نوش داروی سهراب سلطه فارس را دیر به حلقوم تنگ شده اش رساندن . فریبرز آبدانان

رژیم ایران از ابتدای تحولات منطقه که شروعی برای طراحی جدید منطقه بود بر این مهم آگاه بود که تغیرریشه ای جغرافیای سیاسی منطقه ایران را در بر خواهد گرفت ،fariburz_abdanan

استفاده ایران از کارت داعش به قصد سرگرم کردن خاورمیانه و درگیر نمودن سیاستهای جاری و ابر قدرتهای دنیا علیه خود و به تعویق انداختن این دیزایین جدید که بدون شک تغییرات عظیمی را در جغرافیای سیاسی منطقه و ایران در بر خواهد داشت هدف مورد نظر ایران بوده و هست و با طراحی و پشتیبانی و تغذیه داعش سعی درجلوگیری این طرح نمود، که خوشبختانه با این کارت آخری که در دست داشت خود را محکوم به انزوا و سیاستی ” غیر قابل تحمل ” برای دنیا کرده است .

ایران با حمایت و پشتیبانی و تغذیه همه جانبه داعش در بغداد و دمشق به دنبال همین اهداف و مقاصدبوده است .

آوردن داعش به موصل ،مخمور ، دیاله ، شنگال، کرکوک و…. و حتی کوبانی آن هم دقیقا در زمانی که اعلام دولت کوردی خبرسازترین رویداد دنیا و در عین حال سرنوشت ساز ترین برگ تاریخ ملت کورد در این برهه به حساب می آمدو جغرافیایی سیاسی منطقه را تغیر میدهد آیا کاملا تصادفی و بدون دخالت و برنامه ریزی ایران بودە؟

با قاطعیت تمام جواب این سوالات ، خیر است .

حکومت فاشیستی ایران که بزرگترین دشمن ملت کورد در طول تاریخ و دنیا بوده است با این کار دو هدف پلید و محکوم خود را دنبال کرد.

۱ ) ایجاد خلل و دخالت در تشکیل دولتی مستقل و آزاد به نام کوردستان که ترس از ماوقع آن پیامد مهم تاریخی و انتشار و تسری آن و تجزیه حتمی خود را داشت که نگرانیش هم با وجود مشکلات عمیقی که نتیجه تبعیض و ظلم و ستم شونیزم فارس بر ملتهای دیگر موجود در این جغرافیای جعلی بنام ایران است به جاست.

۲ ) با کارت داعش مشروعیتی از نوع مداخله نظامی و علنی و لشگرکشی به قصد غصب و ترویج افکار واپسگرایانه مذهبی و حمایت از آن فکریت در عراق و سوریه همچون لبنان و فلسطین و یمن، و جلوگیری از طرح جدید دموکراتیک منطقه بود .

انجام انفجارهای عراق و سوریه و حتی کشورهای اروپایی که نشانگر تهدیدهای دوربرد ایران به کشورهای غربی که می توان آن را به نوعی جبران مافات ناکامی و شکست های اخیر در عرصه پیشبرد اهداف هسته ای در جهان گره زد تا بتواند سر پوشی برای تظاهر به انسجام سیاسی و عدم تزلزل رژیم خود وانمود کند که در با تلاق حماقت های خود همچنان دست و پا می زند و تا خفه شدن نهایی زمان زیادی باقی نمانده است و اما هیچگاه نتوانست گسلها و زخمهای عمیق داخلی خود را با آن سیاستها با وجود کارت داعش درمان کند و قادر به جلوگیری از طراحی جدید منطقه با استفاده از داعش و حشد شعبی و دیگر گروه های تروریستی نخواهد بود و دیر یا زود شاهد تغیرات ریشه ای در جغرافیای سیاسی ایران خواهیم بود.

رژیم فاشیست ایران دست از جنایتهای برون مرزی و شیطنت های انحصاری و مجاب نمودن دسته جاتی برای شناور کردن سایه جنگ بر منطقه به عنوان نماد ارضای عقده های سیاسی خود به منظور بقاء و ترویج اندیشه های متجاوزانه و دیکتاتوری خود لحظه ای فرو گذار نبوده و از کارت داعش که عصاره افکار و متدولوژی خود است ، پلید ترین بهره برداری های خود را نمود . تشکیل ، تغذیه و هدایت عنصر مولد خود تحت عنوان داعش که هیچ عقل سلیم و مشرف به فرمولهای پلید ایرانی منکر این واقعیت نخواهد شد.

اماوجود شکافهای عمیق و محسوس در بطن حکومت فاشیستی ایران آخوندی ، این سلطه را به زوال و افول دوران خود نزدیک نموده است و این بازخوردها نتیجه کمپکتی از پارمترهای تندروی ، تک روی ، استبداد در رأی ، بی اعتنا بودن به مصادیق حقوق بین الملل و حقوق بشر در ایران ،حمایت و پشتیبانی از تروریسم جهانی و در رأس آنها اتحاد حاصل از نارضایتی عمومی ملتهای تحت ستم اعم از ملت عرب ، ملت بلوچ و ملت آذری و ملت کورد است .

