با مروری بر تلاش و پاسداشت غرور نژادی و ملی مناطق یادشدە فوق، مقاومت و حماسە آفرینی گاە وبیگاە در قالبهای مختلف و حرکات بیاد ماندنی پرافتخار مردم این مرزو بوم در مییابیم؛

خشونتهای امثال ماە قبل(دیماە ١٤٠٤) نەتنها تازەگی نداشتەاست بلکە ریشە چنین اعمال ننگینی در بطن مقاومتهای پایدار و پایبندی بە حفظ هویت تاریخی نهفتە در خمیر مایە آنان داشتە و دارد. این خود بخش بزرگی از عکس العمل های تهران را در برهەهای مختلف در بر گرفتەاست.
کرمانشاە، ایلام ولرستان بطور کلی دیر زمانیست در بطن طرح، نقشە وعملکردهای حسابشدە با محتوای فشار گوناگون برای پیادە و ذوب کردن فرهنگ و تعلقات دیرین کردی در فرهنگ و هویت تحمیلی وبرتر محسوب شدە در نگاە حاکمان تهران قرارگرفتە است.
اگر گذشتەهای دورتر را بگذشتە بسپاریم حد اقل در ایام یکصد سال اخیر تاریخ منطقە همراە با رویدادهایش بیانگر واقعیاتی تلخ میباشد. در مجموح این محتوا نەتنها نقشە حاکمان در مسیر رسیدن بە اهداف شومشان منجر بە شکست پر هزینە برای طرفین شدە بلکە با گذشت زمان عکس خواستەهای آنان در شرف شکل گیری و ارتقاء بودە است.
بگونەای دیگر رضاشاە در پیادەکردن اولیە چنین اهدافی تلاش خونباری را همراە باشکست تجربە کرد. در دور جدید جمهوری اسلامی برای تکامل و بثمر رساندن اهداف رضاشاە توام با فتوای خمینی در اوایل بە قدرت رسیدن کوشید . اینبار هەم کوشش و لشکر کشی های ادامە دار گذشتەگان چندان نتیجە ملموسی ببار نیاورد و ابداع کربلاهای ساختگی تهران نقش بر آب شد.
با گذشت زمان و پیشرفت جوامع در راستای خود آگاهی دهن کجی بە خواست غیر انسانی و غیر معقول سردمداران جبار حاکم در ایران توسط مردم این مناطق هر گونە مجال رسیدن بە نیات دلخواە را از آنان سلب نمود.
بعنوان نمونە میتوان تلاش همە جانبە و پیگیر برای محو زبان تاریخی کوردستانیان از جانب رضا شاە را در عکس العمل هوشمندانە مردم کرمانشاە برای رد آسمیلاسیون زبانی وفرهەنگی با خلق زبانی جدید و استخراج آن از دل زبان فارسی یاد آوری نمود. کرمانشاە این واقعیت را اثبات نمود کە مهارت این مردم در حفظ اصالت خویش برای نقش بر آب نمودن تلاشهای غیر دموکراتیک و نامردمی تهران از طرفی و اثبات واقع اندیشی این مردم خود مهارت و توان تغییر زبان مدعیان سروری و خود ساختە را بە آسانی بە واقعیتی غیر قابل انکار سوق خواهد داد.
تهران با سماجت باز هم از پای ننشست. تلاشها را از نو با انگیزە شروع گامهای دیگری در جبران شکستهای گذشتە در قالب های نوین از سر گرفت.
همسو مردم هشیار اینبار در فازی جدید بدون سروصدا و خزیدە تلاشهای خلاق دیگری را در بعد بازنگری و رویکرد توجە بە بازسازی ادبیات غنی گذشتە خود آغازیدند. برای دستیابی بە این مهم در کوتاە مدت با بر پایی یاد وارە و ایجاد انجمنهای فرهنگی و موئسسات ادبی بە باز شناسی تلاش گذشتەگان ادیب و نامدار خود عطف وتوجە شایان مبذول داشتند. این مهم نە تنها در کرمانشاە بە یکی از سنبلهای زندە گردانیدن دوبارە ادبیات غنی و شیرین کوردی رایج منطقە خود بدل گشت بل وسعت این اندیشە مبارک زمان و مکان را پشت سر نهاد. در کوتاە مدت ایلام و لرستان گهوارە دیرین حماسە ومقاومت هماوا خود را با این حرکت نوسازی هماهنگ ساخت.
بدون شک نقش شخصیتهای خردمند معتقد بە گذشتە پربار خویش امثال لک امیر ـ کرمانشاە ـ بهروز یاسمی ـ ایوان استان ایلام، عبدولجبار کاکایی ـ ایلام، ایرج خالصی ـ ایلام وکیل پایە یک دادگستری و دکترای حقوق جزا جرم شناسی، متخصص در حقوق تطبیقی بین الملل، ولیمحمد امیدی ملقب بە فردوسی ایلام در پیگیری ڕوش گذشتگانی همچون غلام رضاخان ارکوازی، شاکە ومنصوراینان آنسان انقلابی در ادبیات نوین و موزون کردی بپا نمودند توانست خط بطلان بر کج اندیشی (رە بجایی نبردە) شعار خالی از اثاث ”یک ملت ویک دولت.” را بزبالە دان کوتە فکری بیافکند.
