Hoppa till innehåll
Hem » کلماتی که باید تیرباران گردند ، کیهان یوسفی

کلماتی که باید تیرباران گردند ، کیهان یوسفی

 

 رژیمی تئوکراتیک و بسته همچون جمهوری اسلامی، از قلم و اندیشیدن بیم دارد. ستون یک روزنامه قادر است که  با درج یک جمله، از پایه‎ی اصلی رژیم یعنی ولایت فقیه، سلب مشروعیت کند. نگاشتن واژه‎ای همچون”ملت” توسط یک شهروند کرد می‎تواند استدلال، منطق و منش کنونی این رژیم  را به چالش بکشد…keyhan-yosfi10

بسیارند آنهایی که با برگزیدن هدف و آرمانی، زندگی خویش را وقف خدمت به بشریت و ارزشهای انسانی می‎کنند. ازخودگذشتگانی كه  در برابر شمشیر قهر دستگاه‎های قدرت سر تعظیم فرود نمی‎آرند و برایشان آزادی و عدالت و برابری بالاترین ارزش‎هاست.

در این راه اصحاب قلم و روزنامه‎نگاران متعهد و معتقد به رسالت روزنامه‎نگاری از آن دست افرادی هستند که بدون حمایت هیچ بنگاه قدرتی در کشورهای بسته و دیکتاتورزده، با نوشته‎های خویش قدرت حاکم  را به چالش می‎کشند و به روشنگری برای تنویر افکار عمومی می‎پردازند.

روزنامه‎نگارانی که با  نگاشتن اخبار و اطلاعاتی در ستون روزنامه‎هایشان برآنند که جوامع خویش را دگرگون کنند و تغییری ایجاد کنند، تغییری که اگر در بینش و اندیشه ایجاد شود، نمود آن در جامعه می‎تواند محسوس‎تر باشد.

کنشگران رکن چهارم دموکراسی در چارچوب حاکمیتی توتالیتر و تئوکرات  همچون رژیم جمهوری اسلامی، برای به انجام رسانیدن رسالت خویش هزینه‎های سنگینی را بایستی بپردازند. واقعیت این است که در چنین کشورهایی اصحاب رسانه و هر آن کس که در پی دمکراتیزاسیون حوزه‎ی عمومی و تقویت جامعه مدنی است، آگاهانه به استقبال مرگ می‎رود، شکنجه می‎شود، زندانی می‎گردد، ناچار به ترک وطن می‎شود و … .

سازمان گزارشگران بدون مرز طی گزارشی که اول مرداد ماه امسال منتشر کرد، اظهار داشت که  از آغاز سال میلادی 2013 بیش از 70 مورد تهدید علیه روزنامه‎نگاران و وب‎نگاران تبعیدی که با رسانه‎های خارج از کشور همکاری نموده‎اند، ثبت شده است.

هر سال نهادهای حقوق بشری،  ایران را در لیست کشورهایی که تحت عنوان  جهنم روزنامه‎نگاران نامگذاری می‎شوند، قرار می‎دهند. در حال حاضر  52 روزنامه‎نگار ایرانی در حبس بسر می‎برند و شمار زیادی نیز مجبور به ترک وطن گشته‎اند.

در کردستان اما  محمد صدیق کبودوند، کوشنده و مدافع حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول روزنامه‎ی پیام مردم همچنان زندانی است.

عدنان حسن‎پور هنوز پشت میله‎های زندان است و تاکنون اجازه نیافته است که به مرخصی بیاید.

برادران کردپور بیش از چهار ماه است که بدون تشکیل دادگاه یا دادرسی در بازداشت هسند و جمع دیگری از روزنامه‎نگاران کرد در ترکیه در معرض تهدید و خطر قرار دارند. روزنامه‎نگاران کرد آواره‎ی اروپا و سرگردان در اقلیم کردستان که دیگر جای خود دارند.

در رتبه‎بندی آزادی مطبوعات و به گزارش ” freedom house” (خانه‎ی آزادی)، ایران در میان 197 کشور رتبه‎ی 191 را داراست.

یعنی در این کشور قلم‎ها باید به استخدام بنگاه‎های قدرت درآیند و هر آن کس که تخطی کند، مجبور به پرداخت هزینه‎هایی سنگین خواهد شد.

مؤسسه‎ی آمار و ریاضیات”آکامای” در گزارش جدید خود در چهار ماه نخست سال 2013 به وضعیت اینترنت جهانی پرداخته است و ایران در این رتبه‎بندی، کندترین اینترنت در دنیا را به خود اختصاص داده است.

وضعیت اسفناک روزنامه‎نگاران ایران از برکت قوانین حاکم بر این کشور است.

رژیم‎هایی همچون جمهوری اسلامی با شکستن قلم‎ها و دوختن دهان‎ها در پی نگه داشتن شهروندان خویش در ناآگاهی هستند، ولی آیا چنین اقدامی با پیشرفت علم و توسعه‎ی تکنولوژی می‎تواند مثمر ثمر واقع گردد؟

رکن چهارم دمکراسی در ایران طفلی در بند و محبوس است. حاکمیت سیاه، قدرت آن را شناخته و از قدرت یافتن آن در هراس است. بدین خاطر است که فضایی امنیتی ایجاد کرده و کنترل همه‎ی امور را در دست می‎گیرد. هر جمله‎ای را که در امتداد خطوط تعیین شده‎ی او نوشته نشود، تیرباران می‎کند و هر سخنی که او را مخاطب قرار دهد، به دار می‎آویزد.

رژیمی تئوکراتیک و بسته همچون جمهوری اسلامی، از قلم و اندیشیدن بیم دارد. ستون یک روزنامه قادر است که  با درج یک جمله، از پایه‎ی اصلی رژیم یعنی ولایت فقیه، سلب مشروعیت کند. نگاشتن واژه‎ای همچون”ملت” توسط یک شهروند کرد می‎تواند استدلال، منطق و منش کنونی این رژیم  را به چالش بکشد.

از این روی است که این رژیم  فضا را بسته، قلم‎ها را شکسته، دهان‎ها را دوخته، روزنامه‎ها را به زنجیر کشیده و روزنامه‎نگاران را پشت میله‎ها محبوس نموده است و در قانون این رژیم، هر کلمه و جمله‎ای در مسیر آزادی و عدالت و حق‎طلبی نگاشته شود، بایستی یا تیرباران گردد و یا به دار آویخته شود.

منبع : سایت اتحادیە دانشجویان دمکرات کوردستان ایران