نقش ایران و کشورهای همسایه‌ در تشدید بحران قره‌باغ. ابراهیم قاسمی زاد

قفقاز یکی از حساسترین خطوط گسل ناآرامی در منطقه‌ و جهان محسوب می شود، زیرا بیشتر طول تاریخ خود را در جنگ و درگیری سپری کرده‌ است.ibrahim_qasmi_zad
این منطقه‌ همچنین یکی از مناطق استراتژیک ارسال نفت و گاز خاورمیانه‌ و آسیا به‌ کشورهای غربی و اروپایی می باشد.یك منطقه‌ بحرانی که‌ بالانس قدرت امریکا و غرب با قدرتهای آسیا یی مانند کشورهای روسیه‌، چین، ایران، ترکیه‌ و سایر کشورهای مشترک المنافع منطقه‌ را نگه می دارد. برای پیدا کردن گره کور جنگ بین ارمنستان و آذربایجان باید کمی به‌ عقب برگشته،‌ تاریخ و چگونگی تشکیل کشورهای این منطقه‌ را اندکی مرور کنیم و تحولات سریع منطقه‌ را نیز از منظر بگذرانیم. این مسئله‌ تنها مختص به‌ قره‌باغ و جنگ آذربایجان و ارمنستان نمی باشد بلکه‌ اکثر کشورهای منطقه‌ طبق منافع قدرتهای جهانی و بدون در نظر گرفتن خواست ملت ها و چگونگی ترکیب جمعیتی آنها تاسیس شده‌اند. قره‌باغ که‌ اکثریت ساکنان آن را مردم ارمنی تشکیل می دهند توسط شوروی سابق به‌ آذربایجان واگذار شده‌ است، و این تنها یک نمونه‌ از این تقسیمات غیر عادلانه‌ است که‌ سبب ناسازگاری شده است.

اختلاف بین آذربایجان و ارمنستان بر سر حاکمیت منطقه قره‌باغ به‌ دنبال فروپاشی شوروی در سال 1991 با اعلام استقلال قره‌باغ کوهستانی حدت و شدت بالاتری به‌ خود گرفت. جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان شش سال به‌ طول انجامید. ارمنستان در این جنگ بخش هایی از منطقه‌ قره‌باغ را به‌ کنترل خود در آورد. این جنگ شش ساله با گرفتن جان سی و پنج هزار نفر و آواره‌ شدن هزاران نفر از این خطه‌ با مداخله‌ های بین المللی و شکل گیری توافق”بیشکک” به‌ پایان رسید، ولی دو طرف هیچ گاه پیمان صلح امضا نکردند.‌ با وجود جمعیت اکثریت ارمنی این منطقه‌، قرار دادن آن تحت حاکمیت جمهوری آذربایجان، خود بزرگترین عامل اختلاف و بی ثباتی است. کوچکترین اختلافات قومی، ملی، مذهبی می تواند به‌ نقض آتش بس بیانجامد. بنابراین نرسیدن به‌ یک صلح پایدار و دائمی و نقض مرتب آتش بس از هر دو طرف و دخالت کشورهای همسایه‌ در این مسئله‌ می تواند شعله‌ های جنگ را بیشتر و دامنه‌ آن را نیز گسترده‌ تر نماید.

درگیری های چند روز گذشته‌ و نقض آتش بس طی چند ماه اخیر نمی تواند بی ربط به‌ دخالت کشورهای همسایه‌ باشد. ترکیب جمعیتی این منطقه‌ چنان حساس است که‌ با کوچکترین دخالت خارجی این ترکیب به‌ هم می ریزد و سبب نا آرامی و جنگ می شود، زیرا در این منطقه‌ علاوه‌ بر ارمنی ها که‌ اکثریت هستند، آذری، کورد، تاتار، گرجی و بسیاری از گروهها و اقلیتهای ملی، مذهبی و اتنیکی دیگر زندگی می کنند. از اینرو دیکتاتور ها همیشه‌ حساسیت های منطقه‌ و رنگارنگ بودن ترکیب جمعیتی را بهترین ابزار و سلاح مخرب جهت سرکوب و افزایش طول عمر حکومتهای خود بکار می گیرند.

