حاکمیت مذهبی منشٲ ناهنجاریها و سقوط اخلاقی جامعه ایران، عارف شیخ احمدی

مقوله اخلاق در جامعه ایران در طول تاریخ دچار دگرگونیهای متفاوت در هسته و نمود ظاهریش گشته است،aref-shexahmadi-01

حاکمیت های سیاسی، مکاتب مذهبی مختلف و آموزهای متفاوت دیگر نقش بسزایی در شکل گیری و در رویکرد ایجابی و سلبی آن داشته اند.
به یقین می توان گفت از میان همه عوامل و اسباب گوناگون، نقش منفی و متناقض مذهب در موقعیتهای مختلف از سایرین برجسته تر و غیر قابل انکار است.
طرفداران دخالت مذهب در سیاست، همیشه سعی برآن دارند تا جایگاه و پایگاه دین در جامعه ایران را مثبت تصور کرده و برخلاف نظرات مخالفان خود دین را عامل پیش برنده و حتی خمیر مایه کمالات و صعود فرد به برترین درجات انسانیت قلمداد کنند.
اگر به فرض محال و همانگونه که طرفداران دخالت مذهب در امورات مختلف مردم معتقدند، نقش مذهب در مورد اخلاق اجتماعی صرفاً نفع آور و سودمند باشد، باز هم باید گفت هرگاه مذهب همچو قابله ای کنترل اخلاق و روند تکامل اخلاق جوامع را بدست گرفته است، مفسده ای بس بزرگ و در حجمی گسترده بوجود آورده است و لا غیر.
اخبار و حوادثی که این روزها از داخل ایران و از طریق اینترنت و رسانه های گوناگون مخابره می شوند، اوج سقوط و انحطاط اخلاقی جامعه را نمایان می سازند، جامعه ای که نزدیک به چهل سال است با سیاست مذهبی و فرامین علمای شیعه اداره می شود.
فزونی گرفتن تفکر و عقاید خرافی و قبرپرستی، ناامیدی و پناه آوردن به اماکن متبرکه، جنایت علیه کودکان و زنان، دزدی و فحشا و دهها نمونه مشخص دیگر حاکی از تغییری خطرناک در اخلاق اجتماعی مردم ایران است.
خمینی معتقد بود که ” هیچ دین و مذهبی بدون شمشیر و کشتار وجود نداشته و اگر پیامبری هم راه جنگ و کشتن را برنگزیده در واقع درجه او نبی نبوده و واعظی بیش نبوده است و مذهبی که کشتن انسان در آن نباشد ناقص است”.
آری، بنیانگذار جمهوری اسلامی در کتب خود در مورد تجاوز به نوزاد دختر نُه ماهه سخن گفته و اینکه اگر مذهبی شمشیر نکشد و دورویی و تقیه نکند، اصلا مذهب نیست. با سنجیدن تمام زوایای افول اخلاقی در جامعه امروز ایران در می یابیم که فرهنگ مردم در طول این سالها نه تنها در جهت رُشد و ترقی و رسیدن به معنویات و انسانیت حرکت نکرده، بلکه بلعکس و مطابق عقاید رهبران مذهبی کنونی و سلف آنها، برگشت به برنامه های مذهبی هزار سال پیش را برگزیده است.

امروز فرامین مذهبی کلینی و خمینی و شیخ صدوق عملاً در جامعه جنبه عملی به خود گرفته و با رفتار و اخلاق بسیاری از مردم ایران عجین شده است. خشونت اجتماعی، تجاوز به کودک هفت ساله و کشتن نوزاد هشت ماهه، ادعای عجیب سارقان و اینکه هنگام سرقت و زورگیری با خواندن سوره اخلاص و ادعیه دیگر شروع کرده و نیت بدی هم نداشته اند!! و نهایتاً مردمی که موسسات مالی و بانکی پول آنها را دزدیده اند، لاعلاج دست به دامن مقبره امام رضا می شوند و حاجت خود را از ایشان طلب می کنند، همه این رویدادها شرح دورانی از روزگار ایرانیان است که شاید در تاریخ مگر هنگام حمله مغول و تازی و رشد صوفیگری و گرنه همانندی دیگری ندارد و باید گفت در این مملکت قحطی انسانیت و ترحم آغاز شده است.
تٲسف آورتر این است که هنوز عده ای معتقدند که در جامعه ایران وجود اخلاق دینی برای قوام بخشیدن به اخلاق اجتماعی کفایت می‌کند و هیچ لزومی نیست اصلاحاتی اساسی و ریشه ای در این زمینه انجام گیرند.
اما مفاهیم اخلاقی تنها جزء دستاوردها و كشفیات مذاهب اسلامی نیست، بلکه هزاران سال قبل ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخس در بخش هشتم در مورد چگونگی حاصل شدن تفاهم در مدینه ها و میان شهروندان و درباره مصالح‌شان سخن گفته است. پس حاکمان مذهبی ایران می کوشند با سیاست دینی و فریب مردم خود را قوام دهنده اخلاق جامعه بر اساس مذهب معرفی کنند، اما در حقیقت آنها منشٲ سقوط اخلاقی کنونی جامعه ایران هستند.

در چنین شرایطی که انگار برای حل چنین معظل بزرگی در داخل ایران قحط الرجالست، باید صاحبنظران آگاه به مسائل اخلاقی و جامعه شناسی با احساس وظیفه ای تاریخی و میهنی، دور هم جمع شوند و به واکاوی همه جانبه های جامعه امروز ایران بپردازند، علت و معلول را از رهگذر مطالعات علمی و میدانی پیدا کنند و به جامعه و دولتمردان مذهبی و تقیه گر نسخه و نوشدارو پیشنهاد کنند. هر چه فارغ از این بررسی های علمی ارائه شود، نتیجه اش انحطاط اخلاقی بیشتر و سودی جز خوراک تبلیغاتی و رسانه ای نخواهد داشت.
باید گفت که اگر دلسوزان و متخصصان ایرانی که در عرصه علوم اجتماعی تخصص دارند کاری نکنند، دیری نخواهد پایید که همه آنچه در طول تاریخ از فرهنگ و تمدن و دیانت و انسانیت و کمالات معنوی اندوخته ایم، به باد فنا برود.

کاتالۆگ