کاک برایم عەلی زادە وتی کە مجاهدین هیچ داهاتویەکیان لە ئیران دا نیە، ئەوان هێزێکی ئیسلامین و تا ئێستا نەیان توانیوە لێچکە لە سەری ئەندامەکانیان لابەرن.

ئەم دوو دێرە مجاهدین زۆر تووڕە بوون و هێرشیان کرد سەر کاک برایمی عەلیزادە بە پڕوپاگەندە و درۆی کۆمۆنیستێکی دەستەڵاکراوی هۆزەواری! ناوی نا.
لێرەدایە دەبێ ئێمە وشیار بین، قەت ئیزن بە هێزێکی وا نەدەین بە دەسەڵات بگات، ئێستا هیچ دەسەڵاتیان نیە لە سەر قسەیەکی حەق وا هێرش دەکەن و بێنە سەر دەسەڵات لە کۆماری ئسلامی پیستر دەبن.
لینکی قسەکانی کاک برایم عەلی زادەه
لجنپراکنی و اکاذیب یک بهاصطلاح کمونیست از نوع عشیرتی!
ابراهیم علیزاده که بخش فارسی بیبیسی در گفتگو با وی در روز سهشنبه ۱۸ شهریور او را «رهبر کوملهٔ سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران» معرفی کرد، در پاسخ به این سؤال که آیا با سازمان مجاهدین رابطه دارد، گفت:
«در مورد مجاهدین خلق هم مسأله واضحه، اونا یک سازمان مذهبی هستن اصلاً ما آیندهای برای اونا نمیبینیم سازمانی که هنوز به خودش جرأت نداده روسری از سر فعالان و اعضاش برداره و میخواد قانون اساسی آینده رو در باب شریعت اسلام دوباره بنویسه چه امیدی میشه داشت به اینا. سازمانی که میگفت ما رو به سلاحهای سنگین مسلح کنید بریم کردستانو سرکوب کنیم، حالا بعد از اینکه خودشون بهاصطلاح شیبی افتادن وضعشون بدتر شد اومدن تو شورای ملی مقاومت و این چیزا…» .
۱-بچه شاه هم قبلاً در یک فقره غلط اضافی ادعا کرده بود که مجاهدین «زنان را مجبور به حجاب میکنند» (کیهان لندن ۳۰ خرداد ۹۷). این قبیل لجنپراکنیها یا از سر عناد ارتجاعی و اپورتونیستی است یا بهخاطر جهل مرکب نسبت به تاریخچه و عملکرد مجاهدین در دفاع از آزادیها و حقوق زنان از جمله حفاظت و دفاع از زنان بیحجاب در اسفند ۱۳۵۷ در برابر خمینی است.
شگفتی در این است که این شخص به تأکید خود را مدافع «آزادیهایی بدون قید و شرط سیاسی» هم معرفی کرده است. این چه نوع آزادی است که حق انتخاب پوشش و حق آئین و پرستش را از دو میلیارد مسلمان در جهان سلب میکند و به ایدئولوژی و اعتقاد و دین و مذهب آنها (به شمول مجاهدین) اهانت میکند.
اما در مورد «جرأت» مجاهدین از آنجا که بسا فراتر از حیطهٔ اوست، بهتر است از ارتجاع و استعمار سؤال کند!
این هم که نامبرده برای مجاهدین اصلاً آیندهای نمیبیند، خوشا بهحال او و هم مسلکان و شیخ و شاه باد که «مشکل» همهٔ آنها «آینده مجاهدین» است!
۲-این که مجاهدین میخواهند قانون اساسی آینده را در باب شریعت اسلام دوباره بنویسند، خریداری ندارد. هیچکس در تاریخ معاصر ایران بیش از مجاهدین در جنگ با شریعت و اسلام خمینی قیمت نداده است. وانگهی شورای ملی مقاومت ایران از سال ۱۳۶۰ اعلام کرده است که تدوین قانوناساسی جمهوری جدید برعهده مؤسسان منتخب مردم با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی آحاد مردم است. طرح جدایی دین از دولت نیز در آبان ۱۳۶۴ در شورای ملی مقاومت ایران بهاتفاق آرا تصویب شده است. بنابراین فرد مزبور یا بیاطلاع است یا فهم و سواد ندارد.