در جریان جنگ سالهای نود میان ارمنستان و اذربایجان، ایران ابراز بی طرفی می نمود و خود را به‌ اصطلاح میانجیگر قضیه‌ معرفی می کرد. ابتکار غیر منتظره‌ حاکمان آذربایجان و اقدام به‌ تغییر الفبای آذری از عربی_-فارسی به‌ لاتین و همچنان رو کردن طرح نقشه‌ آذربایجان بزرگ توسط حیدر علی اف سبب شد تا ایران عملا در جبهه‌ مقابل قرار بگیرد و از ارمنستان دفاع نماید. در سالهای اخیر با رویای صدور انقلاب، باز ایران نتوانست با سیاست تشیعگرایی خود نفوذ آنچنانی در جمهوری نشات گرفته‌ از فرهنگ سوسیالیستی در آذربایجان پیدا كند. ایران که‌ دل خوشی از سیاست های آذربایجان نداشت، در اغتشاشات سال 2012 میان دو کشور ارمنستان و آذربایجان با فرستادن مستشاران سپاه پاسداران، حضور قابل توجهی در مدیریت لجیستیکی درگیری داشت و به ارمنستان همکاریهای لازم را ارائه‌ کرد. از طرف دیگر ایران آذربایجان را محکوم به‌ دست داشتن در ترور دانشمندان هسته‌ای خود می کرد. این در حالی بود که‌ آذربایجان 22 نفر از شهروندانش را به‌ تهمت جاسوسی برای ایران محاکمه‌ نمود و به‌ جرم خیانت به‌ مملکت به‌ زندان انداخت. روابط آذربایجان با ایالات متحده‌ امریکا و ایجاد پایگاههای نظامی این کشور در خاک آذربایجان، خرید تسلیحاتی1.6 میلیارد دولاری آذربایجان از اسرائیل هم بر دشمنی افزود و روابط بین دو کشور تیره تر شد.

جنگ ویرانگر سوریه‌، همکاری ایران و روسیه‌ با دیکتاتور سوریه‌ از یک سو راه را برای گروههای تندرو سلفی و جهادیست هموار نمود و از سوی دیگر معادلات قدرت طلبانه‌ ترکیه‌ در منطقه‌ را نیز تحت شعاع قرار داد و بیشتر به‌ عمق شکست سیاست خارجی ترکیه‌ افزود. از اینرو تركیه‌ نیز در تعقیب منافع خود، علاقه‌ زیادی به‌ تشدید بحران میان اذربایجان و ارمنستان پیدا كرد. دخالت این کشورها همانگونه‌ كه‌ مشکل سوریه را حل نكرد،‌ سبب ویرانی، آوارگی و باز شدن جبهه‌ های متعدد دیگری در منطقه‌ شده و خواهد شد. بارزترین این مشكلات، جنگ كنونی در قرباغ است كه‌ شاید اقدامی از سوی تركیه‌ بحساب اید تا از این راه‌ جبهه‌ دیگری را علیه‌ روسیه‌ باز کند. اردوغان با این گفته بر‌ حمایت قاطع دولتش از آذربایجان تاکید نمود. در گزارش های تصویری و خبرهایی که‌ از جنگ اخیر بین آذربایجان و ارمنستان روی داد به‌ وضوح مشاهده‌ می شود که‌ اردوغان با فرستادن نیروهای داعشی و سلفی به‌ منطقه‌ بحرانی قره‌باغ به‌ سخن خود جامه‌ عمل پوشیده‌ و همراه‌ با ایران آتش بیار این جنگ شده‌ است.

وجود پایگاههای نظامی امریکا در آذربایجان، انتقال نفت و گاز آذربایجان از طریق ترکیه‌ به‌ جای ایران به‌ غرب، خرید تسلیحات نظامی از اسرائیل، جلوگیری دولت آذربایجان از نفوذ مبلغین مذهبی اهل تشیع و صدور انقلاب آخوندی، جلوگیری از فرقه‌ های تندرو و حزب الله ایران راه منافع ایران در آذربایجان را سد می کند. بر خلاف آذربایجان، ارمنستان در سالهای تحریم پل ارتباطی ایران به‌ جهان خارج بود و این پل دو طرفه سبب بهتر شدن مناسبات دو کشور ایران و ارمنستان شد.‌ ارمنستان که‌ از طرف آذربایجان و ترکیه‌ محاصره‌ شده‌ بود با نزدیکی به‌ گرجستان و ایران توانست این محاصره‌ را بشکند و به‌ راهش ادامه‌ دهد. ترس ایران از اینكه‌ برپایی جنگ در کنار مرزهای این كشور به‌ راحتی بتواند جنگ رااز طریق آذربایجان ایران به‌ داخل مرزهای ایران گسیل دهد، اخوندها را بر ان داشته‌ است كه‌ در این جنگ با تمام توان از ارمنستان در مقابل ترکیه‌ و آذربایجان دفاع كنند.

تغییر و تحولات سریع منطقه‌، مقاومت ملت های آزادیخواه و مبارزه دموکراتیک مردم خاورمیانه‌ علیه دیکتاتورها و نابودی یکی پس از دیگری انها باید سر مشقی برای سایر حاکمان منطقه‌ باشد تا این واقعیت را درک نمایند که‌ اختلافات قومی، ملی، مذهبی و حتی سرزمینی با اعمال جبر، زور و لشکر کشی غیر قابل حل و فصل می باشند. تنها راه نجات از این بحران ویرانگر با کشتار و قتل عام های غیر انسانی، احترام به‌ حقوق ملی و انسانی همه‌ ملت ها و مبارزه همه‌جانبه‌ علیه‌ تفکرات تندرو و عقب مانده‌ دوران نوسنگی می باشد كه‌ رژیم حاكم بر ایران نمایندگی انرا بر عهده‌ دارد.

نوێترین بابەت و هەواڵ
ئارشیو