یکی از راز ورمزهای باستانی نهفتە در درون سخرەهای سر بفلک کشیدەکردستان در مجموعەای بنام زاگروس تاریخی ناشناختە است.

تاریخی ادر قالبی D NA نامیدە شدە کە متاسفانە مورد بی میهری باستان شناس و پژوهشگران تاریخ واقع شدە است!
بازگشت به این تاریخ کهن شاید در کوردستان به طور کلی دشواری ویژهی خود را داشته باشد! این دشواری از آن روست که بیگانگان و حکومتهای مرکزی هیچگاه ارزش گذشتهی غیر از خود را نه تنها نشناختهاند بلکه همواره با تنگنظری، انحصار و خود محورر بینی خاص بدان نظر داشتە اند! چنانکه در بدو ظهور اسلام و یورش عربها بایران گفته شده است: «گویا همه کتابها و آثار پیش از اسلام را گرد آوری و یکباره نابود کردەاند!» دلیل عربها برای این کار بسنده دانستن قرآن و کامل بودن آن از هر جهت بوده است؛ به صورتی دیگر نیازی به وجود کتابی غیراز قرآن دانسته نمیشدە!
بعدها این روش و نگرش خاص اشاعە یافتەو بە سیاسەتی در راستای نفی دیگران بدل شد! افزون بر این اندیشه، تلاش و برنامهریزی گستردهای صورت گرفته تا هر تاریخ دیگری نابود گردد. این موضوع بهویژه با شدت تمام در برابر گذشته و هر اثری که نشان غیر خودی بر آن آشکار بوده در چارچوب برنامهی نابودی قرار گرفته است.
بر اساس اثری در شهر همدان یافتە شده است؛ اردشیر دوم هخامنشی (۳۶۱ ـــ ۴۰۴ پیش از میلاد) بر ستونی نوشته است از خدا و مقدسان آن زمان و نیز از فرمانروایان پس از خود میخواهد این اثر که از او به جا مانده نابود نگردد. این موضوع برای ما بیانگر آنست احتمال بسیار قوی بر آن استوار بوده حتی هخامنشیان به آثار همنژادان پیش از خود نیز رحم نکرده باشند.
هدف از نگارش این مقدمهی کوتاه آن بود که گذشتهی ما چنین سرنوشتی یافته است.
خوشبختانه هنوز در دل کوهها، درهها شکاف غارها و اسماء هنوز آسیمیلە نشدە این سرزمینِ آسیبدیده، نشانههایی در میان نام کوه، ارتفاعات، چشمهها، شهرها، روستاها ، متن ملودی و داستانها و… با وجود پاکسازی و تغییرات گسترده، از دیرزمان حفظ شدهاند. نویسنده این نوشتار در زادگاه خود هورامان توانسته است بخشی از این گذشته را با تکیه بر نامهای اسطورهای دوبارە شناسایی نماید؛ شناختی که میتوان دربارهاش تأمل کرد. بخشی از این آثار در برابر دید خوانندگان مشتاق قرار میگیرد، شاید برای پژوهشگران این حوزه سودمند و آنان را متمایل بە کاوش بیشتر بنماید.
۱ـ هانەو کۆسی ئاوان [چشمه آب کوسی ها]
به معنای آن آب یا چشمهای که از کوسیها (نژاد کاسی/ کوسی/Kassiten)1 به جا مانده است.
این مکان در میانهی شهر پاوه، محلهی (شەخەڵیان =شیخ آلیان =منتسب بە شیخو = الاهە دین/ یا قدیمشهر) یعنی یکی از کهنترین محلههای پاوه قرار داشته که اکنون متأسفانه پس از استقرار جمهوری اسلامی اثری از آن باقی نمانده است. «شیخ آلیان» نام قدیمیتر این محله، خود یادآور پناهبردن به «شیخو» خدای آیین است. از سوی دیگر «کوسیآوان» روایتگر پیشینهی یکی از آثار آبرسانی است که تخصص نژاد کاسیها بوده است. در پاوه و هورامان به طور کلی در بسیاری از نقاط این آثار یعنی کانالکشی آب از آن دوران هنوز دیده میشود. از جمله در دامنهی شاهو «مندەجۆ = جوی آبِ مند» برای مردم این شهر مکانی شناختهشده است.
