خسارات جبران نشدەی انکار زبان مادری کردها بعنوان سیاست ژنوساید سفید، یکی از بزگترین ضربەها بە کردها با جوانب عدیدە و مختلف آن از سنین کودکی آغاز میشود.
در یک صفحەی فیسبوک نوشتەی کوتاهی بصورت عکس گذاشتە بودند کە برای من جالب بود. خواستم در مورد آن کمی بیشتر بنویسم. مطلب مذکور چنین است: خوهر و برادر کوردم بە زبان فارسی سخن گفتن با کودکان بە بهانەی پیشگیری از دچار مشکل شدن آنها در مدرسە یا اجتماع، جایگاە علمی ندارد و از ”ضعف هویتی والدین” ناشی میشود.
آنهائیکە دانستە یا ندانستە، اختیاری یا اجباری بە جای زبان مادری بە زبان فارسی یا هر زبان دیگری صحبت میکنند، یا زبان مادری را بخاطر یادگیری زبان دیگری )زبان دوم) کنار گذاشتە و کم اهمیت مینگارند، نە تنها زبان دوم را آسانتر و سریعتر یاد نمیگیرند، بلکە ضربەای مهلک بە قدرت و توانایی یادگیری زبان نزد آنها وارد میشود. امروزە در کشورهای پیشرفتە برای اینکە کودک زبان دوم را بهتر و سریعتر یاد بگیرد، ابتدا زبان مادری او را تقویت میکنند و تا حد امکان بە این کار ادامە میدهند، کە دلالیل علمی زیادی برای اینکار دارند. این تقویت در شکل تدریس زبان مادری در مدارس تا سنین بالا و پلەهای بالا ادامە دادە میشود، بشرطی کە وضعیت اقتصادی و شرایط دیگر در کشور محل زندگی کودک برای تدریس زبان مادری مهیا باشد.
طبق تحصیلات، دانستەها و تجارب کاری من در امور تحصیلی در یکی از کشورهای اروپایی، تصمیم گیرندگان امور تحصیلی تقویت هرچە بیشتر و متداوم زبان مادری را در درجەی اول بە نفع خود کودک و خانوادەاش و سپس بە نفع تمام جامعە میدانند. آنها بر این باورند کە هرچە پایەهای زبان مادری فرد از ایام کودکی ضعیفتر باشد، تواناییهای علمیش کم و کمتر خواهد شد، کە این علاوە بر کاستن توانایی و امکانات خود فرد، کاستن تواناییها و بهرەدهی جامعە را هم بە دنبال دارد. این در حالی است کە در کشورهایی کە ما کردها در بین آنها تقسیم شدەایم، عمدا عکس این عمل میکنند. بە نظر من آنها بر جوانب مضر این امر و سیاست انکار زبان مادری کردها واقع هستند، اما عمدا میخواهند بصورت برنامەریزی شدە توانایی کردها را از همان ایام کودکی فلج کردە و از راه ژنوساید سفید بزگترین ضربە را بە آنها وارد کنند. من شخصا بر این باور هستم کە بە دلیل این سیاست ژنوساید سفید درصد بسیار کمی از ما کردها صاحب تواناییهای کامل خود شدەایم. بدین معنی کە علاوە بر سستی اعتماد بخود، خود کوچک بینی، ترس درونی ناخواستە و پنهان، درجەای از فلج شدن توانایی علمی و فکری در ماها بوجود آمدە است و تا آخر عمر در وجود ما هست. حال چە ما آنرا دریابیم یا نە، اعتراف کنیم یا نە، این گفتە پایەای تماما علمی و انکار ناپذیر دارد. این ادعا شامل جوامع دیگری هم کە وضعیتی مشابە کردها دارند میشود.
اگر وقت اجازە دهد، با استفادە از منابعی کە در اختیار دارم، در آیندە مطلبی جامعتر و کاملتر با ارائەی دلایل عملی در این مورد خواهم نوشت.
فرامرز الماسی ـ 03.07.2013