چرا تجزیه‌ طلبی 1(فاتح آرش)

قرار براین بود موضوع زیر در سایت کرمانشاه‌ پست منتشر شود اما همانطور که‌ در اول حدس زده‌ میشد آقای پورمرادی برخلاف میل خودش امکان انتشار آنرا نداشته‌. 

  یک توضیح ساده‌ و دوستانه‌ در مورد مقاله‌ آقای فرزاد  پورمرادی.aresh_fateh
 

                      

                                        

قبل از هر سخنی به‌ اطلاع خوانندگان محترم می رسانم که‌ محتوای این مقاله‌ و دنباله‌اش نظر شخصی خودم من می باشد‌ و نمایندگی هیچ کس یا حزبی سیاسی نمی کند.

آقای پورمرادی روزنامه‌ نگار و وبلاگ نویس در مورخه‌ 31 اکتبر 2011 مطلبی تحت نام سخنی با مسعود بارزانی در زمان آمدن آقای بارزانی به‌ ایران در وبلاگ خود کرمانشاه‌ پست منتشر کرده.

   جهت مطالعه‌ مقاله‌ مزبور به‌ لینک ضمیمه‌ مراجعه‌ شود.                     

آغاز سخن را با یک ملاحظه‌ شروع میکنم، شرایط ژئوپلیتیکی و اجتماعی وبلاگ کرمانشاه‌ پست را درک می نمایم  و سعی برآن دارم تا هرچه‌ بیشتر ساده‌ و از آوردن فاکت و اسناد بسیار بارز در مورد اظهاراتم خودداری نمایم به‌ این امید کرمانشاه‌ پست بتواند این مطلب ساده‌ را در همان وبلاگ درج نماید.

ملت کرد که‌ قسمتی از جغرافیایی ایران را تشکیل میدهد ملتی بوده‌ که‌ همیشه‌ مورد انواع ستم و سرکوب ها در گذشته‌ و حال قرار گرفته‌ ولی باز‌ در شکل گیری و انسجام کشور ایران نقش بارز داشته‌، در این مورد میتوان تاریخ را چون منبعی دال بر واقعیت به‌ قضاوت طلبید، یکی از این ستم ها که‌ شاید مورد نظر خیلی ها هم قرار نگرفته‌ این بوده‌ که‌ هرگاه‌ این مردم به‌ستوه‌ آمده‌ خواسته‌اند تا از حداقل حقوق انسانی شهروندی خود سخن بر زبان آورند برچسب خارجی و تجزیه‌ طلبی به‌ آنها وارد آمده‌ و این معرفی دور از واقعیت عاملی در سرکوب هرچه‌ بیشتر آنها و به‌ زیان توسعه‌ کشور و توده‌های مردم آن سرزمین اعم از کرد، فارس، ترکمن و غیره‌ تمام شده‌، اگر بخواهیم چگونگی اثرات منفی این دو کلمه‌ بطور ظاهر ناقابل یعنی تجزیه‌ طلبی و مرتبط ساختن مبارزه‌ کردها با‌ بیگانگان مورد موشکافی و آنالیزه‌ عمیق قرار دهیم احتیاج به‌ نوشتن مقالات متعدد داریم ولی بطور خلاصه‌ سرکوب و به‌ استثمار کشیدن ملتی یا قومی از ملل یا اقوام هر کشوری از لحاظ سیاسی اقتصادی و اجتماعی اثرات مخرب بر دوش تمام مردم آن کشور بجا می گذارد.