گیاە بر ریشە خود میروید
اگر خسرو وپرویز ساسانی خواب خوش شیرین نوازی فرهاد را با افسانە عشق پاک و ابدی عاشق دل باختە بدل و بیستون را جایگاهی والا در دیدار عاشقان بخشید. تاریخ منفور و خود محور بین دست پخت دشمنان همزیستی انسانی در تهران بار دیگر در تلاشی وارونە بیستون را غمی تلخ و جانکاە هماغوش گذشتە خونبارش ارزانی بخشید! تا بدین صورت خاطرە مامن عشق را از اذهان بزداید.
آری خامنەای ـ داریوش هم عصر ما اسیران غل وزنجیر در دست وپای حکاکی شدە در بیستون را ندایی دیگر مملو از وحشت و خون آشامی سیری ناپذیر سرداد! انگار خون آشامان تاریخ در این دیار سودای بر طبل کهنە کوبیدن بروال گذشتەهای دوررا جزو افتخارات خود محسوب میدارند. مشتاقند تا بدین صورت عشق خود خدایی خود را باز هم ندا سر دهند. ندایی از ادامە جور و ستم، ستمی بنام خدا در لبیک گویی هزارەهای قبل منقوش در بیستون. آنسان خدایی توام باخونخواری هنوزهم بر همان روال کە در بیستون طی طریق نمود کشتار را بنام و فرمان او باحکی دیگر باز هم بر همان منوال و ترفند توان کشتار و بخون کشیردن صد چندان سیری ناپذیرتررا زندە گردانند و نمودند.
آری داریوش زمان تحت پوشش نام خامنە ای دربعد ستیز با کردستانیان باز هم پای بعرصە وجود نهاد. وجودی برای پیگیری قتلهای بیشتر، جبران شکست تاریخی و تلاش بزیر یوغ اثارت کشانیدن مردم کرد علل خصوص در کرمانشاە را باز هم آزمود. آزمود تا یادآور شود بیستون هنوزهم توان زندە گردانیدن گذشتە بیادگار ماندە خود را تحت لوای اندیشە فرسودە خود خدایی بتاریخ سپردە شدە از گذشتەهای دور را این بار در نام خامنەای زندە گرداند.
دیماە ١٤٠٤؛ منم خامنە ای ولی فقیە نمایندە خود خدا، فرمانروای مستعمرات داریوش در حدود٢٥٢٠سال قبل فرمان دادم ؛
١ ـ آنان کە درپیگیری هویت، زبان، فرهنگ گذشتە و پایبندی بە افتخارات دیرین و بازیابی اندیشە مغی بنام گاوماد را هنوز هم در چنتە دارند، امیالشان با خواست ما اسازگاری نداشتە لذا بیرحمانە از دم تیغ خوهیــم گذراند.
٢ ـ من از جانب خدا وظیفە دارم ماموریتهای ناکامل داریوش، مغول، تیمورلنگ ، صفویان و رضاشاە را کامل نمایم.
٣ ـ بمن الهام شدە است تا اندرزی کە در بیستون بیاد گار گذاشتە شدە است در قالب جدید و ابعادی وسێعتر از نو باز سازی و برای نسل های آیندە در گوشە گوشە این مرزو بوم باز سازی نماییم.
ماموریت الاهی ما از( درە دریژ گرفتە تا شهرک معلم، الاهیە، مسکن، خیابان و کوچە بکوچە کرمانشاد، هرسین، شاە آباد، گیلان غرب، قصر شیرین، کنگاور، سرپل ذهاب، صحنە، سنقر کلیایی، روانس، جوانرود و ثلاث باباجانی و جایجای دیگر زیستگاە ”ایادی دشمن” در این سر زمین را در بر گرفتە و در ایلام و لرستان اهداف خود راتکامل خواهد بخشید.
٤ ـ همانطورکە اجداد ما برای بە عبرت ماندن در پیشانی سخت نیستون بزنجیر کشیدن شمارا بثبت رساندند در کتیبەهای بسبک جدید و در هر گذرگای حک مینماییم.
ما از نە تنها از همنژادان گذشتە خویش بلکە از هیتلرسبک نوین را آموختیم .بسان نقش بستە درگذرگا، خیابان، شهر و روستاهای آلمان نمایی از قدرت خدا محور(خود خواندە )را بە یادگار در جوار بیستون برای آیندگان بر پا خواهیم ساخت. همانطور کە خمینی در تهران بما پیام داد ”جوی خون” براو خواهیم انداخت.
اگر چنین یاد بودی برای نسل های بعد از هیتلر در آلمان مایە شرمساری تاریخ شناختە شد ، برای مانمونە ای از پایبندی بە ایمان و اعتقاد بە ولایت فقیە و آیات عضام میباشد.و این سروشی است از داریوش و قدرت خدایی در گوش ما بارث ویادگار ماندە است.
توان ما آنسان در بخاک وخون کشیدن ایلام توسط سپهبد امیر احمدی”قصاب لرستان”در اذهان وتاریخ گذشتە نە چندان دور ورد زبانهاست میبایست در اذهان نسل امروز و آیندگان از آنجملە معارضان ما اعم از کرد و دیگران در اقصی نقاط زندە و بفراموشی سپردە نشود.
اگر داریوش بتاریخ پیوستە است افکار او در مخیلە ما حاکمان تهران زندە وباز تولید شدە ومیشود. هیچگونە فرعونی را نباید یارای برابری با ما در هیچ نقطە ای از جهان بیاد آوردە شود. و این نصیحتی نە تنها برای کردستانیان بلکە یکایک بە بیراهە ڕفتگان خودی را نیزشامل شدەو خواهد شد.
١٧/١١/١٤٠٤ برابر با ٧/٢/٢٠٢٦ صدیق بابایی