Hoppa till innehåll
Hem » سرنوشت پناهندگان کُرد ایرانی در اقلیم کُردستان؛ رنج خاموش آنان و سکوت آزادی‌خواهان ایرانی! – کامران امین‌‌آوه

سرنوشت پناهندگان کُرد ایرانی در اقلیم کُردستان؛ رنج خاموش آنان و سکوت آزادی‌خواهان ایرانی! – کامران امین‌‌آوه

هر شب ستاره‌ای به زمین می کشند و باز این آسمان غم زده غرق ستاره‌هاست!
سیاوش کسرایی

در روزگاری که واژه‌هایی چون «آتش‌بس»، «ثبات» و «امنیت» باید نویدبخش کاهش رنج انسان‌ها باشند، بار دیگر واقعیت تلخ، معنای این واژه‌ها را در جغرافیای پرتنش خاورمیانه زیر سوال برده است. آنچه دیروز ۲۵ فروردین ۱۴۰۵/ ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ در پی حمله پهپادی جمهوری اسلامی به محل زیست و استقرار احزاب و پناهندگان کُرد ایرانی در اقلیم کُردستان رخ داد، نه یک حادثه مقطعی، بلکه حلقه‌ای دیگر از زنجیره‌ای طولانی از خشونت‌های جمهوری اسلامی و بی‌پاسخ‌ ماندن مطالبات یک ملت مبارز است. زخمی‌شدن سه نفر و جان‌باختن یکی از آنها «غزال مولایی»، پیشمرگه کومله زحمتکشان کُردستان، تنها یک عدد و آمار نیست؛ این رخداد، تصویری عریان از تداوم یک بحران تاریخی است که سال‌هاست بی‌وقفه ادامه دارد.

در شرایطی که پس از اعلام آتش‌بس موقت میان ایالات متحده و ایران در ۸ ماه آوریل، انتظار می‌رفت حداقل برای مدتی کوتاه از شدت تنش‌ها کاسته شود، آنچه در عمل رخ داد خلاف این امیدواری بود. نه ‌تنها از شدت حملات به نیروهای احزاب ُکردستان و پناهندگان سیاسی و مدنی ایران در اقلیم کُردستان کاسته نشد، بلکه این حملات به شکلی مستمر و هدفمند ادامه یافت.

این تناقض آشکار، تنها یک مساله نظامی یا امنیتی نیست، بلکه بازتابی از نوع نگاه و رویکردی است که نسبت به مساله کُردها در ایران و منطقه وجود دارد. کُردها، که سال‌هاست درگیر مبارزه‌ای پیچیده برای حقوق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود هستند، بار دیگر خود را در میانه معادلاتی می‌بینند که در آن، صدایشان شنیده نمی‌شود و رنجشان به حاشیه رانده می‌شود.

در این میان، وضعیت هزاران خانواده پناهنده کُرد ایرانی که در اقلیم کُردستان سکونت دارند، بشدت بحرانی است. این خانواده‌ها که پیش‌تر نیز به دلیل فشارها، تهدیدها و ناامنی‌های داخلی ناچار به ترک خانه و کاشانه خود شده بودند، اکنون بار دیگر با بی‌خانمانی، ناامنی و آینده‌ای نامعلوم مواجه شده‌اند. حملات پهپادی و موشکی از سوی ایران و نیروهای نیابتی‌شان در عراق، نه‌تنها محل سکونت آنان را هدف قرار داده، بلکه احساس امنیت حداقلی را نیز از آنان سلب کرده است.

اما شاید آنچه بیش از خود این حملات دردناک و تأمل‌برانگیز است، سکوتی است که پیرامون این وقایع شکل گرفته است؛ سکوتی که از سوی برخی جریان‌ها و نیروهای سیاسی داخل و خارج از ایران به ‌وضوح قابل مشاهده است. این سکوت، صرفا یک بی‌تفاوتی ساده نیست، بلکه می‌تواند حامل پیام‌هایی عمیق‌تر درباره اولویت‌ها، نگاه‌ها و حتی تناقض‌های درونی این جریان‌ها باشد.

از یک سو، نیروهای راست‌گرای پان‌ایرانیست که همواره با رویکردی مرکزگرا و تمامیت‌خواه به مسائل ملی نگاه کرده‌اند، در قبال این حملات یا سکوت اختیار کرده‌اند یا با طرح اتهامات بی‌اساس، تلاش کرده‌اند صورت مساله را تغییر دهند. این رویکرد، اگرچه قابل نقد و رد است، اما چندان غیرمنتظره نیست؛ چرا که ریشه در نوعی نگرش تاریخی دارد که تنوع ملی و فرهنگی را نه بعنوان یک فرصت، بلکه بعنوان تهدید تلقی می‌کند.

