مبارزات حزب دموکرات کوردستان ایران. فریبرز آبدانان

مبارزات حزب دموکرات کوردستان ایران عرشه نظام را به لرزه در آورد و عمامه آخوندها را با کراوات سلطنت ها و ادبیات مضحک و منسوخ کمونیست های پان ایرانیست متجاوز را با هم گره زد و مثلث فاشیزم فارسی را برای همه عیان کرد.fartburz_abdanan

تشکیل احزاب سیاسی با مقاصدی به جز مبارزات علیه دیکتاتور و فاشیزم با تلویح اظهر من الشمس بودن قابل معرفی و تفسیر هستند ، و این احزاب کار و سیاستشان ۱۸٠ درجه منافات عمل با شعار و موضعگیریهای رسانه ای و تبلیغاتی دارد و صرف حفظ پایگاه ظاهری و جلب نظر حامیان و تصرف افکار خام و بی جهت برای بالانس کذایی و نماتیک منطقه در رابطه با مسئله کورد و خاک کوردستان و در برابر غاصبان و متجاوزان فاشیست اعم از ترکیه ، سوریه ، عراق و ایران می باشد .

و تقریبا بیشی از فعالیت هایشان با هماهنگی و نظر خواهی از واسطه گران و نمایندگان غاصبان ، سازماندهی و ایراد می شود ، میخواهم در این رابطه بحث را به ایران غاصب و متجاوز و دسته جات سیاسی اپوزسیون نما در چند سال اخیر سوق دهم .

قریب به ۱۵ سال است دسته جاتی به اصطلاح فعالیت سیاسی و خود را با ادبیاتی به دور از دیپلماسی آزادیخواهی پسندی در راستای مبارزه علیه سیاستهای فاشیستی رژیم شروع کرده و گاهگاهی فعالیتهای نظامی را چاشنی کار خود ، آن هم فقط به منظور خالی نبودن عریضه البته با هماهنگی های لازم با مرجع و مدیر فکری خود انجام داده اند که غیر از بازرگانی و داد و ستدهای سیاسی به منظور بالا نگهداشتن کرکره سازمان ، چیز دیگری نبوده است و متاسفانه همیشه خود را مدافع دادخواهی و نماینده به حقه مردم تحت ستم معرفی کرده اند اما غافل از آنکه سیاستشان غیر از تحمیل اندیشه های تاریخ مصرف گذشته و درهم تنیده با تفکرات چپ و منسوخ که در تضاد با مطالبات ملی و احقاق ناسیونالیزم علمی ملت کورد خاصتا شرق کوردستان بوده است و خوشبختانه خروجی این ماجرا را که کاملا عکس تفاخرات و ادعاهای آنها را ثابت میکند و برای تمییز این واقعیت قضاوت و مهر تأیید نهایی را بر عهده دشمن میگذاریم.

در این جا با چند سوال بی جواب که ناشی از سیاست های غیر شفاف آن تشکل ها و دسته جات به اصطلاح سیاسی و اپوزسیون نما که ذهن هر منتقدی را به خود معطوف میکند ، روبه رو هستیم و قطعا با قیاس روابط و موضعگیری ها و البته با استناد عملی و تجربی که خروجی آن از نهاد دشمن مشترک این احزاب سیاسی بر می آید ، شاید بتوان به جواب قانع کننده ای دست پیدا کرد و بهتر و روشنتر از همیشه نقش حزب سیاسی و اپوزسیون واقعی و مکتب کارآمد یعنی همان “” حزب دمکرات کوردستان ایران “” پر رنگ تر میکند .

به دور از تعصب و عاری از تبلیغات کورکورانه موضوع را واکاوی میکنیم تا به نتیجه ای جز حقیقت حاکم بر فضای خواست و افکار انتظار کشیده ملت کورد دست پیدا نکنیم .

