لازم است این بحث را از یک نقطهی روشن و بدون ابهام آغاز کنیم: ایران یک کشور کثیرالملّه است، نه یک ملت واحد. در این جغرافیا، ملتهای متعددی زندگی میکنند؛ هر کدام با زبان، تاریخ، حافظهی جمعی و هویت سیاسی مستقل.

کُرد، بلوچ، ترک، عرب، ترکمن، فارس و دیگران، واقعیتهای اجتماعی و تاریخیاند، نه اقلیتهایی ذیل یک «ملت مادر». انکار این واقعیت، نه دفاع از میهن است و نه تضمین وحدت؛ بلکه تداوم همان پروژهی فاشیستی و تمرکزگرایانهای است که با زور ارتش، اعدام، تبعید و آسیمیلاسیون پیش برده شد.
باید صریح گفت: چیزی به نام «ملت یکپارچه ایران» به معنای یک هویت همگون و یگانه وجود ندارد. آنچه وجود دارد، مجموعهای از ملتهاست که در چارچوب یک دولت متمرکز، تحت سلطهی یک روایت رسمی قرار گرفتهاند. این روایت، با مصادرهی واژهی «ملت»، تلاش کرده است تکثر واقعی را پنهان کند و هر مطالبهی برابریخواهانه را با برچسب «تجزیهطلبی» سرکوب نماید.
شما از «خط قرمز ملت ایران» سخن میگویید. پرسش اینجاست: کدام ملت؟ ملتی که هرگز بهطور آزاد و دموکراتیک دربارهی شکل همزیستی خود تصمیم نگرفته است؟ ملتی که در آن، زبان و هویت بخش بزرگی از ساکنانش دههها سرکوب شده است؟ ملت را نمیتوان با فرمان، با کتاب درسی، با ارتش یا با تهدید ساخت. ملت، امر تحمیلی نیست؛ امر برآمده از ارادهی آزاد مردمان است.
مردم کردستان مسئلهشان نفی همزیستی با دیگر ملتها نیست؛ مسئله، نفی انکار و سلطه است. وقتی از حق تعیین سرنوشت سخن میگوییم، از حقی بنیادین و شناختهشده در حقوق بینالملل حرف میزنیم؛ حقی که نه #شاه میتواند اعطا کند و نه #شاهزاده میتواند انکارش کند. این #حق، متعلق به ملتهاست. #ملت #کورد نیز یکی از آن ملتهاست.
#تهدید به سرکوب توسط «ارتشی که خواهد ایستاد» در کنار ملت، پیش از آنکه نشانهی اقتدار باشد، بازتاب همان ذهنیت اقتدارگرایی است که یک قرن ایران را در چرخهی بحران نگه داشته است. زبان تهدید، حتی اگر در پوشش «وظیفه ملی» بیان شود، تفاوتی ماهوی با منطق سرکوب جمهوری اسلامی ندارد. تغییر چهره، تغییر ساختار نیست.
تجربهی تاریخی نشان داده است که سرکوب مطالبات ملی نهتنها وحدت ایجاد نمیکند، بلکه نیروی گریز از مرکز را تقویت میکند. هر بار که از «پاسخ قاطع» سخن گفته شده، نتیجهاش تعمیق شکاف و رادیکالتر شدن مطالبات بوده است. کوردستان از آزمونهای سختتری عبور کرده است؛ از فرمان #جهاد #خمینی تا سیاستهای #آسیمیلاسیون #پهلوی. این تاریخ را نمیتوان پاک کرد و دوباره از صفر آغاز نمود.
اگر قرار است آیندهای متفاوت ساخته شود، نخست باید این توهم کنار گذاشته شود که همه باید در یک تعریف واحد از «ملت ایران» حل شوند. ایران، اگر آیندهای دموکراتیک داشته باشد، تنها در صورتی خواهد داشت که بهعنوان کشوری متشکل از چندین ملت به رسمیت شناخته شود و رابطهی قدرت در آن بر اساس برابری، حق تعیین سرنوشت و قرارداد آزادانه بازتعریف گردد.