۳-دروغ رذیلانهٔ دیگر او این است که: سازمان مجاهدین میگفت: «ما رو به سلاحهای سنگین مسلح کنید بریم کردستانو سرکوب کنیم». اگر در این ادعا ذرهیی حقیقت بود، احزاب کرد بهطور یکپارچه در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۵۸ از کاندیدای مجاهدین حمایت نمیکردند. از جمله کومله در اطلاعیه ۲۱ دی ۱۳۵۸ اعلام کرد: «سازمان ما به این وسیله به آگاهی همگان میرساند که ما در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کرده و به آقای مسعود رجوی کاندیدای سازمان مجاهدین خلق ایران رأی میدهیم».
-در پیام ۱۵ شهریور ۱۳۶۲ برادر مجاهد مسعود رجوی بهعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران با صراحت بر «این نقطهنظر عقیدتی» مجاهدین تأکید شده است که: «در اصول هر خلق و مردم و ملت و ملیتی حق دارد سرنوشت خود را به تمام و کمال رأساً تعیین کند».
-از تصویب طرح خودمختاری کردستان ایران در شورای ملی مقاومت در آبان ۱۳۶۲ نیز همگان مطلعند.
حال اگر شخص مزبور راست میگوید، بایستی بلادرنگ سند ادعای دروغین خود را برای اطلاع مردم ایران منتشر کند.
۴-این هم که مجاهدین «حالا بعد از اینکه خودشون بهاصطلاح شیبی افتادن وضعشون بدتر شد اومدن تو شورای ملی مقاومت و این چیزا…» مرغهای پخته و ناپخته را هم در روستا به خنده میاندازد!
۵-در مورد رابطه با مجاهدین بهعنوان سرخترین نام در تاریخ معاصر ایران که ابراهیم علیزاده آن را با رندی با نداشتن رابطه با بچه شاه بالانس کرده تا تعادل خود را در برابر رژیم حفظ کند، فقط میگوییم در ۵ دههٔ گذشته که مجاهدین در پی ارتباط با تو نبودهاند، آیا مطمئن هستی که حتی اگر تو خواهان ارتباط با آنها باشی، مجاهدین خواهند پذیرفت و آیا چنین ارتباطی برای آنها ارزشی دارد؟!
سازمان مجاهدین خلق ایران
۲۱ شهریور ۱۴۰۴

وڵامی حیزبی کۆمۆنیست بە مجاهدین

🚩 اطلاعیه دبیرخانه حزب کمونیست ایران
در پاسخ به مواضع اخیر سازمان مجاهدین خلق علیه کومهله
سازمان مجاهدین خلق ایران اخیراً در واکنش به مصاحبه رفیق ابراهیم علیزاده، دبیر اول کومهله، با شبکه بیبیسی، اطلاعیهای پر از توهین با ادبیات غیرسیاسی منتشر کرده است. این مصاحبه به مسائل متنوعی در مورد اوضاع ایران و منطقه پرداخته و تنها حدود یک دقیقه آن به سازمان مجاهدین خلق اختصاص داشت. البته در تمام ۴۶ سال گذشته کسی نمونهای خارج از این چارچوب از سازمان مجاهدین خلق در مورد مخالفین سیاسی خود ندیده است. اگر دیده است، لطفاً یادآوری کند. سخن در مورد سازمان مجاهدین خلق فراوان است، اما ما تنها به چند نکته که به اطلاعیه اخیر آنها مربوط میشود به اختصار اشاره میکنیم:
۱. کومهله و پشتیبانی از کاندیداتوری مسعود رجوی
اینکه در سال ۱۳۵۸ کومهله از کاندیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری پشتیبانی کرده است، واقعیت دارد و مربوط میشود به یک انگیزه مسئولانه برای سنگربندی در مقابل خطری که کل دستاوردهای دموکراتیک انقلاب ۱۳۵۷ را تهدید میکرد. اگرچه این موضعگیری در آن شرایط قابل درک است، اما کومهله در چندین مناسبت، از جمله در کنگره ششم خود در بهار ۱۳۶۷، رسماً این موضع خود را مورد انتقاد قرار داد.