سالیان مدیدی است که دسته جاتی به نام حزب مقاصدی غیر واقعی و در راستای ادبیات استعمارگران و غاصبان کوردستان را اما این بار تحت لوای نام اپوزسیون دنبال می کنند و این تکرار اشتباهات فاحش نسل گذشته تشکل هایی از همین جنس و خط مشی بوده است ، و پیرو عقلیتی سیاسی و جامع نیست ، چون برآورد صحیحی از پتانسیل ها و حتی مطالبات آن ملت را ندارند و شعائر و سیاست خود را با رسانه های اجیر شده مستقیم و غیر مستقیم به خورد جزئی از مخاطبان می دهند .

کارشان به این دلیل اشتباه و پسرفت تلقی می شود چون محتوا و وظیفه و جوانب حقیقی و سیاسی اپوزسیون را به معنای واقعی نمی شناسند و سراسیمه و هستریک ابزار دست هدایتگران بازیهای سیاسی در منطقه می شوند .

اپوزسیون ، اگر مطالعه عمیق و دقیقی از بطن مطالبات و تاریخ و توقعات و حقوق آن ملن را نداشته باشد و سیاست های دیکته شده فکریت های دیگر و غیر بومی را همچون نسخه ای از قبل پیچیده شده و به نیت تحمیل بر تفکر مردم ابرازش کند چیزی جز عوام فریبی نیست که که در قالب تئوری و نهایتا هیچ درمانی حاصل نمی شود و بر عمق زخم ها و فاجعه می فزاید .

و اما حزب دمکرات کوردستان ایران با سابقه تاریخی و مبارزاتی روشن که بر کسی پوشیده نیست و به جرأت می توان گفت نماینده لایه هایه فعال و زنده ، اندیشه و تفکرات نخبگان و عموم مردم روژهه لات است و از دلایل حقانیت این حزب سیاسی و مردمی ، می توان تلاش تمام قد دسته جات سیاسی با افکار پریشان برای محو کردن این تفکر و مکتب در میان مردم که همانا فعالیتشان در راستای آخرین ادبیات انحصاری رژیم در تقابل با این حزب بزرگ و مردمی بوده و با جسارت بی حد و حصر از اوایل تحمیلشان یعنی همان سال ۵۷ به مردم ، آن حزب را منحله اعلام می کردند ، اما هنوز چند ساعت از ایراد نطق و پیام نوروزی از طرف حزب به مردم و موکلین این حزب نگذشته بود که عرشه نظام به لرزه در آمد و موجب شد عمامه آخوندها با کراوات سلطنت طلبها و ادبیات مضحک و منسوخ کمونیست های پان ایرانیست متجاوز ، پایه های مثلث فاشیزم را با وجود تمام اختلافات و دشمنیهای ساختاری و لوژیکی که با هم دارند تشکیل داد و عقلیت های ناقص و ضعیف آنها را با تار و پودی از جنس ترس درهم تنید و آنها را علیرغم میل باطنی شان به ائتلافی از قم تا دلقک خانه های تبلیغاتی شان در آمریکا و انگلیس مجبور ساخت، همان تمامیت خواهان یا همان پان ایرانیست های متاثر از عقلیت و مکتب فاشیزم به منظور بقا سلطه و استمرار دراستیصال فرهنگها و تمدنها و تاریخ های کاملا جداگانه ای که هر کدام خود ریشه در یک ملت واحد همچون ملت کورد ، ملت بلوچ ، ملت عرب و ملت آذری و …. دارند ، هر گاه به طریقی و با استعانت از شانتاژ جدیدی سعی بر محلول نمودن هویت تاریخی و ملی نموده و بخشی از اندیشه های خام و حتی گاها اکتیو جامعه را به سوی تئوریهای شیرین اعم از جهان وطنی بودن ،و پایان دوره دولت ملت و واژه های مضحک ملت واحد ایران و….. و از همه غیر واقعی تر ” آریایی ” بودن سوق داده و راه و مسیر واقعی این ملتها رااز هدف اصلی که همانا رهایی از بند اسارت و تحقق استقلال است دور کرده اند . که این مهم مستلزم بیداری و کنشی در خور و شایان را می طلبد .

