کرمانشاه و ایلا امروز بیش از سالها پیش بە این نتیجە رسیدەاند کە در چنگال شوینیم فارس مستعمرەای بیش نیستند. فریبرز آبدانان

تنها راه رسیدن به سعادتشان اتحاد در راستای استقلال است و بس.fartburz_abdanan

سیاست تمرکزگرایی و اعمال هژمونی قدرت از جنس شونیزم فارس در راستای حفظ محتوای پان ایرانیست با زوایای متفاوت ، هدفی مشخصی را در خصوص استیصال همه جانبه دنبال و ملتهای تحت سلطه را تا حدودی وابسته و همین وابستگی موجبات تحلیل هویتی و فرهنگی را با استعانت از پدیده آسمیلاسیون فراهم وحکام دیکتاتور و خودکامه را به اوج مقاصد شوم و پلید رسانده است .

سیاست حاکمیت شونیزم فارس بر دیار کرماشان و ایلام همواره آکنده از تعصبات شونیستی کهنه اندیشانه بوده که دائماً از گرویدن کرماشان و ایلام به جنبش آزادی خواهی کورد هراس داشته و آن را به مثابه تهدید بزرگی برای حاکمیت فارس تلقی می کنند زیرا تنها راهکار از موضع آنان چیزی جز آسیمیلاسیون فرهنگی و زبانی و استفاده از پارادوکس مذهبی نمی تواند باشد.و سالها که هردو حاکمیت پان فارسیزم پهلوی و جمهوری اسلامی از این راهکار برای امحای هویت کوردی کرماشان و ایلام استفاده کرده اند. امروزه پدیده آسمیلاسیون درکورستان وبالاخص دراستانهای کرماشان وایلام به دلیل غالب بودن مذهب شیعه بسیاربارز و انکارآن حتی ازسوی مجریان وطرح ریزان این سیاست شوم دیگرامری غیرممکن ومضحک میباشد.سیاستهای تبعیض آمیزمتناوب وزنجیره وار قدرتهای حاکم ومرکزگرایی وفارس پرستی این حکام وبزرگ ومثبت جلوه دادن گذشته وتاریخ وهویت فارس و اما سرپوش گذاشتن ونیزخواروحقیرشمردن هویت وفرهنگ سایراقوام وملل موجود دراین سرزمین ازجمله ملت بزرگ کورد همه اینها ازیک سووازسوی دیگرتخصیص بودجه های گزاف ومیلیاردی برای نابودکردن هویت این مردم همه وهمه دست دردست هم داده اند تاکرماشان وایلام که تاچند دهه اخیرخود نبض کوردستان وازمراکزاصلی ترویج واشاعه فرهنگ وتمدن کوردی بوده اند امروزه گرفتارپدیده شوم ونامیمون آسمیلاسیون شوند.

ازجمله شاخصهای فلاکت باروبسیارنگران کننده که امروز دراستان کرماشان شاهد آن هستیم رتبه اول دربیکاری،رتبه اول افسردگی، رتبه دوم سرانه مصرف مواد مخدر،جایگاه دوم خودکشی،گشترش حاشیه نشینی و زاغه سازی،افزایش آمارمسائل ومعضلاتی چون طلاق،قتل ،ضرب وجرح، پایین آمدن وضعف بنیه علمی دانش آموزان، آشفتگی ونابسامانی فرهنگ عمومی و حیات اجتماعی و…است.اما نکته مهم وحائزاهمیت دراینجا بیان این واقعیت تلخ است که منشا واساس همه این مشکلات ومعضلات ونابسامانیهای فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی… بحران هویتی است که تضاد ودوگانگی فرهنگی منشا وسرچشمه آن است،مسئله ایکه همواره دردستورکارقدرتهای حاکم بوده وازسوی خودیهای ناآگاه وساده لوح هم مورد توجه وواکنش قرار نگرفته است.

یک قرن اعمال سیاستهای استحاله فرهنگی وتلاش برای زدودن ونابودی هویت بومی وکوردی این منطقه تاثیرخودراعمیقا برجای گذاشته بطوریکه درصدقابل توجهی از جمعیت این استان وبالاخص مرکزکه قشرتحصیلکرده ودانشگاهی ونیزطبقه متوسط آن بیشترین آماررابه خوداختصاص داده اند به تدریج ازفرهنگ،هویت واصالت خودفاصله گرفته وازآن شرمنده وگریزان شده وجذب فرهنگ درجه دوم شده اند ،فرهنگی که به دلیل تفاوتها وفاصله آن بافرهنگ بومی، نه تنها نتوانسته است راه حلی برای مشکلات واوضاع وخیم استان شود بلکه خود گره کوری شده است که جزء با همت وبیداری وآگاهی همه جانبه مردم این دیار بازنمیشود.یاس وناامیدی واحساس حقارت و خود کوچک بینی ناشی از هویت زدایی،پیکره کرماشان رادرهمه ابعاد تضعیف وشیرازه آنرادردوبعد فرهنگی واجتماعی ازهم پاشیده است وطبیعی است که در چنین جامعه ای فرهنگ کار و تلاش به معنای واقعی وجدی آن شکل نگرفته ومعنا پیدانمیکند و فرهنگ حاکم برآن توان مقابله وزدودن پلشتی هایی چون اعتیاد،طلاق و دیگر معضلات اجتماعی راندارد.چون سرمایه های اصلیش بر باد رفته است…

