سال ها صدای ضبط شدە یک افسر پایە بلند آن وقت ترکیە بنام اعسان صبری چاقلایانگیل از نحوە برخورد غیرە انسانی و اسفناک آرتش و سربازان مدافع حقوق بشر ترک در آن عصر با مردم درسیم بازگو میکند کە هر انسانی دارای کمی اخلاق انسانی را نگران میکند.

در قسمتی از این نوار ضبط شدە آمدە کە مردم بی دفاع درسیم در غارها پناە گرفتە و سربازان ارتش ترکیە با پرتاب نوعی گاز بە داخل این غارها آنهارا مانند موش سم پاشی کردە و از بچە شیرخوار گرفتە تا پیرزن ٧٠ سالە سربریدە شدند. بعداز ٨١ سال هنوز بعضی از غارهای درسیم پر از استخوان کرد و گور دست جمعی می باشند، آیا کسی کە اخلاق و صلاحیت انسان بودن داشتە باشد بە این سربازها افتخار میکند؟ دوست نداشتم بنویسم و امیدوارم کە دیگر وسیلە سرکوب همدیگر نشدە و دست در دست هم دادە جهت برچیدن کاخ ستم.

           نظرات جناب آقای د- جلودارزادە و آقای لکستانی را مطالعە کردم چون بندە از طیف خواهان تعیین سرنوشت ملیت های ایرانی می باشم چنین حقی بە خود میدهم کە داخالت داشتە باشم، اول باید بە عرض جناب دکتر برسانم کە لازم بە حاشیە رفتن نداشت و بهتر بود کە از رد حق تعیین سرنوشت بنویسید، دوما می خواهم عرض کنم کە این مسئلە بە آن سادگی کە شما می فرمایید نیست، چند کلمە توهین آمیز هم راه حل آنرا ندارد. من در این موارد نوشتار زیادی دارم و حال نظر جنابعالی را بە یک نوشتە کوتاە جلب می نمایم کە امیدوارم با علم و اخلاق انسانی خود در حل مشکل ملیت های ایرانی مشکل گشا و همراە شوید. چون ملت های (قومیت ها) تحت ستم سرنوشت مشترک دارند اما من از ملت کورد میگویم.

همه‌ ما میدانیم و تجربه‌شده‌هم هست، در کشورهای که‌سیستم اداره‌کشور بر مبنای مذهب، نژاد و امثال آنها پایه‌ گذاری شده‌عدالت سیاسی و اجتماعی وجود ندارد و اگر هم باشد یک عده‌ خاص از آن نعمت برخوردارند.

کشورهای که‌حکومت شان برمبنای دیسپوتیسمی استوار است همیشه‌ یا اکثرآ در مواقع درماندگی سیاسی از درعوام فریبی (دیماگوجی) وارد میدان سیاست شده‌، علت چنین طرز تفکر هم از بی باوری آنها به‌راسیونالیسم (عقل گرایی) می باشد، اگر خلاصه‌گویی کنم آنها بقاء عمرحکومت خود را در سرکوب راسیونالیسم میدانند و همیشه‌ سعی می کنند تا میان توده‌های مردم و راسیونالیسم در حیطه‌ قدرت خود سدی ایجا کرده‌ باشند.

از ترکستان، کردستان، بلوچستان و خوزستان شروع  می کنم، امروزە در ایران توسط شاخەهای مختلف نظام حاکم بەمنظور بە چالش کشیدن و سرکوب راسیونالیسم  بخصوص در میان نسل جوان و همچنین مانند یک مکانیزم دفاعی برای منحرف کردنی اذهان عمومی از واقعیت از کلمە ناسیونالیسم استفادە می کنند و مبارزە مبارزین را بە ناسیونالیسم تنگ نظر ربط میدهند

اگر بە تاریخ ناسیونالیسم انقلابی ملل ستمدیدە رجوع کنیم متوجە می شویم کە ناسیونالسیت ملت ستمدیدە بانی خیلی از انقلاب های آزادیبخش بودە، ملتی برای رفع ستم قومی و محو نشدنشان از صحنە تاریخ یا بلعیدە نشدن توسط ناسیونالیسم ستمگر، جهت همزیستی مسالمت آمیز با همە اقوام، مذاهب و دوری از بیعدالتی اجیماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مبارزە می کند با ناسیونالیسم ستمگر کە تلاش دارد تا با در دست گرفتن ارکان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانەای کشور در راه اعتلا و ارتقاء اساسی باورها، آرمان‌ها، تاریخ، هویت و منافع ملی گرایی خود گام بر دارد دو موضوع متضاد هستند.

نقطە تمرکز سیاست ناسیونالیسم تنگ نظر یا ستمگر بیشتر رو بطرف خارج تمایل دارد وسعی می کند تا با سرهم کردن تاریخ و روابط تاریخی بە ابزار دستیابی بە منافع قومی خود برسد، ناسیونالیسم تنگ نظر (کور) کمتر مردم حیطە قدرت خود را مدنظر دارد بلکە همیشە سعی در توسعە جغرافیای قدرت خود در خارج از مرزهای کشور می باشد و حس یهودی، دموکراسی و سوسیالیستی ستیزی در آنها جریان دارد.