اما آیا مجاهدین خلق میتوانند همپیمانی اولیه خود با خمینی و بنیصدر را انکار کنند؟ همان بنیصدری که از سربازان و پاسداران میخواست تا برای سرکوب ضدانقلاب در کردستان پوتینهایشان را از پای درنیاورند؟ این همپیمانی تا زمانی ادامه داشت که خمینی آنها را در درون سیستم خود نپذیرفت و دست رد به سینهشان زد.
آیا رهبری سازمان مجاهدین خلق تاکنون از چندین فاجعه که در نتیجه سیاستهای این سازمان بر سر اعضای خود او آمده است ـ برای مثال در روزهای پایان جنگ ایران و عراق، در جریان انقلاب ایدئولوژیک درونی، در جریان تخلیه کمپ اشرف و لیبرتی، در رویدادهای اطراف کرکوک در دوره جنگ کویت و غیره ـ از خود انتقاد کرده است؟ در این گونه موارد و نه در هیچ موردی نه از خود انتقاد میکند و نه انتقاد میپذیرد، زیرا مشروعیت خود را از ایدئولوژیاش میگیرد. در حالیکه همه اینها حقایق تاریخی مستند هستند و کسی نمیتواند به دلخواه آنها را انکار کند.
۲. کومهله و موضوع حجاب اجباری
نقد ما متوجه حجاب در تشکیلات مجاهدین بهعنوان یک «یونیفرم اجباری» است. این نقد متوجه اعتقاد فردی اعضا نیست، بلکه ناظر به تحمیل سازمانی است که هیچ انعطافی در برابر تنوع و تکثر درونی نشان نمیدهد. کومهله حجاب را برای افراد بالای ۱۸ سال امری شخصی میداند. نقد ما متوجه آنجاست که در ساختار سازمان مجاهدین، حجاب عملاً بهصورت یک الزام تشکیلاتی و نه انتخاب فردی اعمال شده است. جامعه ایران، بهویژه در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نشان داده است که با هرگونه اجبار در حوزههای فردی و زندگی شخصی انسانها مخالف است.
سازمانی که در درون خود تنوع پوشش را نمیپذیرد، چگونه میتواند مدعی آزادیهای فردی و اجتماعی برای آینده ایران باشد؟ آنچه در مورد دموکراسی و حقوق مردم بر زبان میآورند، در فردایی که به قدرت برسند، در مقابل باورهای ایدئولوژیکشان که تغییر ناپذیرند به سادگی رنگ میبازد. مگر خمینی در پاریس از آزادی زنان و کمونیستها سخن نگفت؟ اما الزامات باورهای ایدئولوژیک او به سادگی همه آن وعدهها را چون حبابی ترکاند.
آیا این سازمان مجاهدین میتواند کلیشه آن روزهای نشریاتش را، که مدارک تاریخی در مورد مواضع آنها در قبال حجاب زنان به طور کلی و نه فقط زنان عضو سازمان است، از بین ببرد؟ آیا جوانان ایران که در جریان انقلاب «زن، زندگی، آزادی» حجاب خود را میسوزاندند یا بر سر چوب میکردند، چه تصویری از قدرتگیری احتمالی فردای این سازمان خواهند داشت؟ آنها در چهره امروز افراد این سازمان، سیمای واقعی سکولاریسم وعده داده شده فردای آنها را میبینند.