کانال یا جوی آب سرپوشیدهی بسیار کهن پاوه هم آب آشامیدنی شهر و هم آبیاری بخش بزرگی از باغها و باغچههای شهر را تأمین میکرد، یکی از آثار تاریخی به شمار میآید که متأسفانه توجه لازم به آن نشده است! (۱منابع)
۲ ــ مَکال؛ خدای طاعون
کوه «مکال»، نماد پاسدار زندگی سالم برای انسان.
کوه مکال به عنوان بلندی و گردشگاهی در شهر پاوه در تاریخ این شهر به نام خدایی مقدس نامگذاری شده است. احتمال دارد نام خدایی در «بیتشئان» باشد. این خدا با خط هیروگلیف بر لوحی نقش شده که اکنون در موزهی اورشلیم نگهداری میشود.
لوح مکال در دروازهی شمالی پرستشگاه بیتشئان کشف شده و تاریخ آن ۱۴۵۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد (دورهی برنز) است و در سال ۱۹۴۰ کشف گردید.
سرگذشت این خدا از آنجا آغاز میشود که Pa-re-em-hep کارمند مصری، لوح این نماد را برای پدرش Amen-em-qpt به عنوان معماری که ارزش این چیزها را میدانست، هدیه میبرد تا به عنوان نماد پاسدار زندگی خوش و سلامت به او بدهد.
مکال در تصویر همچون نماد قدرت بر تختی مصری نشان داده شده است؛ در دست راست نماد زندگی و در دست چپ جامی دیده میشود. لازم بە یاد آوریست پیشتر تعداد قابل توجهی از مردم پاوە پیرو آیین یهودی بودەاند هنوز هم محلەای بە این نام در شهر پاوە قابل شناساییت.
۳ ــ وێمیر/ ئیمیریا
گردشگاه شهر پاوه در دامنهی کوە شاهو؛
رئیس مقدس، دانای مرگومیر (سرور دانا).
در میان نژاد کاسی ساکن زاگرس در هزارهی دوم پیش از میلاد دو خدا و یک الهه به نامهای «ایمیریا (وێمیر)»، «کامول/ گاوول» و «میریزێڕ» به عنوان ایزد خاندان پادشاهی، برکت و نماد پاسداری اسب یاد شدهاند.
ایمیریا (وێمیر) به معنای رئیس مقدس و دانای مرگ و تقدیر تفسیر میشود.
در ادبیات سینهبهسینهی هورامی آمده است:
«شاهو مهگرهوۆ (آتشگاه) ماتەن
وێمیر به تهمای شنیای بالاتن»
به نظر میرسد این بیت شعر داستان فاجعهی یورش عرب و بە خاک و خون کشاندن منطقه و سوگواری بازماندگان این دیار باشد. شاهو (شا + هو= نماد دست نیافتنی و بلندایی) یعنی شاه بزرگ و بلندپایه [نماد اهورامزدا] اندوهگین و آتشگاهِ روبهروی شهر پاوه خاموش و از شعلەافشانی واماندە است. بدین سبب وێمیر (ایمیریا) رئیس مقدس و دانای تقدیر چشم انتظار امیدواری برای بازگشت به روزگار گذشته و تکیه بر خودباوری و گذر از مصیبتها بیان میکند.
۴ ــ وایو = وا =(در زبان کوردی) باد؛ خدای باد
در «وندیداد» از اوستا، اهورامزدا به زرتشت فرمان میدهد خدای باد(وایو) را بپرستند. تقدس این خدا و به همین مناسبت دعا برای او در ادبیات شفاهی هورامان حفظ شده و همچون آیینی برای پایان دادن به خشکسالی برگزار میشود:
«وَەیو باڵێ ؛ سروو پیران، یا شا بوارۆ پەی فەقیران»
یعنی ای خدای باد، به حرمت پیران (انسانهای کامل ومقدس ) ای فرمانروا تورا سوگند میدهیم تا اراده پایان دادن به خشکسالی و باریدن باران را ارزانی ببخشید.
