Hoppa till innehåll
Hem » ’روژآوای’ کُردستان: جلوه‌ای از سرافرازی و مقاومت!، کامران ئەمین ئاوە

’روژآوای’ کُردستان: جلوه‌ای از سرافرازی و مقاومت!، کامران ئەمین ئاوە

تاریخ سیاست، بیش از آن‌که میدان تثبیت ارزش‌ها باشد، صحنه‌ی دگرگونی آن‌هاست. در این میدان، آنچه دیروز ”ارزش” خوانده می‌شد، امروز می‌تواند به‌ راحتی به ”ضد ارزش” بدل شود؛

نه تنها به دلیل تغییر در ذات سیاستمداران، بلکه به سبب چرخش منافع، مصلحت‌ها و ائتلاف‌های زودگذر. جهان معاصر، به ‌ویژه در خاورمیانه، شاهد یکی از آشکارترین نمونه‌های این دگرگونی است.
روزی نه‌ چندان دور، هنگامی که سایه‌ی سیاه داعش بر سر بشریت سنگینی می‌کرد و امنیت جهانی، از پاریس تا نیویورک، در هراس عملیات‌های آن نفس را در سینه حبس کرده بود، نیروی اصلی مقابله با این تهدید، مردان و زنانی بودند که نه از دل پایتخت‌های بزرگ جهان، بلکه از شهرها و روستاهای کُردستان برخاسته بودند. از کوبانی تا موصل، وجب‌ به ‌وجب خاک با خون کسانی آبیاری شد که برای دفاع از ”بشریت” و رسیدن به ”صلح” و ”عدالت انسانی” جنگیدند.
در این نبرد نابرابر، پیشمرگ‌ها و رزمندگان یگان‌های مدافع خلق با پشتیبانی ائتلاف غربی، سدی در برابر توحش ساختند؛ سدی که بهای آن سرهای بریده در ملاء عام، بدن‌های سوخته در قفس‌های آهنین و هزاران جان از دست‌رفته بود. آیا جهان به یاد دارد که در راه آزادسازی رقه، پایتخت خودخوانده‌ی داعش، بیش از یازده هزار تن از همین نیروها جان باختند؟ یا این اعداد نیز مانند بسیاری از حقیقت‌ها، در هیاهوی خبرهای تازه گم شده‌اند؟
تصاویر دختران جوان کُرد که در کوبانی افسانه‌ی شکست‌ناپذیری داعش را درهم شکستند، زمانی زینت جلد مجلات و صفحه‌ی اول روزنامه‌های جهان بود؛ نماد شجاعت، مقاومت و کرامت انسانی. اما تاریخ، گاه با قساوتی شگفت، ورق می‌خورد. همان نیروهای تیره‌اندیش، با نام‌ها و چهره‌هایی تازه، از دل خاکستر برخاستند. تحریرالشام که دیروز در فهرست سیاه تروریسم بود، امروز با رهبر کت‌وشلوارپوش خود، ابومحمد الجولانی، در محافل سیاسی جهان بعنوان ”بازیگر جدید” مورد گفتوگو قرار می‌گیرد؛ انگار نه انگار زمانی نه چندان دور برای سر او بعنوان یک ”تروریست جانی”جایزه تعیین شده بود؟

در این میان، کُردهای سوریه بار دیگر در حلقه‌ی محاصره قرار گرفته‌اند؛ این‌بار نه فقط از سوی نیروهای افراطی، بلکه در سکوت سنگین جهان غرب و همپیمان‌های دیروزی‌شان. سکوتی که پیش‌تر راه را برای حمله ارتش ترکیه و نیروهای دست‌نشانده اسلامی و واپسگرای آن در ژانویه سال ٢٠١٨ به عفرین گشوده بود، اکنون نیز در ژانویه ٢٠٢٦ راه را برای پیشروی ‌داعشی‌های حاکم دمشق باز کرده است. و این واقعیتی است تلخ که برخلاف سخن مارکس ”دوباره شدن آن، نه یک تراژدی مسخره، بلکه یک فاجعه بزرگ انسانی و تاریخی است.” سیاست‌مدارانی که زمانی از ”هم‌پیمانی ضروری و ستراتژیک کُردها” سخن می‌گفتند، امروز از ”بی‌نیازی به آن‌ها” دم می‌زنند و سرنوشت میلیون‌ها انسان را به معامله‌های پشت درهای بسته می‌سپارند.

با این همه، تاریخ کُردستان بارها نشان داده است که امید، از دل ناامیدی می‌روید. امروز نیز از کرمانشاه تا سلیمانیه، از دیاربکر تا اربیل، مردان و زنان آزاده‌ای هستند که با خانواده‌های خود وداع می‌کنند تا بار دیگر سلاح به دست از موجودیت و کرامت هم تبارهای خویش در روژآوای کُردستان و از سرزمین مادریشان در مقابل نیروهای تاریک‌اندیش اسلامی دفاع کنند. هزاران پیر و جوان، در سرمای زمستان، آماده‌ی نبردی شده‌اند که نامش بیش از آن‌که ”جنگ” باشد، نبردی برای ”ماندنی شرافتمندانه” و در واقع ”بودن یا نبودن” است.

پرسش اما همچنان پابرجاست: مدافعان حقوق بشر، صلح و ترقی کجای این روایت ایستاده‌اند؟ آیا ارزش‌های انسانی نیز تاریخ مصرف دارند؟ اگر چنین است، بهای این فراموشی را چه کسانی می‌پردازند؟
امروز، گشودن درهای زندان‌هایی که جنایتکاران داعش در آن تحت کنترل نیروهای کُرد نگهداری می‌شدند، هشداری است برای فردا؛ فردایی که می‌تواند بار دیگر آوارگی، قحطی و خون را به این سرزمین بازگرداند. هنوز دیر نشده است. تاریخ در میان برخی افراد، هرچند ممکن است حافظه‌ای کوتاه داشته باشد، اما قضاوتی بلندمدت دارد. ایستادن در کنار کُردهای سوریه، نه یک انتخاب سیاسی زودگذر، بلکه آزمونی اخلاقی برای وجدان جهانی است؛ آزمونی که نتیجه‌ی آن، دیر یا زود، دامان همگان را خواهد گرفت.