گزارش روز سەشنبە ٣ مارس ٢٠٢٦ وبسایت ”آکسیوس” مبنی بر اینکە دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با رهبران احزاب کوردستانی تماس تلفنی داشتە است، خشم خیل شونیستها را برانگیخت و

مانند همیشە سراسیمەوار فریاد ”آهای ایران تجزیە شد” را سر دادند و هشدار دادند کە اسرائیل نقشە تجزیە ایران را در سر میپروراند. بار دیگر سیل حملە بە احزاب کوردستانی براە افتاد.
این بار نیز رضا پهلوی و یارانش همراە با جمهوری اسلامی همزمان حملە بە کوردها را آغاز کردند: جمهوری اسلامی با حملە موشکی و پهبادی و فرقە پهلوی و تلویزون های وابستە با دروغپراکنی و حملە تبلیغاتی و واردکردن اتهام وابستگی بە دشمنان ایران!
رهبر خودخواندە بار دیگر ثابت کرد کە درخصومت با مردمان غیرفارس تنها تمایزی کە با علی خامنەای دارد این است کە او نیروی سرکوب فیزیکی در اختیار ندارد.
احزاب کوردستانی ٤٧ سال است علیە دیکتاتوری سیاست سرکوب جمهوری اسلامی، برای استقرار یک نظام دمکراتیک در ایران و رفع تبعیض ستم و تبعیض از خود مبارزە میکنند. مبارزەی آنها قبل از جنگ جاری ادامە داشتە است و بعد از پایان این جنگ هم تا رسیدن بە آزادی ادامە خواهد یافت.
درست برخلاف آقای پهلوی کە در این مدت در خارج از کشور با پول های بادآوردە بە خوشگذارنی مشغول بودە و تنها یک هدف دارد: رسیدن بە قدرت، احیای دیکتاتوری سلطنتی و انتقام گرفتن از ”٥٧ ها” کە در انقلاب علیە نظام خودکامەی پدرش شرکت کردەاند.
رضا پهلوی روز ١٢ اسفند ١٤٠٤ (٣ مارسی ٢٠٢٦) درپیامی بی محتوی و ریاکارانە خطاب بە مردمان غیرفارس میگوید: «اطمینان میدهم که نهایت کوشش خود را به کار گیرم تا در فردای آزادی ایران، با استقرار حکومتی مبتنی بر جدایی دین از دولت، بر پایه حاکمیت قانون و حقوق شهروندی برابر، دیگر مورد تبعیض قرار نگیرید.» او یادش رفتە است کە روز٢٢ فوریە ٢٠٢٦ (٣ اسفند١٤٠٤) در واکنش بە اعلام تشکیل ائتلاف پنج حزب کوردستانی، آنها را مورد حملە و تهدید و اتهام ملالآور تجزیەطلبی قرار داد.
پهلوی دوبارە ثابت کرد کە از همگرایی و اتحاد نیروهای سیاسی وحشت دارد و مانند خمینی خواهان بیعت و همە با من است. او از سوی شماری مداح و متملق احاطە شدە است، دچار توهم و خودبزرگبینی شدە است.
همە میدانند کە ناسیونالیستهای تمامیتخواه مردم کوردستان را در پوشش احزاب بە سرکوب تهدید کردە و هویت و حقوق آنها را انکار میکند، آنها پی بردەاند کە رضا پهلوی خدعە میکند و قابل اعتماد نیست.
آین آدم نمیفهمد کە پدرش و جمهوری اسلامی دهەها تلاش و توطئە کردند تا بین ملت کورد و احزاب کوردستانی تفرقە ایجاد کنند اما سرشان بە سنگ خوردە است.
رهبر خودخواندە اگراندکی از بینش و دانش سیاسی و استراتژیک برخوردار میبود و بویی از هنر رهبری بردە بود، هیچگاە در همراهی و همگامی با جمهوری اسلامی بە تشکیل ائتلاف احزاب کوردستانی حملە نمیکرد، بلکە از آن استقبال بعمل میآورد.