۵ ــ وڕا
روستایی وابسته به شهرستان پاوه، واقع در پاییندست اسپرێز و داریان.حد فاصل پاوە و نوسود.
«وڕا» در دوران کهن نام جایگاه کاخ زمستانی پادشاه موبد و آذَرپادِ آذربایجان (نگهبان گسترش آتش) بوده است. «وڕا» همتای «وَرَن/ وَرێ» شمرده میشود.
در اوستا «وَر ـ وەرێ» به معنای دژ و بارگاه آمده است. در هورامان و کرماشان آثار بسیاری با پسوند «ور» (دژ) هنوز شناخته میشوند؛ مانند: دریور، تنگیور، تهوریور، چهارزهور، کنگاور.
۶ ــ کامول/ گاوول ٧
کامول یا گاوول ییلاق و جایگاه مقدس منطقهی هجیج است. با توجه به این که «ایجیجی» یا «هجیجی» نزد بابلیان به عنوان پاسداران خدایان بزرگ مأمور بودهاند و پرستشگاه بزرگی داشتهاند، ایجیجیها وظیفهی پاسداری از خدایان بزرگ و نماد کشتوکار، الههی میریزێڕ و برکت زمین (کامول) را داشتهاند.
در همین منطقه دو خدای مقدس دیگر «مول و اشنان» (الههی گندم و جو و غلات) نامهایشان در اطراف شهر پاوه حفظ شده است.
با توجه به حفظ «کوسهی هجیج» به عنوان مرکز مقدس و دینی و دقت در نام کوسه/ کوسی/ کاسی و نیز در نظر گرفتن این که کامول، مول، اشنان به عنوان خدایان مقدس در میان کاسیان شناخته شدهاند و ایجیجی یا هجیجی پاسدار این نمادها و خدایان بودهاند، به این نتیجه میرسیم که انتخاب ییلاق روستای روار (ژوونێ)، روستای هجیج، ییلاقی به نام گاوول (کامول) و نام کوسهی هجیج هیچکدام تصادفی نامگذاری نشدهاند، مگر آن که پیشینهای غنی و کهن پشت آنها بوده باشد.
۷ ــ تشار، تیشتر، تیشتار، داتار، عشتار، ایشتار
خدای خورشید نزد آشوریان. ایشتار الههی عشق در آیین آشوری.
تیشتر الههی آب و باران در اساطیر ایرانی. نماد باروری و سرور ستارگان.[آبدیس ایرAbadis. Abadis.ir]
«تیشتر، ستارهی باشکوه را میستاییم… که با آبهای فروبارندهاش ترس را از دل همهی موجودات میشوید.»
تشار یا تشتار نام روستایی در حد فاصل پاوه و نوسود است، واقع در ضلع شمالی زیارتگاه بزرگ یاری (سلطان اسحاق در ذگا شیخان).
داتار و تشار: آفرینندگی اهورامزدا با دو واژهی داتار و تشار بیان شده است.
۸ ــ وَنَند (وەنن)
نام پلی در دامنە روستای هجیج.
«ستاره و الاهە مقدس، نیروی چیرگی و برتری و پیروزی بر قهر طبیعت ، دشمن و نیازها…»
«ونند» پلی بسیار کهن بر روی رودخانە سیروان در دامنە روستای هجیج است. این پل پیشتر از چوب درخت مو و انار ساخته شده و حالت معلق و جنبشی داشته. در واقع وسیلهی رفتوآمد مردم بر روی رود بزرگ و خروشان و هراسآور سیروان بوده است. مردم را از خطرهای طبیعت خشن حفظ میکرده و با محتوای نام خود (نماد برتری و پیروزی بر قهر طبیعت خشمگین) هماهنگ بودە است.