انقلاب ملتهای تحت ستم بر علیه شونیزم کینه ای فارس که بر توحش وجهل مطلق وتمامیت خواهی غیر انسانی بنا شده است نزدیک است .

فاشیستهای بی لگام فارس منابع و معادن زرخیز ملتهای دیگر را آشکارا غارت میکنند،زبان ،فرهنگ وتاریخ پر بارملتهای تحت سلطه خود را نادیده گرفته یا بوسیله تاریخنگاران تحریفگر عقده ای فارس تحریف میکنند و هویت ملی کورد و بلوچ و عرب و تورک را انکار و امحا میکنند.

اما ملتهای مبارز کورد ،بلوچ، تورک و عرب به هويت ملی خود افتخار کرده و برمنافع ملی خود واقف هستندوبا عزمی راسخ برای آزادی و استقلال ، رهای از استبداد،استعمارواستثمار فاشیزم ایران پارسی مبارزه میکنند.

خوشبختانه احزاب و اپوزسیونهای فعال در عرصه تقابل با رژیم و سیاستهای سرکوبگرانه و مستبدانه آخوندی طی رایزنی های استراتژیک و متأثر از فضا و جو حاکم بر ایران که خالی از تأثیر فشارهای خارجی و داخلی هم نیست به این قناعت سیاسی رسیده اند که باید طی ائتلاف و اتحادی بی نظیر با وجود همه پتانسیلهای سیاسی و نیروی نظامی و غیره که در اختیار دارند پیکان مبارزاتی خود را علیه دشمن مشترک هم جهت و تقویت نمایند و این اولین گام و صدالبته بنیادی ترین گام در رویارویی با هژمونی ای از جنس فاشیزم و شونیزم تمامیت خواه و نظام برده داری و احمق سالاری است و قطعا از تمام جهات این غده سرطانی و فکریت ضد آزادی و ضد انسانی و خودکامه را نهیب ، نحیف و به زانو در می آوردند و چون حکومت خودکامه ایران آخوندی تنها حکومتی است در دنیا که پیرو هیچ منطق و عقلیتی نیست و هیچ اعتقادی به دادخواهی های مدنی و گفتمان و مبانی دیپلوماتیک ندارد ، به ناچار معارضین متوسل به فعالیت هایی از جنس درک و حس و منطق رژیم شده اند و در این روزها شاهد به وقوع پیوستن انفجارهایی در الاحواز و بلوچستان درگیریهایی با تلفات سنگین رژیم بوده ایم و ادبیات روزهای اخیر سردمداران این رژیم نشان از سپری کردن روزهای کیش مقطعی و مات نهایی دارند.

حائز اهمیت و قابل توجه است که قدرت و کاریزمای سیاسی ملت کورد در دنیا در سطحی از دیدمان سیاسیون قرار گرفته است واین مهم خشم شونیزم ایرانی پارسی از حاکمیت آخوندی گرفته تا اپوزسیونهای خارج نشین پان ایرانیست اعم از سلطنت طلب و کمونیست را بر انگیخته است ،کنار گذاشتن و نادیده گرفتن کوردستان در خاور میانه بزرگرترین خلاء و چالش توازن را از منظر به ثبات و استقرار و نشر و تسری دمکراسی در این منطقه به دنبال خواهد داشت و این اوتوریته سیاسی نتیجه آزمون و گزینش سیاست مداران ملت کورد از صد سال پیش تا به حال با دنیای صلح و آشتی از تمام کشورهای و قدرتهای صاحب نام دنیا بوده و با وجود تمام ناملایمات و هزینه های زیادی که پرداخت کرده است خوشبختانه اکنون آن درخت صد ساله را می بینید و چه پاداشی بهتر از آن که با وجود گذر از پر تلاطم ترین موجهای منفی و لابی های سیاسی علیه خود توانست سرافرازانه پایگاه ملی و بین المللی خود را حفظ کند و مورد حمایت سیاسی و تبلیغاتی ابرقدرتهای فرامنطقه ای و منطقه ای قرار دهد و این واقعیتی حاشا ناپذیر است .

این مباحث روابطی دور از منطق و فهم سیاسی نیست اینها درک صحیحی از واقعیت حاکم بر فضای منطقه و سیاست کلی ایران است و نفسهای آخر فاشیزم ایرانی پارسی تا خفه شدن آن همراهی می نماید .