اساسا شونیزم ایرانی پارسی چه از نوع پادشاهی و سلطنتی و چه از جنس ایدئولوژیهای اسلامی و کمونیستی ، همه و همه یک فرضیه منسوخ و صدالبته مضحک به نام ” ملت واحد ایران ” را دنبال می کنند و تلاشی بی وقفه برا پایان بخشیدن به جنبشهای حق طلبانه و هویت خواهانه ملت های تحت ستم خود هستند . به عبارتی کومونیسم و هر شعار ایدئولوژیکی دیگر وپان ایرانیست دو روی یک سکه و سرپوشی برای توجیه خیانتها و ظلم و استبدادهای حاکم بر این ملتها هستند صرفا با حفظ شعار ملت واحد ایران و تمامیت ارضی که هردو بر گفته از جعلیات و توهم هستند.

این موضوع یک پیام سیاسی و واقعی مهمی را به سیاسیون دنیا و حسابگران و طراحان غاصب در منطقه و از همه مهمتر به دسته جات حزبی که خود را نماینده به حق مردم می دانند ، دارد و جایگاه حزب دمکرات کوردستان ایران را بیش از همیشه در قبال نماینده فکری و سیاسی کوردهای شرق کوردستان به عینیت می رساند و صد البته فرمولهای فضایی و استواز بر تصورات و احتمالات این دسته جات تحمیلی بر مردم را در هم شکست و با صرف کمترین قواعد سیاسی و نظامی ، موجبات بیشترین آه و فغان نظام سلطه و فاشیست حاکم ایران پارسی را بنیان نهاد .

دوستان ، این سوالات با با خود مرور کنید تا شاید خلأهایی که در این بحث را حس کردید با زوایایی استفهامی و استنباطی شما پر شوند .

۱ ~ چرا جمهوری اعدامی طی حداقل بیست سال گذشته با وجود تشکیل انواع دسته جات حزبی و حتی فعالیت نظامی که در مقطعی از زمان به اوج خود هم رسیده بود هیچ گاه نوار غربی کشور را با تانک و توپ و پایگاه های موشکی مشرف بر قندیل آ یش نداد ؟

۲ ~ چرا جمهوری اعدامی طی بیست سال گذشته هیچ کدام از روستاها و آبادیهای خاک کشور جعلیش را توپ باران و خمپاره باران نکرد ؟

۳ ~ چرا جمهوری اعدامی طی بیست سال گذشته ، تریبون نماز جمعه را به سردار سپاهی برای تهدید به بمباران موشکی و ویران نمودن خانه های مردم و حتی تهدید به بمباران برون مرزی نکرد ؟

۴ ~ چرا خامنه ای پس از سالهای حکومت ننگینش خطبه نماز عید فطر را با در دست داشتن اسلحه از اول تا آخر خواند ؟

این فید بکها ، پاسخ به کدام کنشگر و حریف است ؟

چون حزب دمکرات کوردستان ایران حزبی علمی و مدنی و سیاسی و مسلح به « دمکراسی » از نوع سلام به دنیاست .

حزب دمکرات کوردستان ایران فقط یک حزب سیاسی نیست ، یک اندیشه پیشرو و فراگیر است .

فاکتورها و پارامترهایی علمی که جمیعا متأثر تمام عیار از مکتب دمکراسی هستند موجبات رشد و نمو ایده ای خلاق در خدمت ملت کورد شده اند و با رهبری نخبگانی کاریزماتیک و صاحب اتوریته های انحصاری بوده و هستند که قطعا متأثر از سیاستهای حاکم و استیصالگر بر جغرافیای وطنی کوردستان بوده است . از دیر باز ملت کورد را مجبور به تجزیه انواع مبارزات مدنی ، سیاسی و نظامی نموده اند .