آقای پورمرادی خطاب به‌ آقای بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق کردهای ایرانی که‌ مجبور به‌ جلای وطن شده‌ یا احزاب سیاسی مرتبط با کردهای ایرانی را تجزیه‌ طلب، تروریست و تبعیض گرایی زبانی می نامد.  باوچود اینکه‌ آقای پورمرادی قوانین حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را رعایت نکرده‌ ولی شکی در آگاه‌ بودن آقای پورمرادی ندارم و این طرزتفکر نسبت به‌ ایشان بمن یاد آوری میکند که‌ آقای پورمرادی چون در شرایط دشوار سیاسی قرار داشته‌ نتوانسته‌ واقعیت را آنطور که‌ هست بیان نماید و در نهایت خواسته‌ به‌ شکلی به‌ آقای بارزانی بگوید که‌ از موقعیت استفاده‌ کند و در رابطه‌ با بیعدالتی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… که‌ به‌ کردها روا میدارند‌ چیزی مطرح کند. اما چون این مطلب در یک رسانه‌ عمومی درج شده‌ و خوانندگانی با تفکرات و درک مختلف آنرا مطالعه‌ کرده‌اند ناگزیر باید هر چند سطحی هم باشد به‌ چند نکات آن مطلب اشاره‌ کرد. بسیار جای نگرانی و تاسف است که‌ جوانان کشورمان ناچار میشوند تا بر خلاف میل و آگاهی سیاسی و اجتماعی خود مطلب یا موضوعی را بیان نمایند که‌ امکان دارد در بعضی موارد چهره‌ اجتماعی و سیاسی آنهارا خدشه‌ دار کند، صرف نظر از اینکه‌ که‌ وبلاگ کرمانشاه‌ پست فیلتر شدن را تجربه‌ کرده‌ اما در واقع نتیجه‌ بیان واقعیت و رعایت پرنسیپ های سیاسی و اخلاقی هرچه‌ باشد خوش است.

تجزیه‌ طلب کی هست و فکر تجزیه‌ کردن چطور رشد میکند بحثی بسیار طولانی و مفصلی دارد اما چون موقعیت  موجود سیاسی وبلاگ بغرنج و ضعف هضم سیاست را دارد من طوطی وار به‌ آن اشاره‌ می نمایم تا بلکه‌ بتوان آنرا منتشر کرد.

تجربه‌ این را ثابت کرده‌ که‌ در اغلب کشورهایی چند ملیتی با فرهنگ، آداب و رسوم متفاوت یکی از آن ملت ها “اقوام” بطور غیره‌ دموکراتیک حاکم شده‌، قدرت را قبضه‌ کرده‌ و همیشه‌ سعی در استثمار و همانند سازی بقیه‌ داشته‌، این عمل دور از پرنسیپ سیاسی، اجتماعی و اخلاقی عاملی در درجهت رشد تفکر جدایی و رهایی را ارتقاء داده‌، در همین بحث کوتاه‌ و ساده‌ میتوان نتیجه‌گیری کرد که‌ اگر کسی یا حزبی از احزاب کردستانی متمایل به‌ جدایی یا تجزیه‌ طلبی باشد منشاء فکری آن ستم مضاعف و بانی و بوجود آورنده‌ آن قدرتی بوده‌ که‌ اهرم چرخهای آن کشور را بطور وارونه‌ به‌ گردش درآورده‌، ساده‌ تر گفته‌ باشم خانواده‌ای با چند فرزند باید خیلی جوانب رعایت دقیق عدالت را مدنظر داشته‌ باشد تا بتواند موقعیت خانوادگی و اجتماعی خود را حفظ کند ولی اگر برخلاف رعایت اصول خانوادگی گام بردارد حتمآ نتیجه‌ برعکس خواهد داد.

به‌ نظر خوانندگان این مقاله‌ آیا یک کرد یا یک بلوچ ایرانی میتواند رئیس جمهور ایران شود یا پست های کلیدی کشور را از آن خود سازاد؟ اگر جواب منفی یست چرا و علت آن از کجا ناشی میشود؟

بافت سنتی ایران ترکیبی است از ملیت ها، یا “قوم ها” با گویش، سنت و مذاهب متفاوت، اگر ما این چند کلمه‌ مختصر را بی اهمیت نشماریم باید درمورد نظام سیاسی ایران دقت بسیارنمایم، نظام سیاسی یا حاکم بر ایران باید نظامی باشد که‌ بتواند این کشور را با این ترکیب در خود جای دهد و ایران را برای همه‌ ملی کند.