در نزدیک ایامی ناقوس اتفاقاتی را خواهیم شنید که تجزیه عملی و بلامنازع ایران را به دنبال خواهد داشت، ایران با ایراد سیاست هایش خود را به کشوری منفور و منزوی و غیر قابل تحمل برای همه کشورهای دنیا به علاوه یک کرده است ، تعبیر از به علاوه یک همان کوردستان است که در گذر متلاشی شدن و تجزیه ایران به تنهایی به اندازه کل دنیا تأثیر دارد و قدرتی انکار ناپذیر در این سیر اجباری است و خوشبختانه ملت کورد به تنهایی در کفه ترازوی بالانس افکار دنیا برای حفظ ثبات و آرامش در این منطقه قابل اعتماد و اطمینان است و سنگینی این وزنه چیزی عیان و مشهود و غیر قابل انکار است .

«واما روزهایی که تاریخ می خندد »

تاریخ معاصرمان شاهد چه دسته جات و دلقک های سیاسی بوده است ، چه عجوزه های سیاسی که هر کدام خود را آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی معرفی می کردند ، جالب آنجا بود در آن زمان ها هیچ کدام خط مشی دیگری را تأیید نمی کردند .

چه میکروفن هایی که به خدمت نگرفتند ، چه بردگی هایی برای کشورهای دنیا نکردند تا جایگاهی تصنعی برای خود بدست بیاورند ، اما تاریخ را باید ارج نهاد که حافظ وقایع است و روشنگر حقایق .

پان ایرانیست های سلطنت طلب فراری ، چپ ها و کمونیست های لعن شده خمینی ، کجا بودند این همه سال ؟ اتحاد و ائتلاف همیشه به معنای صلابت نیست گاهی بوی تعفن ، ذلالت و فرومایگی و به زانو در آمدن و التماس میدهد .

اینان همگی شاگردان مکتب فاشیزم و شونیزم ایرانی پارسی و تمامیت خواهی هستند ، و حتی با دغم در مفاهیم یکی از یکی پوچ تر ، فقط حاضر و تلاش بر حفظ سلطه پارس و بردگی سایر ملل تحت سلطه خود می کنند .

اما اینان نوشدارو سهراب سلطه فارس را دیر به حلقوم تنگ شده رساندن ، هر چند که نوش دارویشان از تملق و فرومایگی و و اثبات دروغین بودن ژست آزادیخواهی و درماندگی آنها بود و بیشتر به زبان امان نامه نزدیک تر بود تا اتحاد و حراست از ایران جعلی .

آنان که سینه چاک دو آتشه مبارزه و برکناری رژیم آخوندی بودند و گوش هر کری را مداوا برا شنیدن فریادشان می کردن اکنون خود را با کوچکترین خیزش ملی و مبارزات حق طلبانه ملت کورد در کنار آغوش رژیم دیدند .

اگر بازی شطرنج بود باید میگفتیم حزب دمکرات در یک حرکت با تکان دادن اولین مهره شونیزم ایرانی پارسی را در ابتدا نمایان و زود کیش و مات کرد .

کسانی که خود را چریک و مدافع خلق می نامیدند و علیه ارتجاع و فضای دیکتاتوری شعار و تظاهر به مبارزه می کردند اکنون در مقابل چشم دنیا به محراب جنبش سجده سهو کرده و با نهایت ذلالت و فرومایگی و خفت از حزب دمکرات کوردستان ایران درخواست تعلیق و خاتمه فعالیت دارند ، اما باید گوششان را از قهقه و تمسخر تاریخ کر نکنند .

درود بر این هیمنه و ابهت ، درود بر این کاریزما و موضعگیری انحصاری که از روز ازل تا هم اکنون فقط به برچیدن اریکه اوباشهای سلطنت و مطربان منبر و دلقک های سیاسی فکر کرده و در شرف به سرانجام رسیدن آنست ، درود بر این وزنه سنگین سیاسی که تمام فرقه های قد و نیم قد را مجاب به تمنا کرد ، آری مطالعات و تحقیقات حزب دمکرات کوردستان ایران چند هدف مشخص را به عمق شفاف سازی مورد اصابت قرار داد و جمهوری اسلامی و چپ و کمونیست و چریک و فدایی و …… همه و همه را در راستای حفظ سلطه پارس بر سایر ملتهای دادخواه و تحت ستم به خط کرد و آنها خود ثابت کردند که بر محور فاشیزم هم عقیده و یک رأی هستند .

اما واقعأ دیر به این قناعت رسیدند ، زمان تنها فاکتور تعیین کننده نبود بلکه حفظ ایده و شعارها و مبارزه با دیکتاتور و تجلی و ظهور دمکراسی را فراموش کردند و نوش دارویشان شبیه به نوشیدن جام زهر خمینی در جنگ با عراق و نوشیدن جام زهر خامنه ای برای شکست در میدان هسته ای و اینها همه و همه یادآوری شکست هایتان است .

و اما تاریخ به شما خندید و به ما ملت کورد و حزب دمکرات کوردستان ایران تبریک گفت و مردم و ملت ها را مدیون استارت و خیزش و فعالیتهای آزادیخواهانه حزب دمکرات کوردستان ایران می داند ..

کاتالۆگ