در این وادی که برای رفع بحران و ساماندهی خواسته ها و مطالبات روا و به حق ملت کورد نیاز به سیاستگذاریهای مدون و وسیع با تمام فکریت های دخیل در این عرصه بوده و طبیعی است که دشمن یا همان حکومتهای دیکتاتوری ایرانی جعلی غاصب و متجاوز نیز همچون همیشه آرام ننشیند و از تمام قوایش به نفع تزریق و رسوخ سیاستهای فاشیستی خود نهایت تلاش را کرده است . اما متأسفانه در این آشفته بازار همیشه گروه و دسته جاتی که تحت عنوان احزاب و گروه های سیاسی خود را به قصد گرفتن ماهی از آب گل آلود به جوامع در حال دستخوش تحمیل می کنند ، جالب اینجاست که هیچگاه درک صحیحی از خواسته و مطالبات آن ملت در آن جغرافیا را ندارند و بسیار متشنجانه همچون ماهی مرداری در جهت جریان آب شروع به خیزش و حرکت می کنند . جریان آب در بحران مذکور به منادیان و پرچمداران چپ و کمونیست که حتی در آن زمان این ایدئولوژی تاریخ مصرفش گذشته بود و از سفره فروپاشیده اتحاد جماهیر شوروی و مائوهای چینی به ارث برده میشد و بدون توان تطبیق با فرهنگ و منحنی خواسته های ملت کورد بسیار نابخردانه تحت عنوان احزاب کمونیست کارگری و …….. وارد این بخش از توده فعال و درگیر جامعه کوردی کردند و شوربختانه در راستای اهداف جمهوری آخوندی ایران بدون آنکه خود متوجه شوند حرکت نمودند و با شعار برابری خواهی و دفاع کذایی از حقوق کارگر و زن و افشای مذهب ، بخشی از تاریخ و زمان طلایی که ایران درگیر جنگ و هرج و مرج های داخلی و خارجی بود به بطلان سپری کردند و همانطور که حکومت فاشیستی میخواست ملت را به دعواهای جناحی و داخلی بر سر تفکرات پوچشان مشغول و نهایتا نیز موفق نشدند و ناگفته نماند تنها کاری که در صورت توفیق می توانستند انجام دهند تغییر نظام سنتی برده داری به نظام مدرنیته برده داری بود و نهایتأ به برگهای گرد و غبار گرفته تاریخ ملت کورد پیوستند .

ایدئولوژی و فکریت چپ و کمونیست در پارادکسی حل ناشدنی با ناسیونالیسم بوده و هست و هیچگاه نمی تواند حتی با سالها تبلیغ و صرف زمان و هزینه جایگاهی در بین عموم ملت کورد داشته باشد چون اساس بنیادی و فلسفه وجودی ملت کورد بر پایه ناسیونالیزم و ملیت بنا نهاده شده است و مبارزه با این تفکر ، مبارزه با مطالبات و خواسته ها و ارزشهای بنیادین این ملت در یک طرف و در طرف دیگر استقلال جغرافیایی و خودگردانی ملت کورد است اما همانطور که اشاره کردیم این ملت با این عظمت و پیشنه تمدنی و تاریخ و سابقه مبارزاتی نیازمند وجود شاهرگی حیاتی به منظور هدایت و رهبری است ، این شاهرگ حیاتی همان حزب دمکرات کوردستان ایران بود که به شهادت تاریخ و سیاسیون و حتی منتقدین به حقانیت کورد را به عنوان ملت به دنیا شناساند و چنان علمی و پیوسته و متأثر از شیوه های نوین دمکراسی خواهی در جهان پیش رفت که جایگاه ویژه ای در اتحادیه اینترناسیونال سوسیال دارد .

حزب دمکرات کوردستان ایران یک اندیشه فراگیر و منعطف در تعامل علمی با رخدادها است و همین خواص رمز ماندگاری و اتوریته این حزب را تضمین نموده است که در تقابل و رویارویی با فاشیزم صنعتی ایرانی پارسی و آخوندی و حتی دسته جات سیاسی به نام اپوزسیون و خط مشی کمونیسم و تئوریهای منسوخ و پان ایرانیست های متوهم و متجاوز همیشه حرف ها و موضع های آکادمیک و علمی در راستای دفاع از حقوق ملت و موکلینش داشته است .

حد تمایز حزب دمکرات کوردستان ایران با خرده پاهای سیاسی و ترکش های منتسب به ایدئولوژیهای متلاشی شده مکاتب چپ در پوشش تمام سلایق فکری ، دینی و گرایشات مذهبی و اندیشه های بر گرفته از بطن جامعه بوده است ، و این جدای از اصل مکتب و محور دمکراسی نبوده و نیست و از خصوصیات انکار ناپذیر و قدرت بخش این مکتب جلب اعتماد عموم لایه ها و اقشار گوناگون جامعه خود است و آرامش و مدنیت و امنیت ملتش برترین و مهمترین اولویت کاری و سیاسی این حزب است به طوریکه حتی میزان احزاب و سازمانهای دیگر پارچه های کوردستان توفیق و پیشرفت خود را مدیون و متأسی از لوژیک و متد این حزب در این عرصه می دانند .

