Hoppa till innehåll
Hem » جنجال رسانه‌ای یا پروژه تخریب؟نگاهی به حواشی اخیر پیرامون احزاب کُردستان ایران، کامران امین آوه

جنجال رسانه‌ای یا پروژه تخریب؟نگاهی به حواشی اخیر پیرامون احزاب کُردستان ایران، کامران امین آوه

در پی انتشار خبر تماس دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، با رهبران اقلیم کُردستان عراق و مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کُردستان ایران، و

همچنین انتشار گزارشی از سوی آکسیوس و برخی روزنامه‌های اسرائیلی و خبرنگاران خارجی درباره احتمال حمله زمینی قریب‌الوقوع آمریکا با مشارکت نظامی ”احزاب کُردستان ایران” از طریق مرزهای اقلیم کُردستان، موجی از بیانیه‌ها، موضع‌گیری‌ها و اتهام‌زنی‌ها فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی ایرانیان خارج از کشور را فرا گرفت. همزمان، تهدیدهای عملی نیروهای سرکوبگر سپاه پاسداران و راکت‌باران مکان‌های زیست کُردهای پناهنده و مدنی غیرمسلح در کُردستان عراق نیز شدت گرفت. این واکنش‌ها بار دیگر مجموعه‌ای از اتهامات قدیمی و اثبات‌نشده علیه احزاب کُردستان ایران بازتولید کرد و فضای عمومی را به‌شدت ملتهب ساخت.
فارغ از درستی یا نادرستی گزارش‌های منتشرشده، پرسش اساسی این است که چرا بسیاری از منتقدان، پیش از صدور حکم، به مواضع رسمی این احزاب کُردستانی مراجعه نکردند؟ رسانه بی‌بی‌سی که با رهبران این احزاب گفت‌وگو کرده بود، امروز به نقل از آنان اعلام کرد که هیچ‌ یک چنین سناریویی را تایید نکرده‌اند. با این حال، برخی جریان‌ها بدون بررسی دقیق، به ‌سرعت روایت‌سازی کرده و احکام سیاسی صادر کردند؛ رویکردی که بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل باشد، متکی بر پیش‌فرض‌های پان‌ایرانیست تمامیت‌خواه، برخوردهای امنیتی و کینه‌های تاریخی به نظر می‌رسد.
نکته قابل‌ تامل آن است که برخی نیروهای سلطنت‌طلب، که با پرچم اسرائیل و آمریکا به درگاه این دو کشور کرنش می‌کنند تا شاید رهبرشان مورد لطف دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو قرار گیرد و با شعار ”حمله بشردوستانه” گوش زمان و مکان را کر کرده‌اند، اکنون از خبر همکاری احتمالی کُردهای ایران با آمریکا خشمگین شده و آن را حرکتی برای تجزیه ایران و اشغال بخشی از خاک کشور قلمداد می‌کنند. گویی این مدعیان فراموش کرده‌اند که احزاب کُردستان ایران فرزندان این آب‌وخاک و ساکنان تاریخی کُردستان‌اند و اگر قرار باشد حرکتی صورت گیرد، آن را در راستای رهایی سرزمین خود از دست سپاه و بسیج انجام خواهند داد. حتی اگر احتمال تجزیه کشور مطرح باشد (که بی‌تردید چنین احتمالی و تهدیدی از سوی کُردها نخواهد بود)، این امر به رضایت و تایید قبله‌گاه سلطنت‌طلبان خواهد بود که بیست‌وچهار ساعته برای آن‌ها سینه می‌زنند. در عین حال، این پرسش مطرح است که چرا آنچه برای نیروهای سلطنت‌طلب روا و منطقی تلقی می‌شود، برای کُردها ناروا دانسته می‌شود؟
در همین چارچوب، برخی با ادبیاتی تهدیدآمیز از ”سرکوب تجزیه‌طلبان” سخن گفته‌اند؛ از جمله رضا پهلوی که دن‌کیشوت‌وار، هنوز به قدرت نرسیده، وعده سرکوب ”کُردهای تجزیه‌طلب” را با اتکا به پاسداران، ارتش و گارد خیالی جاویدان می‌دهد. چنین ادبیاتی بیش از آنکه نشانه‌ای از تعهد به دموکراسی باشد، یادآور همان رویکردهای اقتدارگرایانه‌ای است که منتقدان حکومت کنونی مدعی عبور از آن هستند.