#کوردستان امروز بیش از هر زمان دیگری #میداند چه #نمیخواهد: بازتولید تمرکزگرایی، چه در لباس #سلطنت، چه در لباس #جمهوری_اسلامی. و #میداند چه #میخواهد: بهرسمیتشناختن بهعنوان یک ملت، با حق تعیین سرنوشت، با حق تصمیمگیری دربارهی سرنوشت سیاسی خود.
ارادهی ملت کرد نه با برچسب خاموش میشود و نه با تهدید. این اراده محصول تاریخ، رنج و آگاهی جمعی است. آینده یا بر اساس پذیرش کثرت ملی و برابری واقعی ساخته خواهد شد، یا در چرخهی تکراری سرکوب و مقاومت فرو خواهد رفت. انتخاب با شما و همفکرانتان است؛ اما حق تعیین سرنوشت، موضوع مذاکره یا لطف کسی نخواهد بود.
#ایران_کثیرالمله
#حق_تعیین_سرنوشت
#کردستان
#ملتهای_تحت_ستم
#نه_به_تمرکزگرایی
#فدرالیسم
#دموکراسی_چندملیتی
#کثرت_ملی
#نه_به_فاشیسم
#برابری_ملی


***
بیانیه کنگره ملیتهای ایران فدرال در محکومیت تهدیدهای اقتدارگرایانه آقای پهلوی علیه همبستگی احزاب ملت کورد
7 اسفند 1404
آخرین موضعگیری رسانهای آقای پهلوی بار دیگر نشان داد که پشت شعارهای پرطمطراق درباره «آزادی» و «آینده نوین ایران»، همان نگاه کهنه، تمرکزگرایانه و اقتدارطلبی نهفته است که طی یک قرن گذشته بخش بزرگی از رنج و گسست در ایران را رقم زده است. ایشان در واکنش به اعلام موجودیت «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، احزاب کورد را «چند گروه تجزیهطلب» نامیده و حتی پا را فراتر نهاده و در حالی که هنوز در جایگاه قدرت نیست، تهدید کرده است که در صورت دستیابی به قدرت، ارتش را مأمور سرکوب مردم کوردستان خواهد کرد. چنین ادبیاتی نه تنها مغایر با اصول بنیادین دموکراسی و حقوق بشر است، بلکه یادآور گفتمان حکومتهای تمامیتخواهی است که دههها با برچسبزنی و امنیتیسازی مطالبات برحق ملتهای ایران، سرکوب را «حفظ تمامیت ارضی» نام نهادهاند. تجربه تاریخی نشان داده است که امنیتیکردن سیاست و نظامیکردن مطالبات مدنی، نه وحدت میآفریند و نه ثبات، بلکه شکافهای ملی را عمیقتر میکند.
ما با صراحت اعلام میداریم: مبارزات ملت کورد، بخشی جداییناپذیر از مبارزه سراسری مردم ایران علیه استبداد حاکم و برای گذار به نظمی دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر حقوق برابر است. مطالبه آزادی، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، حق آموزش به زبان مادری، اداره امور محلی و مشارکت برابر در ساختار آینده ایران، نه «تجزیهطلبی» که تجلی اصول شناختهشده حقوق ملتها در اسناد بینالمللی است.
مبارزه مردم کوردستان، مبارزه علیه تبعیض ساختاری و انکار هویت است؛ تبعیضی که در اشکال گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی بر ملتهای تاریخی ساکن ایران تحمیل شده است. این مبارزه علیه هرگونه استبداد ــ با هر نام و پرچمی ــ ادامه خواهد یافت. تاریخ نیز به روشنی گواه است که زبان تهدید و لشکرکشی، سرانجامی جز چرخه خشونت ندارد. نزدیک به پنج دهه پیش نیز با ادبیاتی مشابه، فرمان «جهاد» علیه کوردها صادر شد و نتیجه آن، تعمیق بیاعتمادی و تداوم زخمهای ملی بود. پیش از آن نیز سیاستهای تمرکزگرایانه عصر پهلوی اول با انکار تنوع ملی و فرهنگی، بنیانهای همزیستی داوطلبانه را تضعیف کرد. تکرار همان مسیر، حتی با ظاهری نو، بازتولید همان بحرانهاست.