 اکنون ما در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم و اگر بخواهیم باهم با‌ صراحت صحبت نمایم و منافع کل مردم و کشور را در نظر بگیریم تاریخ ایران بما میگوید که‌ این کشور بیشتردر موقعیت انحصاری”انحصارخودی” از نوع شاهی و شیخی بوده‌ و در هر دو نظام انحصاری از شیوه‌های مختلف بخصوص از مذهب به‌ مثابه‌ یک مکانیزم برای سرکوب  و اختناق طبقه‌ زیردست استفاده‌ شده‌.

‌‌ایران هم مانند بقیه‌ کشورهایی فاقد دموکراسی انواع تبعیض ها بوده‌ و هست، تا مذهب، قوم برتر در امور سیاسی کشور یکه‌ تاز باشد، تا نظرات متفاوت را نپذیریم  بیعدالتی هم بیداد میکند و نمی توانیم یک کشوری داشت که‌ متعلق به‌ همه‌ باشد، ما کلی مسائل را با چشم و گوش خود و بطور واضح و روزمره‌ می بینیم و می شنویم پس چطور و یا با کدام منطق میتوان انتظار داشت که‌ شخصی یا حزبی محدودی طریق رهایی خود را در فرار یا جدایی جستجو نکند، برای مبارزه‌ و دستیابی به‌ پیچیدگیها سیاسی و اجتماعی انسان احتیاج به‌ منطق و منبع سالم فکری دارد تا آنرا چون ابزار کار یا چراغ راه‌ خود مورد استفاده‌ قرار دهد، چیزی که‌ امروزه‌ در ایران دارد سیر روبه‌ زوال خود را طی میکند سالهای دور هم سد راه‌ تکامل و پیشرفت جامعه‌ مدرن امروزه‌ اروپایی ها بوده‌، هرکسی آزاد است که‌ کردها را ملت “قوم” یا هر اسمی که‌ دوست دارد بخواند ولی مسئله‌ مهم اینست که‌ کردها (ما) عدالت اجتماعی میخواهیم، ما می خواهیم کشورمان یک کشور سکولار و دموکرات باشد، خواستار حقوق شهروندی خود هستیم و این مطالب سیاسی و انسانی را در راستای پیشبرد و توسعه‌ همه‌ کشور می دانیم، ما نباید با کلمه‌ چون  تجزیه‌ طلبی که‌ اکنون دیگر خریداری ندارد و بی خاصیت و فرسوده‌ شده‌ سد راه‌ تکامل و توسعه‌ همگانی و همه‌ جانبه‌ کشورمان شویم.

صدام حسین کردهای عراق، همان بارزانی امروز را تجزیه‌ طلب و عامل این و آن میخواند اما امروزه‌ با وجود ساختن مانع  و سعی در بوجود آوردن اصطکاک مابین کردها و حکومت عراق، تغییر عقیده‌ و سربازدهی حکومت از اعطای بعضی حق قانونی کردها، باز این کردها هستن که‌ در انسجام آن کشور فعال و همانند یک وسیله‌ بازدارنده‌ مانع انهدام عراق می شوند و بطوری عملی و سیاسی سد راه‌ مداخلات مخرب این و آن هستند.

ایران ‌کشوری است با یک تاریخ چند هزارساله‌ و دارای سرمایه‌ و منابع بسیار اما این کشور با خصوصیت های تعریف شده اش ‌ و شهروندان روشن فکر، متآسفانه‌ هنوز ازخیلی جهت در رده‌ کشورهای عقب افتاده‌ قرار دارد چرا؟