احزاب کُردستان ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته هزینه‌های سنگینی در تقابل با جمهوری اسلامی پرداخته‌اند. هزاران تن از اعضا و هواداران آنان جان خود را در مسیر مبارزه برای آزادی، دموکراسی برای سراسر ایران و حق تعیین سرنوشت ملت‌های آن از دست داده‌اند. این احزاب بارها اعلام کرده‌اند که خواهان ساختاری غیرمتمرکز، فدرال یا مبتنی بر تقسیم عادلانه قدرت در چارچوب ایران‌اند. اگر هدف آنان استقلال کامل بود، در طول این دهه‌ها فرصت‌های متعددی برای اعلام صریح آن داشتند.
از سوی دیگر، مگر استقلال‌طلبی در حوزه نظری جرم است که بتوان اندیشه و خواست دیگران را با تهمت و ایجاد رعب و وحشت در نطفه خفه کرد؟ طرح هر اندیشه سیاسی، اعم از فدرالیسم، تمرکززدایی یا حتی استقلال، در یک جامعه متکثر باید در چارچوب گفت‌وگوی سیاسی بررسی شود، نه با برچسب‌زنی و تهدید. تجربه تاریخی نشان داده است که سرکوب گفت‌وگو تنها به تعمیق شکاف‌ها و تقویت اقتدارگرایی می‌انجامد.
در سال‌های اخیر، این احزاب نشان داده‌اند که علاوه بر سابقه مبارزه و مقاومت مسلحانه در مقابل یورش‌های متعدد جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته، توان سازمان‌دهی کنش‌های مدنی و اعتصاب‌های سراسری در کُردستان را نیز دارند. در رویدادهایی چون جنبش ”زن، زندگی، آزادی” و اعتراضات دی‌ماه امسال، رویکردی بسیار منطقی و محتاطانه اتخاذ کردند و از کشاندن جامعه به درگیری‌های پرهزینه نظامی پرهیز نمودند؛ نه دست به اقدام مسلحانه زدند و نه فرزندان مردم را به کام مرگ فرستادند. این رفتار نشان‌دهنده درک آنان از پیچیدگی شرایط داخلی و منطقه‌ای است.
با وجود این، تغییر شرایط سیاسی در ایران، قیام مردم ایران بطور اعم و کُردستان بطور اخص، خلأ قدرت و ریزش نیروهای سرکوبگر، زمینه‌ساز بازگشت نیروهای سیاسی فعال ایرانی و از جمله احزاب کُردستانی به کشور خواهد شد. پس از حمله ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران، جامعه ایران روزهای سرنوشت‌سازی را می‌گذراند و ایران آبستن تحولات بزرگی است. در همین رابطه، نه تنها احزاب کُردستانی بلکه تمام نیروهای بالقوه و بالفعل اپوزیسیون ایرانی باید با داشتن برنامه‌های مشخص برای رویدادهای گوناگون و غیرمنتظره، به پیشواز آینده بروند.
واقعیت آن است که تفرقه، اتهام‌زنی و دامن‌زدن به شکاف‌های ملی و سیاسی، بیش از هر چیز به سود جمهوری اسلامی تمام می‌شود. در شرایطی که جامعه ایران با بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبروست، تقویت همبستگی، گفت‌وگوی انتقادی و احترام به تنوع دیدگاه‌ها ضرورتی انکارناپذیر است. اگر روزی شرایطی فراهم شود که احزاب کُردستانی بتوانند بصورت علنی و قانونی در چارچوبی دموکراتیک فعالیت کنند، داوری نهایی درباره عملکرد و برنامه‌های آنان بر عهده مردم خواهد بود. تاریخ، در نهایت، داوری منصف‌تر از هیجانات زودگذر فضای مجازی خواهد داشت. آنچه امروز بیش از هر زمان اهمیت دارد، پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده و پایبندی به اصولی چون آزادی بیان، حق تشکل‌یابی، حق تعیین سرنوشت در چارچوب‌های دموکراتیک و تلاش برای ساختن ایرانی مبتنی بر عدالت، تنوع و مشارکت همگانی است.