نام کهن رود سیروان به نوشتهی دولتشاهی در کتاب “کوههای ناشناختە غرب ایران ترجمە اوستا” «سئیریون» بوده است.
۹ ــ ژوونێ/ ژونی ـ نام ییلاق تابستانی روستای روار در هۆرامان
نام یکی از خدایان بزرگ روم باستان؛ دختر ساتورن و همسر ژوپیتر، ملکهی آسمان.
ییلاق روستای روار؛ جای زندگی و زادگاه ملاخدرِ دانشمند بزرگ.
پیشینهی این روستا و ییلاقش دستکم از نظر محتوای نام، به بیش از دو هزار سال پیش یا دورهی اشکانیان بازمیگردد.
۱۰ ــ سلێن و بیباس (بلبر)
سلێن نام دهی در منطقهی ژاورود ـ اورامان ؛ نام خدای آسمان نزد کاسیان و نام خدای ماه یونانیان.
بیباس یا بلبر نیز از بزرگان یونان باستان بوده است. به نظر میرسد نام این دو روستا در هورامان به دورهی کاسیان بازگردد که بعدها در زمان یونانیان و اشکانیان تجدید بنا شده باشد. قبالههای کهن هورامان که بیش از ۲۱۰۰ سال قدمت دارند و دو تای آنها به زبان یونانی ثبت شدهاند، این گفته را تأیید میکنند.
۱۱ ــ ئاویسەر
نام رود و درهای سرسبز بادرختان میوە، میان ن روستایهانە گرملە ، شوشمی و تویلا در بخش هۆرامان عراق.
«آویسر» در اوستا به عنوان یکی از اوقات پنجگانە شکرگزاری در شبانهروز یاد شده است.
۱۲ ــ کڕسانی/ کەڕیسان
نام ییلاق و چشمهای در کوه شاهو شمال کوە دربند (شمال غربی پاوه). یکی از فرمانروایان جنگها علیه مزداپرستی بوده که هئومه او را شکست میدهد؛ خدای دیوان.
۱۳ ــ هوکر/ هوگر
نام کوهی در منطقهی نوسود. در اوستا «هوکر/ هوگر» به معنای نیککردار و همچون قلهی کوه بلند «هَرَهبرز» (البرز) آمده است.
۱۴ ــ کماله
نام روستایی در هورامان میان دزلی و نودشه و نوسود. در اوستا هفت کمالهی دیوان در برابر هفت امشاسپندان آمده است. در آیین زرتشت همانگونه که به سروری اهورامزدا هفت امشاسپند وجود دارند، هفت کماله به پیشوایی اهریمن (نمایندهی کینه و بدکاری) با نامهای اهریمن، اکومن، اندر، ساول، ناگیس، تریز و زریز معرفی شدهاند.
یکی از این کمالهها به نام «ساول» هنوز در هورامان به صورت مترسکی از چوب پوشیدە با لباس در مزارع برای ترساندن دزد و پرندگان زیانرسان بە مزارع به کار میرود. حفظ این سنت در واقع به ویژگی ترسآور دیو به عنوان نماد تاریکی و هراس در باور پیشینیان بازمیگردد.
۱۵ ــ شمشی
قلهی کوهی بلند در هورامان میان نوسود، نودشه، دزاور و هانهگرمله.
شمش/ میترا/ مهر/ میر؛ خدای پیروزی، دلاوری و رهاییبخش، نماد خورشید و روشنایی.
میترا در بابل به نام «شمش/ شمشی» ارزشمند شمرده میشد. پس از سلطهی مقدونیان (۳۳۱ پیش از میلاد) خدایان یونان و ایران یکی دانسته شدند؛ مانند آناهیتا که آرتمیس شد و شمش که نام میترا گرفت و بعدها «شمس» شد.
در روم باستان، میترائیسم دین سپاهیان بود و هرجا پیروز میشدند آیین خود را گسترش میدادند.