ایران کشوری متکثر و متشکل از ملتهای تاریخی گوناگون است. وحدت پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که این تکثر به رسمیت شناخته شود، نه آنکه با تهدید ارتش و سرکوب انکار گردد. کسانی که امروز هنوز به قدرت نرسیده از «سرکوب» سخن میگویند، باید بدانند که ملتهای ایران حافظه تاریخی دارند و تجربه یک قرن تمرکزگرایی اقتدارطلبانه را فراموش نکردهاند.
ما هشدار میدهیم: هر پروژه سیاسی که بر پایه ترس، حذف، یکسانسازی اجباری و برتریطلبی ملی بنا شود، محکوم به شکست است. آینده ایران از مسیر لشکرکشی به مناطق ملتهای دیگر و تحمیل اراده یک مرکز بر پیرامون عبور نخواهد کرد. تهدید هر ملت، تهدید همه ملتهاست. ما، ملتهای تحت تبعیض و انکار صد سال اخیر، در دفاع از حقوق جمعی خود متحد ایستادهایم. همانگونه که رژیم پهلوی و سپس جمهوری اسلامی با وجود سرکوب گسترده نتوانستند اراده ملت کورد و دیگر ملتهای ایران را درهم بشکنند، در قرن بیستویکم ــ قرن آگاهی، ارتباطات و بازشناسی هویتها ــ هیچ نیرویی قادر نخواهد بود با ابزار نظامی اراده سیاسی ملتها را خاموش کند.
کنگره ملیتهای ایران فدرال بار دیگر تأکید میکند: راه آینده ایران نه در بازتولید الگوهای شکستخورده تمرکزگرایی، بلکه در گفتوگوی برابر، شناسایی حقوق ملی، توزیع عادلانه قدرت و حاکمیت ساختاری فدرال، سکولار و مردمسالار است. تنها از مسیر شراکت واقعی همه ملتها در تعیین سرنوشت مشترک است که میتوان ایرانی آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر عدالت پایدار ساخت. ما بر این باوریم که همبستگی واقعی نه با انکار تفاوتها، بلکه با پذیرش آنها و تبدیل تکثر به سرمایهای برای آینده شکل میگیرد.
کنگره ملیتهای ایران فدرال
****
پیام تبریک سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران به ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران
7 اسفند 1404
به نهادهای رهبری احزاب دوست و همپیمان
حزب دموکرات کوردستان ایران
کومله زحمتکشان کوردستان
درودهای گرم ما را بپذیرید
اعلام موجودیت «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» را اقدامی ضروری و نویدبخش میدانیم و این رویداد را به شما، همرزمان قدیمی و همپیمانان صمیمی، صمیمانه تبریک میگوییم.
جنبش ملی ـ دموکراتیک در کوردستان، با مشارکت و هدایت هر یک از شما و به سهم و نوبه خود، همواره نقطه امید مبارزه علیه هرگونه نابرابری، ستم و بیعدالتی در سراسر ایران بوده و هست و از این منظر، جایگاهی بایسته و ویژه در میان جامعه متنوع و متکثر ایران به خود اختصاص داده است.
ما امیدواریم و فراتر از آن بر این باوریم که با توجه به موقعیت جنبش در کوردستان و جایگاه نیروهایی چون شما، «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» در کنار ائتلاف «همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران» و کنگره ملیتهای ایران فدرال میتواند بهمثابه پایه و بنیانی مناسب برای گسترش همکاری پایدار در مقیاسی وسیعتر عمل کند. از همین رو، رفیقانه از شما درخواست میکنیم در جامه عمل پوشاندن به این امر ضروری در شرایط کنونی، پیشگام باشید.
همچنین بر این باوریم که باید پیگیرانه تلاش کرد تا این فرصت و موقعیت را، آنگونه که متأسفانه در دوره خیزش «ژینا» و بهدلیل مشکلات مشخص در «مرکز همکاری احزاب کوردستان ایران» شاهد بودیم، از دست ندهیم.