ایران یان واضح تر بگویم نظام حاکم برای ترویج و تبلیغ زبان و فرهنگ خود هر سالە میلیاردها دلار از سرمایە همین ملت ستمدیدەای کە حاکمان مملکت میخواهند ماهیت تنگ نظرانە خود را برای آنها ثبت کنند در کشورهای چون، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، هند، عراق، سوریە یا می توان ادعا کرد همە جهان خرج می کنند، زبان اردو، تاجیک، داری و غیرە را فارسی قلمداد می کنند ولی جهت امیال استبدادی خود کوردهارا بە کورد، کرمانجی، سورانی، لکی، لری و غیرە تقسیم نمودە

حال اگر بخواهیم بطور سادە این دو کلمە سیاسی اجتماعی را تجزیە و تحلیل کنیم خیلی آسان بە واقعیت دست خواهیم یافت

قوم برتر (در حاکمیت) همیشە در تکاپو بەمنظور حذف هویت فرهنگی ملل دیگر بودە و در راستای رسیدن بە هدف خیلی کارها کردە کە سادەترین آن سعی در شرم آور کردن زبان و هویت قوم زیر دست بودە.

این یک واقعیت می باشد کە امروزە در ایران جریان دارد و از طریق مختلف برای رسیدن بە چنین خواستی کار می کنند و سادەترین آن اولویت بخشیدن بە زبان قوم حاکم و بی ارزش جلوە دادن زبان اقوام زیر دست می باشد.

 

من یک تجزیە طلب هستم !

………..   باید عرض کنم کە مدت پیش در مورد برچسب تروریست بودن چند سطری بە عرض رساندم وطبق نظر خودم مبارزە مسلحانە جهت رهایی را یک وسیلەای دانستم کە توسط استبداد تحمیل می شود، نە یک خواست فردی یا ژنتیکی، با پوزش از سروران گرامی برای کوتاە کردن  نوشتەام از توضیح بیشتر در این مورد طفرە میروم و بە نکات چند در مورد واژە تجزیە طلبی می پردازم. همە شماها از حقوق بین المللی انسان ها یا اقوام از من بیشتر میدانند بنابراین وارد این موضوع هم نخواهم شد.

ترکیە، عراق، ایران و سوریە اروپا نیستند، انواع ستم ها درکشورهای خودمان وجود دارد،  می خواهم بە صراحت عرض نمایم اگر یک مبارز واقعی  راە رهایی یک تروریست باشد من یک تروریست هستم چون بطور یقین میدانم تاثیرتحرکات آزادیخواهی بر روان مستبد کارگرو استبداد در زمان درماندگی سیاسی بە مرحلە  دیماگوجی سقوط میکند یا از دیگر کانال های متفاوت آزادە را مورد تهاجم قرار دادە و ابزار تهاجمی را هم داراست!

    مدتی ایست کە برچسب تجزیە طلبی دانستە و ندانستە بە بازار فرسودە سیاست وارونە سازی واژە آمدە و چون کالایی جهت تخریب افکار سالم و تولید توهم در فکرهای جوان از آن استفادە می شود، متاسفانە باید گفت بطور ظاهر کسانی این مورد را تبلیغ می کنند کە خود را هم فرشتگان رهایی می نامند، این بزرگواران بقول خود از فقدان دموکراسی گلە مند یا فرار را ترجیح دادە  و در سایە دموکراسی در گوشە دیگر زندگی می کنند اما در عین حال یکی از نخستین ترین حقوق دموکراتیک یک ملت “قوم” را انکار و سعی در وارونە جلوە دادن و تبدیل آن بە یک ابزار برای سرکوب آنها می کنند.

ترکیە ٢٥ میلیون کرد را انکار میکند و عزیزانی هم هستند کە همسو با این افکار فاشیستی حقوق انسانی انسان های دیگر را انکار کردە و وسیلە جهت تشویق ستم و دوری از حقوق پایەای خود هم می شوند! در حال حاضر این مناطق در ترکیە کردستانی یا کردنشین هستند، وان، آگری، حکاری، سیرت، درسیم، شیرنخ، ماردین، آمد، دیاربکر، بتلیس، ارزروم، ازمیر، موش، شمزینان، غرس، ایدر، اورفا، الزیق، باتمان، اسیانبول، آناتولی، سیواس، سمسورارزنجان، ملتی، گور، جولمیرگ ولی شما انکار میکنید، چرا؟ طبق نظر خیلی از محققان کردها مناطق زیادی از دست دادە، مثلا گیلان، تبریز شما کە در اصل تەوڕێژ بودە، یا مازندران!

ملت کرد برای رفع ستم قومی و محو نشدنشان از صحنە تاریخ یا بلعیدە نشدن توسط ناسیونالیسم ستمگر، جهت همزیستی مسالمت آمیز با همە اقوام، مذاهب و دوری از بی عدالتی اجیماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مبارزە می کند، ولی شما چرا؟ شما کە چند کشور ترک زبان و مقتدر داری! دکتر صدیقە عدالتی کە من فکر میکنم یک ترک باشد در یک تحلیل علمی نوشتە کە” ژن مدنی و فرهنگی مجموعە میراث و تمدنی هستند کە حکومتهای استبدادی نابودی آنرا در دستور کار خود دارند چون تنها خلقی چنان آسان خواهند مرد و نامشان از تاریخ زدودە خواهد شد کە هویت خود را فراموش کنند، پس شما چرا با ستم همدست شدە و تمایل بە اسارت ستم دیدە را آرزو می کنید؟ دوست دارید کە رفا اجتماعی، سیاسی، اقتصادی را مهیا سازید باید کشور را برای همە ملی کرد، کردها ازنبود دموکراسی و ستم های مختلف بە ناچار مبارزە مسلحانە را انتخاب کردە و می کنند.

 

منبع: پێشمەرگەکان

نوێترین بابەت و هەواڵ
ئارشیو