اما آنچه بیش از این رویکرد قابل تامل است، سکوت و انفعال بخشی از نیروهایی است که خود را در اردوگاه چپ، دمکرات، آزادی‌خواه و مدافع حقوق زحمتکشان تعریف می‌کنند. این نیروها، که در ادبیات و شعارهای خود بر مفاهیمی چون عدالت، برابری و همبستگی تاکید دارند، در مواجهه با رنج و سرکوب کُردها، واکنشی درخور نشان نداده‌اند. این پرسش جدی مطرح است: چگونه می‌توان از عدالت سخن گفت، اما در برابر بی‌عدالتی آشکار سکوت کرد؟

آیا این سکوت را باید بعنوان یک تاکتیک سیاسی تعبیر کرد؟ یا نشانه‌ای از نوعی تناقض درونی میان شعارها و عمل؟ اگر دفاع از حقوق زحمتکشان و ملل تحت ستم، یکی از اصول بنیادین این جریان‌هاست، چرا در قبال رنج مردمی که سال‌هاست با سرکوب، تبعیض و خشونت مواجه‌اند، چنین کم‌صدا و منفعل عمل می‌کنند؟

این سکوت، به‌ویژه زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که در کنار آن، شاهد واکنش‌های پررنگ و احساسی نسبت به سایر مسائل منطقه‌ای هستیم. همدردی با مردم تحت ستم در هر نقطه‌ای از جهان، امری ارزشمند و انسانی است؛ اما این همدردی زمانی معنا و اعتبار واقعی می‌یابد که شامل نزدیک‌ترین و ملموس‌ترین نمونه‌های رنج هموطنان نیز باشد. نمی‌توان از عدالت جهانی سخن گفت، اما نسبت به بی‌عدالتی در درون مرزهای خود بی‌تفاوت بود.

در چنین فضایی، این نگرانی شکل می‌گیرد که آیا این سکوت، نشانه‌ای از شکاف عمیق‌تری در درک مفهوم «همبستگی» نیست؟ آیا می‌توان انتظار داشت که در آینده، پروژه‌ای مشترک برای ساختن جامعه‌ای دموکراتیک و چندصدایی شکل گیرد، در حالی که امروز، حتی در سطح همدردی و محکومیت خشونت نیز اجماع وجود ندارد؟

تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که مساله کُردها در ایران، نه با انکار و نه با سرکوب حل نخواهد شد. این مساله، ریشه در مطالبات واقعی و تاریخی مردمی دارد که خواهان برسمیت‌شناخته‌شدن هویت، حقوق و کرامت خود هستند. نادیده‌گرفتن این مطالبات، تنها به تعمیق شکاف‌ها و تداوم چرخه خشونت منجر خواهد شد.

در این میان، نقش نیروهای سیاسی و مدنی، نقشی تعیین‌کننده است. این نیروها می‌توانند با اتخاذ مواضعی روشن، شفاف و مبتنی بر اصول انسانی، به کاهش تنش‌ها و ایجاد فضایی برای گفت‌وگو و تفاهم کمک کنند. اما این امر، مستلزم شجاعت اخلاقی و سیاسی است؛ شجاعتی که در آن، حقیقت و عدالت بر ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی ترجیح داده شود.

خطاب به آن دسته از نیروهای چپ و دمکرات ایرانی که امروز در سکوت به سر می‌برند، باید گفت: سکوت، خود نوعی موضع‌گیری است. در جهانی که اطلاعات به‌سرعت منتشر می‌شود و افکار عمومی بدقت رفتارها را رصد می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت که این سکوت بدون پیامد باقی بماند. حافظه جمعی، نه‌تنها آنچه گفته می‌شود، بلکه آنچه گفته نمی‌شود را نیز به خاطر می‌سپارد.

اگر امروز در برابر مرگ «غزال» و بی‌خانمانی هزاران خانواده کُرد در اقلیم کُردستان سکوت شود، این سکوت فردا بعنوان نشانه‌ای از بی‌تفاوتی یا حتی همدستی تعبیر خواهد شد. این واقعیتی است که تاریخ بارها آن را به ما نشان داده است.

در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا می‌توان آینده‌ای مشترک و مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز را تصور کرد، در حالی که در زمان حال، درد و رنج بخشی از جامعه نادیده گرفته می‌شود؟ پاسخ به این پرسش، نه در شعارها، بلکه در عمل و موضع‌گیری‌های امروز ما نهفته است.

شاید هنوز فرصت برای بازنگری، برای شکستن سکوت و برای ایستادن در کنار کسانی که زیر بار خشونت و بی‌عدالتی خم نمی‌شوند و چون درخت سرو پایدار ایستاده‌اند، وجود داشته باشد. اما این فرصت، همیشگی نیست. تاریخ، همواره لحظاتی را ثبت می‌کند که در آن‌ها، انسان‌ها و جریان‌ها باید میان سکوت و سخن، میان بی‌تفاوتی و مسئولیت، یکی را انتخاب کنند. امروز، یکی از همان لحظات است.

دوستان، سکوت و انفعال امروز شما را فراموش نخواهیم کرد!

منبع: اخبار روز

ئەمجەد حوسێن پەناهی لەم بارەوە کە زۆر بە ژانە

بابەتی پەیوەندی دار

ئەمرۆش نیزامی ئاخوندی ئێران بە درۆن هێرشی تێرۆریستی کردە سەر مەڵبەندی ٣ی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران

نیزامی ئاخوندی بە درۆن هێرشی کردەوە سەر هێزەکانی رۆژهەڵات