اتهامهای واهی امنیتی و بلاتکلیفی 500 روزەی زندانیان نصیرآباد، حمزە نبایخ

بلوچستان درصدر میزان بیسوادی، بالاترین نرخهای بیکاری، فقر،اعدام، مرگ و میر است که همه اینها از دست آوردهای انقلاب 57برای بلوچستان هستندhemze_nebayex

وهم اکنون زمزمه تغییر نام بلوچستان به گوش میرسد، واین هم در ادامه دیگر طرحهای ضدبلوچی رژیم است که میخواهد نام سرزمین بلوچستان رادر نقشه های جغرافیایی به سیستان مبدل سازد. رژیم ایران میخواهد نام سرزمینی را که تاریخ برآن گواه است که همیشه بلوچستان و متعلق به ملت بلوچ بوده را تغییر دهد .در حالی که هر بلوچی این برایش خط قرمز بوده وقابل قبول نیست.

عدم توجه مسولین رژیم ایران در حدیست که جوانان بلوچ برای تامین معیشت خویش وخانواده شان سینه خود را سپر گلوله های نظامیان می کنند، نظامیانی که هم اکنون به جای دفاع از شهروندان به دشمنان خونی آنان مبدل گشته اند.

سالانه دهها شهروند بلوچ در مناطق مرزی وحد فواصل شهرها، و حتی در درون شهرها از سوی نظامیان رژیم هدف گلوله قرار گرفته و قربانی خود کاهگی و استبداد رژیم میشوند، شهروندانی که از آنان تحت عنوان قاچاقچیان سوخت و کالا یاد شده است اتهامی که هیچ وقت برای گرفتن جان یک انسان قابل قبول نیست.

زندانیان نصیرآباد و غالب بر 500 روز بلاتکلیفی

در 14دیماه93در یورش ماموران امنیتی سپاه پاسداران به روستای نصیر آباد33نفر از جوانان نصیر آباد بازداشت شدند، موجی از بازداشت که همانند زلزله پس لرزه هایی در پی داشت، پس لرزه هایی که هم اکنون نیز نصیر آباد و ساکنین آن را تهدید میکند.  هم اکنون نیز بعد از گذشت بیش از 500روز از یورش نظامیان رژیم هم چنان کابوس کودکان وزنان این روستاهست.

در این یورش تحت هر آنچه بعد ها اتهامات امنیتی خوانده شدند33شهروند بلوچ بازداشت شدند و هم اکنون10نفر از آنان هم چنان در بلاتکلیفی تمام در زندان به سر میبرند.

این جوانان که در زندان به سر میبرند از دوستان من بوده و آشنایی کامل با آنها دارم من گفته سپاه پاسداران که اعلام کرده که این جوانان تروریست بوده و90درصد ترور های سالهای اخیر بلوچستان را انجام داده اند را تکذیب می کنم، اینها جوانانی بودند که بی گناه تا به امروز در سیاه چالهای رژیم ایران در سختی تمام در بلاتکلیفی کامل به سر میبرند، آنچه در این میان مهم مینماید بازداشت شبانه جوانان نصیرآباد بود. سپاه پاسداران شبانه ودر حالی که این جوانان در خانه هایشان خواب بودند بازداشت شده اند؛اقدامی که سپاه پاسداران به منظور حفظ آبروی نداشته اش شبانه انجام داد.

یکی دیگر از نقاط قابل توجه پرونده جوانان نصیر آباد اتهام آنان است. اتهامی که از سوی دستگاه قضایی رژیم کشتن یک بسیجی و یک معلم اعلام شده است.اما مهم محل وقوع حادثه بود، که در پانصد متری یکی از پاسگاهای سپاه پاسداران در آن منطقه بود. و نیروهای سپاه هیچ واکنشی بعد از وقوع حادثه نشان ندادند.

نیروهای امنیتی سه روز بعد از حادثه مظبور، شبانه به روستای نصیرآباد هجوم برده و 33جوان نصیرآباد بازداشت شدند.

براساس گزارشات منتشره اداره اطلاعات بعداز بازداشت باشکنجه شان در تلاش بود تا از آنها اعتراف بگیرد، اعتراف به عمل نکرده.

بعد از عدم اعتراف این جوانان ، آنان در بازداشت باقی مانده ودر بلاتکلیفی کامل به سر بردند. هم اکنون نیز که بیش از 500روز از بازداشت جوانان نصیرآباد میگذرد، وهمچنان مادران وخانواده های آنان برای آزادی عزیزانشان بی صبرانه منتظر هستند اما هیچ اقدامی برای آزادی آنان صورت نگرفته است. در پایان هم باید تاکید کنم که برگزاری یک دادگاه علنی برای جوانان نصیر آباد که نزدیک به دو سال است که در حبس به سر میبرند، یکی از حقوق اساسی است.

اما باتوجه به شناختی که بنده از حاکمیت دارم و باتوجه به ماهیت ایران برگزاری دادگاه عادلانه برای هر زندانی یک رویاست، رویایی که درغالب حکومت کنونی  هیچ وقت به واقعیت مبدل نخواهد شد.

ئاگاداریەان
مەلا حەسەن شیوەسەڵی
مەلا محەممەد جوانڕۆیی
ئارشیو