گرچه شونیزم فارس با استفاده از راه کار آسیمیلاسیون و انکار و امحای هویت کوردی در این دیار توانسته ضربه های بر پیکر هویت کوردی این دیار وارد کند اما این بدان معنی نیست که جوانان و مردمان غیور ایلام و کرماشان ، خود نمی خواهند و تعمدی تلاشی به سوی واگرایی از تاریخ و تمدن و فرهنگ اصالت بخش کوردی خود داشته اند ، چون افراد الیت و نوابغ برجسته و دارای سبک و سیاق انحصاری از همین مناطق نامبرده کوردستان یعنی ایلام و کرماشان ، در صفوف احزاب سیاسی و مدنی و کادرهای رهبری ، روزنامه نگار ها و فعالین حقوق بشری مجرب و توانمند هستند که با به خدمت گرفتن جمیع صاحب نظران تحت عنوان اتحاد نوابغ ، کمکی بی نظیر در جهت انفجار موج دادخواهی و مبارزات حق طلبانه به ملت مظلوم کورد نموده اند و بازتاب این متد طراحی افکار و اندیشه های به روز برای هموار سازی مسیر پیشرفت و رسیدن به هدف نهایی است .

امابیش از حد خوش بینانه نباید موضوع را بررسی و تعقیب کرد و نباید واقعیت های محسوس و ملموس را نیز نادیده گرفت و دردها را حداقل با خودمان در میان بگذاریم و دلسوزانه موضوعات را واکاوی و آسیب شناسی بنماییم ، که مطمئنأ بخشی از این قضیه مربوط به سیاستهای رژیم حاکم و بخشی قابل توجه از این کاستی ها به خودمان بر می گردد . از آنجایی که همیشه حکومتهای فاشیزم رمز بقا و ماندگاری و استمرار غیر مشروع و استبدادی خود را بر اصل تفرقه در بین ملتهای تحت سلطه و ستم ، تضمین بخشیده اند،دقیقا ما هم برای خنثی نمودن آن ابزار رخنه کننده که دراتحاد و همبستگی ملت کورد به صورت گسلی،ایجاد شکاف کرده است، تلاش و مجدانه مسئله را بررسی، تا مدیون نسلهای بعدی و برگهای تاریخ ملتمان نشویم . و اما آن گسل که موجبات و الفبای تفرقه و حتی وابستگی تعدادی از افراد ضعیف النفس به رژیم حاکم را بیشتر نمایان می کند ابزاری غیر از مذهب نیست .

هم خونانم با اندیشیدن و محک ، جایگاه و نحوه زندگی و بررسی پارمترهای حقوق انسانی نسبت به جاهای دیگر همین حصر از جغرافیای جعلی ایران با وجود شیعه مذهب بودن مناطق ایلام و کرماشان به خوبی تفاوت و تضاد و اجحاف فاحشی که واقعا به دور از سیاستهای از قبل برنامه ریزی شده حکومت نیست با بیشترین توان ممکن مشاهده و درک کرد و کافی است برای اثبات ادعای مذکور تطبیق آماری سرانگشتی از میزان بیکاری جوانان تحصیلکرده ایلامی و کرماشانی ، میزان صعود روند طلاق و خودسوزی ، زندان دگراندیشان و اعدام جوانان را با در نظر گرفتن منابع و ذخایر طبیعی اعم از نفت و گاز این مناطق نسبت به سایر نقاط مورد مطالعه قرار داد . دوستان همدردم با لحظه ای اندیشیدن به فراترها و اگرهای بعد از اتحاد و دستاوردهای این مهم زمینه را برای پیشرفتی تصاعدی و جهشی با سرانجام موفقیت مهیا خواهد کرد میتوان. همه چیز را باید در آینده ای آزاد و مستقل جستجو کرد .

ما ملت کورد می توانیم شیعه ، سنی ، اهل حق ، یارسان ، یهودی ، مسیحی و حتی آتئیست باشیم وبه این مسئله بسیار شخصی بنگریم ” اما هرگز نمی توانیم کورد نباشیم ” . پس همه ما در ملیت و اصالت و هویتمان نقطه اشتراکی قوی داریم که شناسه جهانی و جایگاه ما را در بین ملتهای جهان به صورت رسمی و تاریخی، تعیین و نمایندگی می کند. . بیایید با این نقطه اشتراکمان و با عقلیتی آینده نگرانه و شعور سیاسی بال و مثال زدنیمان به دشمنان و حتی جهانیان ثابت کنیم که خواهان آزادی ورهایی ازیوغ و اسارت فاشیزم ایرانی پارسی استیصالگر و واژه مضحک تمامیت خواه هستیم ، این مهم اراده میخواهد که شما به کرات آن را به مرحله ظهور و تجلی رسانده اید .

اما مطالب یاد شده را باید با در نظر گرفتن تمام سرکوبها وانواع راههای خفقان و انگ های متفاوتی که برای تضعیف روحیه به ملت کورد روا می دارند پیشبرد ، گوشها و شعورمان را با منفعتهای ملی و سیاسی عادت دهیم و از واژه های « ضد انقلاب » و « تجزیه طلب » هیچ ابا و واهمه ای نداشته باشیم و بالعکس باورمان بر این باشد که دشمن با این برچسب ها ما را کمک خواهد کرد تا پیگیر اتحاد و همبستگی و مداوای زخمهایمان باشیم . ضد انقلاب بودن و ضد فاشیزم بودن و تجزیه طلب بودن ، استقلال ملی و جغرافیایی وطنمان را تضمین خواهد کرد .

ئاگاداریەان
مەلا حەسەن شیوەسەڵی
مەلا محەممەد جوانڕۆیی
ئارشیو