مهر/ شمش/ میر به دورهی مهرپرستی و زروانیسم بازمیگردد.
در کوردستان آثار بسیاری از آن دوران، چه در قالب نامها و چه به صورت پرستشگاه و چشمه، باقی مانده است؛ مانند طاقبستان در کرماشان، شیخان–لالش نزدیک دهوک، نجیوران، ریژاو، قوریقلعه، سرچنار سلیمانیه و…
واژهی «میر» و مشتقات آن (میرێ، میران، میریمیران) به عنوان نام یا لقب، پیوند با باورهای کهن دینی دارد؛ همانگونه که پادشاهان آشوری و بابلی از نامهای مقدس برای تثبیت جایگاه خود بهره میبردند (شمشیداد، مهرداد، آداد و…).
۱۶ ــ سریاس/ سریس/ سوریاس
نام روستایی در مسیر پاوه–کرماشان که حدود بیست تا ٣٠کیلومتر با آتشگاه زرتشتی فاصله دارد.
سوریاس (خورشید) در میان خدایان خورشید، پیمان و برادریِ ایزد مهر شناخته شده است.
در دورهی مادها به «سوریا» و بعدها «سوریا/ سوریه» تغییر یافته است.برای نام خانمها نیز استفادە شدەاست.
پیش از دورهی اشکانی، یعنی در زمان سلطهی آشور، سوریاس یکی از نمادهای بسیار مقدس به شمار میرفته است. احتمال دارد هنگام یورش سلمان سر دوم، این باور ریشهدار بوده و بعدها در نامهای سریس و سریاس پایدار مانده باشد.
شمشیر/ شمشی
در نوشته ها آمده که واژهی «شمشه» در زبان عبری به معنای خورشید است. لغتنامە دهخدا از شمش بعنوان ربالنوع آفتاب یاد میکند. بابلیان شمش را با خدای خود یکسان دانستەاند. در پهلوی اشکانی حرف «ه» به «ی» تبدیل شده و به «شمشی» بدل گردیده و با گذر زمان به جایگاه نگهداری خزانه و ابزار جنگی «شمشیر» گفته شده است.
۱۷ ــ بۆڕه/ بۆڕی/ بۆڕیوَر= بوریدر
نام روستایی در هورامان.
بۆڕیاش خدای باران و رعدوبرق بوده است. بۆڕی + ور دژ بۆڕیی یا قلعە باورمندان بوری خدای رعد وبرق؛ جایگاه پرستش خدای رعد و برق آسمان . شستە باران در باور کاسیان ساکن زاگرس.
بۆڕی ، بۆڕیهئا اکنون در زبان کوردی به لولهی سفالی انتقال آب گفته میشود.
۱۸ ــ هێرتاHerta
هێرتا پسر سورنا، سردار اشکانی که در بینالنهرین رومیان را شکست داد و کراسوس رومی در آن جنگ کشته شد. پس از چیرگی ساسانیان، سردار اردشیر بابکان شد. نام این سردار اکنون در منطقهی مرخیل در نزدیکی پاوە هورامان حفظ شده است.
۱۹ ــ ساتیار (Satyar)
نامی اوستایی و یکی از سرداران دوره هخامنشی. این نام در منطقهی باینگان ـ پاوە به عنوان نام روستا حفظ شده است.
شەروێن/ شەروێنە/شروین ـ نام ڕوستایی در نزدیکی شهر جوانرود
شروین نام یکی از سرداران توانمند ساسانیان در زمان پادشاهی یزدگرد یکم بودەاست. امپراتور روم از یزدگرد درخواستار میشود پسرش شاهزادە رومی را بفرزند خواندگی قبول کند و کسی را از ایران بعنوان حافظ وقیم شاهزادە روم بە قسطنطنیە بفرستد. یزدگرد خواستە را پذیرفتە و شروین را باسپاهی روانە روم میکند. وی پس از بیست سال و بزرگ شدن شاهزادە روم بفرمان شاە مملکترا بە امپراتور جدید میسپارد و خود بە ایران باز میگردد.