اما اکنون، بار دیگر در خصومت با مسئلە ملت های غیرفارس دست خود را رو کرد و زنگ خطر را برایشان بەصدا درآورد کە اگر او بە قدرت برسد چە سرنوشت وحشتناکی در انتظار آنهاست .
ناسیونالیست های افراطی از اتحاد احزاب کوردستانی برآشفتەاند. امید است احزاب سیاسی کورد، ترک آذری، بلوچ، عرب، ترکمن از این رویداد درس گرفتە و بیشتر بە اهمیت و ضرورت همگرایی و اتحاد پی بردە باشند. اتحاد و همبستگی تنها ضامن حفظ موجودیت، ورود بە معادلات سیاسی و تحقق آزادی و مطالبات آن ها است.
احزاب سیاسی و باتجربە کوردستانی اجازە نمیدهند مورد استفادە ابزاری قرار بگیرند. البتە حق مسلم و مشروع کوردها و دیگر ملیت های غیرفارس است کە با حفظ اسقلال سیاسی و پرینسیپ های آزادیخواهانە، در راستای رهایی از یوغ استبداد و تامین اهداف دمکراتیک خود از هر فرصتی استفادە کنند.
مسئولین احزاب کوردستانی همپیان شایعە اعزام نیروی پیشمەرگ بە داخل خاک کوردستان ایران را تکذیب کردەاند. بنظر میرسد از سوی عوامل جمهوری اسلامی بەهدف مظلومنمایی و توجیە حملات موشکی بە احزاب نامبردە بە این شایعە دامن زدە میشود. اساسا احزاب کوردستانی با نفوذی کە در جامعە کوردستان دارند، برای دردست گرفتن کنترل اوضاع کوردستان بعد از سقوط رژیم، نیازی بە نیروی نظامی ندارند. وظیفە نیروی پێشمرگ حفظ امنیت و دستاوردهای جنبش میباشد.
خندەدار است! رضا پهلوی و همفکرانش بارها از آمریکا و اسرائیل درخواست کردەاند کە بە ایران حملە کنند و در تلویزیون هایشان شبانەروز جشن ویران کردن ایران را میگیرند اما حضور احتمالی پیشمرگان احزاب کوردستان را برای اسقلال و یکپارچگی ایران تهدید بە حساب میآورند!!!!
مردمان غیرفارس باید بە این حقیقت توجە داشتە باشند کە در ذهن و ایدئولوژی ناسیونالیسم برتریطلب، حفظ سلطە و حاکمیت مطلق و انحصاری ملت فارس بر ایران (البتە تحت پوشش و بهانە ”حفظ تمامیت ارضی”)، با برسمیت شناختن هویت و زبان و حقوق ملت های غیرفارس در تضاد و تباین میباشد. بە باور آنها، اعمال ستم و سرکوب و انکار هویت و زبان ملت های غیرفارس برای حفظ حاکمیت انحصاری آنها امری الزامی و گزیرناپذیر است. شوونیستها از مسئلە ”تمامیت ارضی” استفادە ابزاری میکنند و هیچ ربطی بە منافع و مصالح ایران ندارد، اگر میداشت از آن بەعنوان چماقی برای سرکوب و حذف بیش از نیمی از جمعیت کشور بەکار نمیبردند.
پس، دو گزینە را پیش روی ما میگذارند: تسلیم بی قید و شرط و و سلطەپذیری و تمکین بە یک زندگی خفتبار یا سرکوب و نابودی!
حال، ما کە از بردگی و سلطەپذیری خستە و بیزاریم و مصمم هستیم برای تحقق بخشیدن بە آزادی و حقوق خود مبارزە کنیم، باید برای تشکیل یک اتحاد فراگیر و نیرومند اقدام کنیم و بە اهرم سازی بپپردازیم تا بتوانیم توازن قوا را بە نفع خود تغییر بدهیم.