ما ضمن آرزوی موفقیت برای اهداف اعلامشده «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» و با امید به گسترش آن، آمادگی خود را برای هرگونه همفکری، همکاری و همراهی ـ بهویژه در چارچوب ائتلاف کنونی «همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران» ـ اعلام میکنیم.
سپاسگزار خواهیم شد در صورت صلاحدید، مراتب تبریک و نیز درخواست ما را به اطلاع دیگر اعضای ائتلاف برسانید.
با احترام
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۵ فوریه ۲۰۲۶
****

بیانیەی همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران در پاسخ بە تهدیدات رضا پهلوی علیە ملت کورد
مردم حقطلب کوردستان!
مبارزان آزادیخواه ایران!
بە دنبال انتشار بیانیەی اعلام موجودیت همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران، موجی از شادی و هیجان انقلابی، مردم کوردستان، ملتهای تحت ستم و آزادیخواهان ایران را فرا گرفت. اعلام این همپیمانی انعکاس وسیعی هم در میان نیروهای سیاسی مبارز ایرانی و محافل سیاسی بینالمللی داشت. در سوی دیگر قضیە اما، رژیم جمهوری اسلامی و نیز عدەای از مخالفان حقوق ملل تحت ستم و آزادیهای دمکراتیک کە خود را در پوشش اپوزیسیون جا زدەاند، واکنشهای هیستریک و نفرت پراکنانەای از خود نشان دادند کە برای ما قابل انتظار بود.
در همین راستا، امروز چهارشنبە ششم اسفندماە، رضا پهلوی با انتشار پستی در پلاتفرم ایکس، با ادبیاتی خودشاەپندارانە و اتهامزنی بیپایە و اساس همیشگی خود، ملت بزرگ کورد و احزاب سیاسی مبارز کوردستان را مورد شماتت قرار دادە و ضمن بلندکردن چماق فرسودەی ”تجزیەطلبی” تهدید نمودە کە پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، ارتش را مامور سرکوب جنبش حقطلبانەی ملت کورد خواهد نمود.
رضا پهلوی ظاهرا این حقیقت تاریخی را فراموش کردە است هرگاە ارادەای واقعی برای تجزیەی ایران در پیش بودە، اصولا کسی از پدر و پدربزرگ تاجدار وی اجازە نگرفتە و آنان همچون موارد اهدای آرارات کوچک، واگذاری بحرین و سرچشمەهای رود هیرمند، از فروش یا واگذاری بخشهای مختلف خاک ایران فروگذار نکردەاند و هموارە در بزنگاەهای تاریخی با شلیک اولین گلولەها و حتی اشارەای تلویحی از سوی عوامل خارجی فرار را بر قرار ترجیح دادەاند و تنها جایی کە آنان توانستەاند عرض اندام کنند، عرصەی کشتار غیرنظامیان و سرکوب آزادیهای دمکراتیک شهروندان و بویژە ملل تحت ستم ایران بودە است.
تهدیدات مکرر نامبردە به استفاده از ارتش نیز برای مواجهه با مطالبات سیاسی ملل ایران نشان از این واقعیت دارد کە در ایران آیندەی مورد نظر ایشان، شیوه مواجهه با مطالبات مدنی و خواستهای دمکراتیک مندرج در منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد، همچنان امنیتی و نظامی خواهد بود. و تفاوت ساختاری رژیم سیاسی آرمانی ایشان با رژیمهای سرکوبگر گذشته و حال ایران نخواهد بود. با وجود این چرا فکر میکنند کە مردم بە ستوە آمدە از دیکتاتوری جمهوری اسلامی، حاضرند ایشان و همفکرانشان را به عنوان بخشی از یک آلترناتیو برای آیندەی ایران بپذیرند؟ از سوی دیگر ظاهرا ایشان علاوە بر بی اطلاعی از تاریخ و جغرافیا، درک درستی از زمان حال نیز ندارند. در غیر این صورت باید می دانستند کە ارتش و سایر عوامل سرکوب حکومتی و همین سپاە تروریستی پاسداران کە مورد تفقد و حمایت همیشگی ایشان بودە و هست، در یک قرن اخیر هیچگاە از کوردستان دور نبودە و نیستند و مکانیسمی برای سرکوب نماندە کە در کوردستان آزمایش نشدە و شکست نخوردە باشد کە ایشان بعد از تاجگذاری خیالی خود، بخواهند در این زمینە از خود خلاقیت و نوآوری نشان دهند.