۳. مجاهدین و جنبش کردستان
جنبش کردستان با فتوای جهاد خمینی و سرکوب خونین مردم روبهرو شد. در آن بزنگاه تاریخی، معیار سنجش نیروها موضعشان در قبال این فاجعه بود. سازمان مجاهدین هیچگاه این حمله را صریحاً محکوم نکرد و امروز هم ترجیح میدهد در مورد آن مقطع سکوت کند.
مجاهدین خلق از قبول طرح خودمختاری کردستان ـ که امری مربوط به آینده است ـ سخن میگویند (البته با تأکید بسیار بر حفظ تمامیت ارضی ایران که اصطلاحی آشنا برای انکار واقعی حق ملل در تعیین سرنوشت است). این وعده اما نسیه است، ا معیار عینی پایبندی امروز آنها را میتوان در رفتاری مشاهده کرد که با حزب دموکرات در درون شورای ملی مقاومت در پیش گرفتند. مجاهدین از حزب دموکرات میخواستند که از حق طبیعی خود بهعنوان یک حزب مستقل در تعیین خطمشی سیاسی (مذاکره با رژیم) بگذرد و آن را رسماً اعلام کند.
ما همان موقع، در عین اینکه مذاکره با جمهوری اسلامی را زیانبار و بینتیجه میدانستیم، از حق حزب دموکرات بهعنوان یک حزب در انتخاب جهت سیاسی خود دفاع کردیم و فشارهای مجاهدین خلق بر حزب دموکرات را رد کردیم.
۴. ساختار درونی و ادعای دموکراسی
آیا رهبری سازمان مجاهدین خلق انکار میکند که یک سازمان مذهبی با ایدئولوژی اسلامی شیعه است؟ مرجع تقلید یا رهبر عقیدتی در نظام اندیشه آنها چه جایگاهی دارد؟ تا همین امروز آنها از خصلت نمایی کردن رژیم ایران بهعنوان «جمهوری اسلامی» خودداری میکنند، زیرا به زعم آنها رژیم حاکم در ایران «اسلام واقعی» را نمایندگی نمیکند. هر یک از دو طرف خود را نماینده واقعی تشیع اصیل و انقلابی میدانند. پرسش واقعی این است: خصلت ایدئولوژیک آنها در فردای به قدرت رسیدن چگونه در سیاستها و در قوانین پیشنهادی برای آینده ایران منعکس خواهد شد؟
چگونه میتوان تصور کرد که هویت ایدئولوژیک یک سازمان مذهبی هیچ نقشی در آینده سیاسی ایران در صورتیکه به قدرت برسد، نداشته باشد؟ از کجا بدانیم که بنا به اعتقاداتشان امروز «تقیه» نمیکنند تا فردا کار دیگری بکنند؟ میزان پایبندی فردای آنها به سکولاریسم و حکومت مردم و ده ماده و غیره را باید در سیمای امروزشان و در نحوه رفتار امروزشان با مخالفین و منتقدین دید . «صدا و سیمای» فردای ایران تحت حاکمیت مجاهدین خلق چه شکلی خواهد بود؟ کافی است به «سیمای آزادی» و «تلویزیون ملی ایرانیان» ـ که ناشر افکار و سیاستهای مجاهدین است ـ نگاه کرد.
۵. انزوای سیاسی و چشمانداز آینده
واقعیت این است که سازمان مجاهدین خلق امروز در داخل ایران پایگاه اجتماعی ندارد و فعالیتهایش عمدتاً محدود به لابیگری در عرصه بینالمللی است. اما آینده ایران در مسیر جنبشهای اجتماعی و دموکراتیک مردم، بهویژه جنبشهایی چون «زن، زندگی، آزادی» رقم خواهد خورد، نه از راههای میانبُر و اتکا به حمایت خارجی. جامعه ایران از اسلام سیاسی عبور کرده است و این ظرفیت را حتی پیش از مجاهدین، خود جمهوری اسلامی سوزانده است.
دبیرخانه حزب کمونیست ایران
۲۴ شهریور ۱۴۰۴