در بالا انگشت روی موارد متعددی از نارسائی های سیاسی و اجتماعی گذاشتیم ولی این اول کار به‌ حساب می آید و علل های دیگری دخیل می باشند، موضوع عدالت اقتصادی عنصر کارآمد در تکامل و توصعه‌ یک جامعه‌ می باشد، من از حیف و میل اموال عمومی، اسراف و اختلاس آن طفره‌ میروم و به‌ مواردی که‌ تقریبآ برای همگان مشخص میباشد تکیه‌ میکنم، در همان کردستان ایران فقر، بی سرپناهی بیداد میکند. در قرن بیست ویکم هنوز خیلی از دهات کردستان از لرستان گرفته‌ تا ماکو فاقد آب آشامیدنی سالم و بهداشت می باشند، در بخشهایی از کردستان  فارغ التحصیلان کرد برای زنده‌ ماندن و امرار معاش ناچار میشوند تا بطور غیر قانونی از مرز کشور‌ عبور کرده‌ و یک بار سنگین شاید وزن آن به‌ 100 کیلو برسد با پشت زخم شده‌ خود حمل نمایند تا صاحب کالا مبلغ 25 هزار تومان بی ارزش به‌ ایشان بدهد، هر روزه‌ ما شاهد کشتار این مردم معروف شده‌ به‌ کولبر توسط نیروهای اعزامی از اصفهان، مشهد و غیره‌ میباشیم ولی در مقابل جهت توسعه‌ و ترویج افکار مردود هر سال میلیاردها دلار بر باد میدهند و مهم نیست.

به‌ کشور دیکتاتور سوریه‌ شش میلیارد دلار از سرمایه‌ همین کولبرها و دیگر اقشار کشورمان جهت رفاه‌ مردم سوریه‌ به‌ سوری ها‌‌ واگذار می کنند، در یکی از شهرهای سوریه‌ که‌ یک امامزاده‌ دفن شده‌ به‌ میلیارد پول مردم فقرزده‌ ایران را صرف آبادانی و تزیین آن میکند ولی در بلوچستان کردستان و نقاط دیگر ایران گرسنگی مردم را ناچار به قبول‌‌ انواع کارها میکند.

اگر یک گلوله‌ اسرائیلی ها به‌ یک خانه‌ لبنانی اصابت کند چند خیابان و کوچه‌ نزدیک محل اصابت آن گلوله‌ را هم بطور لوکس میسازند ولی در کردستان قسمت های از ایران فقر بیداد میکند و کسی عکس العملی نشان نمی دهد، هنوز بعضی از خرابیهای جنگ خود محروی ایران و عراق پابرجاست، به‌ میلیارد دلار در عراق صرف سازماندهی و توطئه‌ میشود اما مردم برای زنده‌ ماندن تن فروشی میکنند چرا؟ شاید کسی بگوید این مشکل همه‌ کشور است ولی متاسفانه‌ باید گفت که‌ کردها قرنانیان درجه‌ یک نارسائی هایی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی این کشور هستن.

اکثر قاطع فعالان سیاسی کرد، احزاب سیاسی کرد میگویند مرگ بر بیعدالتی و ما مردم ایران با هر مذهب، زبان و فرهنگی باید با واقع بینی سیاسی باهم مثل برادر زندگی کنیم و به‌ حق وحقوق دموکراتیک همدیگر احترام بگذاریم، جهت نیل به‌ چنین اهدافی یک نظام سکولار و دموکرات را پیشنهاد میکنند چون معتقدند که‌ در یک نظام سکولار و دموکرات چرخهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور بطور کامل و در جهت درست به‌ چرخش درمی آید و در عصر حاضر نمی توان از طریق زور و استثمار مشکلی را گشود. آیا کسی که‌ برای تحقق چنین خواستی مبارزه‌ کند تجزیه‌ طلب یا آزادیخواه‌ هست؟. بهترین راه‌ برای اداره‌ و رفاء یک جامعه‌ کشیدن خط بطلان بر بیعدالتی هایی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی  و مذهبی است، این هم در یک حکومت سکولار و دمکراتیک قابل دسترسی میباشد، وارد کردن برچسب تجزیه‌ طلبی به‌ کردها جهت تخریب فکری مردم ایران و در راستای منافع مستبدان و سرکوبگران همه‌ مردم این دیار به‌ بازار سیاست آمده‌ و نمی تواند مشکل گشا باشد، بهتر است ما همه‌ باهم دنبال راه‌ حل منطقی آن بگردیم.

{jcomments off}

نەمر شێرکۆ بێکەس بۆ قاسملوو
مەلا حەسەن شیوەسەڵی
مەلا محەممەد جوانڕۆیی
کاتالۆگ