شمشیر از رو بستن رضا پهلوی علیە جنبش آزادیخواهانەی کورد در حالی است کە بە گواە تمامی آزادیخواهان و کارشناسان امور ایران، در جنبش ژینا (زن، زندگی، آزادی) و همین خیزش اخیر مردم ایران نیز نامبردە با همراهی حلقەی مشکوک پیرامونیاش نقش غیر قابل انکاری در ایجاد تفرقە و پراکندگی در صفوف مردم و مخالفان رژیم داشتە و تنها جریان سیاسی کە در این مدت هنوز بە عقد اخوت با آن پایبند بودە و نسبت بە آن همدلی نشان دادە، همان نیروهای مسلح و امنیتی سرکوبگر و تروریستی رژیم بودەاند کە حتی در تازەترین اظهارات خود برای تبرئەی آنان از جنایات فجیع دیماە ادعا میکند کە نیروهای مسلح نقشی در سرکوبها نداشتەاند و تمامی جنایات مزبور توسط عوامل خارجی رژیم انجام گرفتە است! همچنین در حالی کە دوست و دشمن گواە آنند کە بە درازای حیات ستمگرانەی جمهوری اسلامی ملت کورد و احزاب سیاسی مبارز کوردستان هموارە خاری در چشم استبداد رژیم خمینی و پناهگاە و پشتیبان راستین آزادیخواهان ملل ایران بودەاند و در راە مبارزە با این رژیم سرکوبگر هزینەهای سنگینی پرداختەاند، این شخص احزاب کرد را بە همکاری با خمینی متهم کردە، در حالیکە از همان اوائل کە کوردستان بنا بە فتوای جهاد خمینی از هوا و زمین آماج حملاتی خونبار بود، خود بارها گفتە کە چندین بار از خمینی درخواست کردە کە او را بە عنوان یک خلبان سادە در صفوف نیروهایش بپذیرد.
شگفت آنکە چنین شخصی با چنین سوابق مایەی شرمساری، احزاب کوردستان را بە همدستی با خمینی و عوامل خارجی متهم میکند، در حالی کە خود با دادن وعدەهای دروغین بە مردم بپاخاستەی داخل کشور مبنی بر وجود دەها هزار نیروی ریزشی در صفوف سرکوبگران و از کارافتادن بازوی سرکوب رژیم، وجود صدها هزار دستگاە استارلینک و عدم امکان قطع کامل اینترنت در ایران و در راە بودن کمک خارجی، هزاران تن از آزادیخواهان ما را بە دام رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی کشاند و در فردای آزادی ایران پس از محاکمەی سران خیانتکار حکومت و عاملان سرکوبها و جنایات رژیم، ایشان نیز بایستی در قبال اینگونە اشتباهات خیانت گونەی خود حساب پس بدهد.
همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران ضمن محکوم نمودن اینگونە اظهارات سست و بی پایەی رضا پهلوی، بر مواضع اصولی خود در دفاع از آرمانهای ملت کورد و حقوق حقەی ملتهای تحت ستم ایران تاکید نمودە و بر آن است کە اینگونە نفرت پراکنیهای بی مایە نهایتا بە جایی نخواهد رسید، بلکە عزم ملتهای آزادە و آزادیخواهان ایران را در مبارزە برای تحقق آرمانهای آزادیخواهانەی مردم بپاخاستەی داخل کشور و دفن همیشگی دیکتاتوری و فاشیسم از هر نوع و قماشی جزمتر خواهد نمود. از تمامی نیروهای کوردستان که خواهان آزادی و دفاع از حقوق ملت خویش هستند نیز میخواهیم که جهت مقابله با گفتمانهای تمامیتخواه و توتالیتر به همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران بپیوندند.
همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران
١٤٠٤/١٢/٦ی شمسی
٢٠٢٦/٢/٢٥ میلادی