خصوصیاتی که بیان نمودم شاید ذهنیت بعضی از افراد را نسبت به این قضیه تحریک به جبهه گیری و مخالفت وادارد ، اما حقیقت امر بیانگر تمام واقعیت هاست به طوریکه کوچکترین نطق و فعالیت سیاسی و نظامی این حزب در طول تاریخ از بدو تأسیس تاکنون نشانگر القاء احساس وزنه ای سیاسی و کارآمد در منطقه و خطری بسیار جدی برا تهدید تمامیت ارضی ایران جعلی و حتی توانایی تشکیل جبهه اتحاد و ائتلاف با دیگر ملیتهای تحت ستم از جمله ملت بلوچ و ملت عرب و ملت آذری و ، ، ، محسوب شده است ، که از بازخورد رسانه ای و تغذیه نوار مرزی و طرح تهدیدات بی سابقه از طرف رژیم سنگینی این وزنه سیاسی به مراتب بیشتر از قبل از طرف دشمن تأیید شده است که جای بسی خوشحالی و بالیدن است .

آنچه که عیان است و سیاستهای کلی این حزب ملی و مردمی را پوشش می دهد اتحاد و همگرایی با تمام آزادیخواهان و صلح طلبان و در ضمن استقلال طلبان این جغرافیا است ، اما متأسفانه احزاب باکووری و حتی انشعابات آن فکریت ها در روژهه لات و احزاب متأثر از چپ های همیشه ناموفق گاها با سیگنالهایی که به جبر فرهنگ حزبی و اشراف فضای بسته مقوله انتقاد در راستای هدف دشمن حرکت کرده و خود را بزاری برای سرکوب ملت و جنبش کورد کرده و در ضمن مدیون تاریخ و ملت کورد نموده اند ، هر چند که حزب دمکرات به تنهایی می تواند بار سنگین رویارویی با سیاستهای زاویه دار و غیر شفاف دشمن را از آنالیز و فیلترهای تحقیقاتی خود با موفقیت بگذراند و بهترین و کم هزینه ترین روش را برای پاسخگویی به این شانتاژها انجام دهد اما بهتر آنست که فریب خوردگان روشنفکرنمای سیاسی و مستأصلان و بازیچه های سرگردان سیاست و دشمن به دامن ملت برگردند و با اتحاد ، دشمن را به عقب نشینی و ترک خاک وطن مجبور سازند .

ایدئولوژیهای چپ و کمونیستی آفت ناسیونالیزم و اتحاد ملی هستند و حق تعیین سرنوشت و استقلال ملی را به حاشیه و نابودی نزدیک میکنند ،ایدئولوژی برای به تعویق انداختن شکوفایی افکار و بینش های دمکراتیک و عقلانی است ؛ایدئولوژی نقطه تلاقی فاشیزم و ارتجاع به دوران قهقرای فکری و درگیری با تئوریهای شکست خورده در اعصار گذشته است ، هرگاه به عمق استدلالهای نظریات بر گرفته از این مکاتب رسوخ و با دیگر مبانی حاکم بر کشورهای جهان چهارم می نگریم تفاوتی از جنس ماهیت نخواهیم دید و بردگی و سرکوب و اسارت را از نامی به نام دیگر تغییر می دهند که این فرهنگ توان اغناء و ارضاء نخبگان و الیت های جوامع در حال رشد و مبارز و آزادیخواه و دموکراتیک را ندارد و شکست مجددش حتمی است .

که حزب دمکرات هم زمان با چند دشمن فیزیکی و فکری برای احقاق حقوق ملتش مبارزه میکند و تا به حال فقط به موفقیت فکر کرده است و با این اراده و قدرت و پشتیبانی مردمی قطعا موفق خواهد شد .

کاتالۆگ