در داستانهاو تواریخ از عشق شروین بە خورین (خوڕێن نامی کوردی برای خانمها همانند شروین جوشان برای مردان) و شجاعت این مرد یاد شدەاست.[تاریخ همزە اصفهانی. مجمل التواریخ]
تەتە / آرتتا ـ نام ارتفاع کوهی بلند در هورامان مشرف بر حلبجە ـ عراق
نام تەتە یا آرتتا در فرهنگ سومری بە معنی کوە آمدەاست. در فرهنگ کاشغری هم این واژە ارتتە در هزارەهای دوم وسوم و جهارم پیش از میلاد ” آزربان سومری” بعنوان کوە آمدە است.
تا کنون این نام کهن بر ارتفاع کوهی بلند در هورامان ارتفاع مشرف بە شهر نودشە و روستاهای هانە گرملە و دزاور و نوسود در گفتار روزانە ماندگار است.
صدیق بابایی ٢٢/٧/٢٠٢٦
منابع:
— «شێخۆ» یا شیپاک؛ خدایانی بسیار مغرور و محترم بودند و با خدایان بابلی مانند انلیل، سلطان خدایان و خدای هوا [وایۆ] و مردوک، خدای دولت بابل [پیکر سنگی با این نام تا این اواخر در شاهو مقابل پاوه موجود بود. بابایی] یکسان بودند.
مطابق اعتقادات ارامنه، هاروت «هاربِ کوهستان» و ماروت «مارِ کوهستان» = شیخۆ/ شیپاک کوهستان، ابر هارا برای الهه ساندرامت، (میریزێڕ) «وێمیر — دامنه شاهو — پاوه، نام وی با همین محتوا موجود است، بابایی.» بر کوه کوه آرارات رهنمون میشدند. خدای خورشید دوستی = «سەریاس یا شۆریاش. بابایی» = خورشید نام داشت. ج. مفرد کهلان
وایو/ یا / وا ـ در اساطیر قدیم ایران و هندواوروپایی “ایزد باد” و نیروی حاکم بر فضای میان زمین و آسمان است. حیات بخش و باران آور است.

- تاریخ ریشه نژادی کرد، احسان نوری (پاشا). بررسی مختصر تاریخ ادیان، پروفسور توفیق وههبی.
- تحقیقی پیرامون زبان کردی… ص 116، امیر امینی
- دیوانه شعری میرزا ئهولقادری پاوهیی – انجمن ادبی شهرستان پاوه
- گۆڤاری ههزار مێرد، شماره 12
— باستانشناسی اندیشه 38
— سروش (Surosh):
خدایی مرد، خدای بخشندگی و راستگویی و نیکرفتاری و نیککرداری، خدای سودمند.
در میان کاسیتها قهرمان — خدایی است که برادر و همکار و همیار و دستیار خدای «اشی ـ اشا» میباشد.
در آیین زرتشت با خدای آفتاب (مهر، میترا) برابری میکند.
سوریاش (SuriAsh)، شوریاش (ShuriAsh)، شوریش (Shuriash)، ساه/سح (sah)، ساخ (Sax):**
- خدایی مرد، خدای پرتو و نور خورشید، خدای نور، خدای خورشید (ستاره خورشید)، خدایی سودمند.
همان سوریا (SuriA) (خدای پرتو آفتاب) یا ساوینار (خدای شعاع خورشید) میباشد.
با «تموز» (tamouz) و بهویژه «شمش یا شمس» بابلی، «بابار» سومری، «نپتون» و بهویژه «هلیوس» یونانی (که سوار بر ارابهای از شرق آسمان به غرب آسمان سفر میکند)، «آپولون» رومی، «هوروس» مصری، «یلونوز» سلتی و «دزی باک» اسلاو برابری میکند. و نیز با اوتو (utu) سومری که خدای حقیقت و عدالت و صحت میباشد و دانشمندی ناصح و عادل است که برای حمایت از حق در برابر شر ایستادگی کرده و با آن نبرد میکند؛ خدایی که حامی شاهان و خاندان ایشان است و دارای دو معبد با نام «اِ-بَبار E-babar» (خانه سفید) در شهرهای «سیپار Sippar» در اکد و «لارسا Larsa» واقع در جنوب سومر بود. و همواره او را با ریش دراز و بازوان بلند و کشیده و در حالی که یک «اره هرس» دارای تیغه کمانی و دندانههای درشت و ناهموار را به حالت تهدیدآمیز در هوا میچرخاند، نمایش میدهند، قابل مقایسه است.
شاید واژگان استر، استار و ستاره بازمانده از نام این الهه باشند.
اشنان در اساطیر سومری ایزدبانوی غلهها و خواهر لهار، خدای رمه است که با لهار به ستیز برخاست و سرانجام پیروز شد [ص 66].
آرورو خدامادر سومری بود که انکیدو را از گل آفرید [ص 47].
نینلیل (تصویر 7) در سومر خدابانوی هوا بوده است.
نانشه الهه مادر شهر نینا در سومر بوده؛ او با ماهیگیری، عدالت و باروری ارتباط داشته است [10].
خدایبانوان باروری در جهان باستان — صدرالدین طاهری و محمود طاووسی.
— من اساطیر بابل و سومر — منتدی حواش العزز الاهته الحبوب.
ههزار مێرد شماره …
شاید واژگان استر، استار و ستاره بازمانده از نام این الهه باشند.
اشنان در اساطیر سومری ایزدبانوی غلهها و خواهر لهار — صفحه 130، تاریخ ماد — دیاکونوف.
خدای رمه است که با لهار به ستیز برخاست و سرانجام پیروز شد [ص 66].
آرورو خدامادر سومری بود که انکیدو را از گل آفرید [ص 47].
نینلیل (تصویر 7) در سومر خدابانوی هوا بوده است.
نانشه الهه مادر شهر نینا در سومر بوده؛ او با ماهیگیری، عدالت و باروری ارتباط داشته است [10].
خدایبانوان باروری در جهان باستان — صدرالدین طاهری و محمود طاووسی.
7 — نزد کاسیان (اسلاف لرها در هزاره دوم پیش از میلاد) دو خدا و یک الهه به نامهای ایمیریا، کامول و میریزیر بهترتیب ایزد خاندان پادشاهی و ایزد حاصلخیزی و الهه حامی اسبان یاد شدهاند و با آنو، خدای آسمان و تقدیر و نیرو و فرمان ایزدی «مه» و ائا/انکی، ایزد بابلی خرد و آبها و زمین و نینخورساگ (الهه سرزمینهای سنگلاخ)، الهه حامی حیوانات مطابقت داده شدهاند.
[http://mdpersian.blogfa.com/post-78.aspx](http://mdpersian.blogfa.com/post-78.aspx)
خدایان آریاییان کاسی — سایت جوان امروز.
نزد کاسیان (اسلاف لرها در هزاره دوم پیش از میلاد) دو خدا و یک الهه به نامهای ایمیریا، کامول و میریزیر بهترتیب ایزد خاندان پادشاهی و ایزد حاصلخیزی و الهه حامی اسبان یاد شدهاند و با آنو، خدای آسمان و تقدیر و نیرو و فرمان ایزدی «مه» و ایا/انکی، ایزد بابلی…
[http://www.javanemrooz.com//articles/culture/cheritage/article-34831.aspx](http://www.javanemrooz.com//articles/culture/cheritage/article-34831.aspx)
8 — شماره 12 دوازدهمین گۆڤاری ههزارمێرد. تاریخ ماد — دیاکونوف، صفحه 112، ترجمه کشاورز، صدیق بابایی، آلمان.
1 طبق روایت تاریخ ملتی کهنسال در خاورمیانە میزوپۆتامیای قدیم بودەاند. بین سالهای ١٤٧٥ تا ١١٥٥ قبل از میلاد مسیح
٥٧٦ سال بر بابل حکومت کردەاند.
