Hoppa till innehåll
Hem » بازهم زنگ خطر تجزیە ایران بە صدا درآمد؛ اندرز دادن توام با تهدید بە کوردها! ، میرو علی‌یار

بازهم زنگ خطر تجزیە ایران بە صدا درآمد؛ اندرز دادن توام با تهدید بە کوردها! ، میرو علی‌یار

از روزی کە ائتلاف احزاب کوردستان ایران اعلام شدە است و بحث پیرامون نقش نیروی پێشمەرگ کوردستان بە میان آمدە است، هراس و واکنش هیستریک و تهدید کوردها از سوی تمامیت‌خواهان هم آغاز شدە است.

این ادعا کە ”اسرائیل و آمریکا میخواهند ایران تجزیە کنند”، از هر سو بە گوش میرسد. البتە همراە با هشدار و تهدید و نصیحت کە مبادا کوردها در دام اسرائیل گرفتار آیند! این در حالی است کە خودشان مرتبا در حمایت ازحملە این دو کشور بە ایران میگویند و مینویسند و از فرط خوشحالی در پوست خود نمیگنجند!!

صرف‌نظرازصحت و سقم این ادعا، کاش برای یکبار هم کە شدە حضرات از این فخرفروشی و خودبرتربینی مشمئزەکنندە دوری میجستند و بەجای فرافکنی و متهم کردن این و آن و سردادن شعارهای بی محتوی، حقایق را میپذیرفتند و مسئولیت خطاها و اشتباهات خودرا برعهدە میگرفتند و از خودشان سوال میکردند:

مردمان غیرفارس کە بیش از یک قرن است تحت ستم و سرکوب و تبعیض سیستماتیک قرار دارند، هویت و زبانشان انکار میشود، از تمام حقوق سیاسی و انسانی خود محروم شدەاند و هزینەی ”حفظ تمامیت ارضی” را میپردازند با کدام دلخوشی و انگیزەای باید مانند شما بە ”تمایت ارضی” بنگرند و دغدغەی آن را داشتە باشند؟ مگر نە این است کە تمام جنایات علیە آنها با ”حفظ تمامیت ارضی” توجیە میشود؟

چرا و چگونە است کە این ملت ها برای ضربەزدن بە کشور خود (البتە برتری‌طلبان ایران را کشور ”اقوام” نمیدانند) با نیروهای بیگانە همراە میشوند؟ چە عواملی آنها را بە این سو کشاندە است کە بە قیمت پارەپارە کردن سرزمین خود با کشورهای بیگانە همکاری بکنند؟

چە عواملی مردمان غیرفارس را بە جایی رساندە است کە بسیاری حمایت از تمایت ارضی را حمایت از استمرار و ادامە ستم و سرکوب علیە خود تلقی بکنند؟

این چە مملکتی است کە با برآمدن هر بحرانی و با وقوع هر جنگی ”تمامیت ارضی” آن بەخطر میافتد و بیش از نیمی از جمعیتش باید دنبال فرصت بگردند تا از آن جدا بشوند؟

چرا استمداد میلیون ها فارس از کشورهای غربی برای حمایت ازخودشان و حتی ابراز خوشحالی از حملە خارجی، قابل توجیە است اما اگر کوردها و دیگر ملت های تحت ستم در ایران بخواهند از حمایت خارجی در راستای حفظ جان خود و رهایی از یوغ استبداد و سرکوب استفادە کنند، ”تجزیەطلبی” و ”افتادن در دام بیگانە” محسوب میشود؟ این دوگانگی رفتاری چگونە قابل توضیح ااست؟

آیا اگر نصف دنیا ازایتالیایی زبان های سویس بخواهد از کشور سویس جدا و بە کشور ایتالیا ملحق شوند، از ”تیرولی” های آلمانی زبان ایتالیا بخواهد از ایتالیا جدا و بە اتریش بپیوندند، مخاطبی پیدا میکنند؟!

دهەها رژیم های شاە و جمهوری اسلامی با تمام امکانات تبلیغاتی توطئە و تلاش کردند و میکنند ”حساب مردم میهن‌دوست کورد را از گروەهای قومگرا” جدا کنند و شکست خوردند، چرا از همەی این شکست و ناکامی های خود عبرت نمیگیرید؟
امروز سلطنت‌طلبان درماندە همان سیاست را دنبال میکنند و برای کوردستان احزاب کارتنی درست میکنند، همانگونە کە رژیم”پیشمرگان مسلمان کرد” تشکیل میدهد، آنها هم گروە ” کردهای ایران‌دوست” براە میاندازد!

آخر لابد این مشکللات منشائی دارند. تا کی بەجای پاسخ دادن بە این پرسش ها، سر زیر برف میکنید و بە فحاشی اتهام و داستانسرایی و شعاردادن متوسل میشوید؟!

چرا از مطرح کردن این پرسش ها از خود هراس دارید؟ چرا بەجای ریشەیابی مسائل، بە فرافکنی و خودفریبی متوسل میشوید؟ لااقل با خودتان صادق باشید.

شما کە امروز همان سیاست و مواضع رژیم های سابق و فعلی را ادامە میدهید و ادعا میکنید بین ملت کورد و ”گروەهای کورد” تفاوت وجود دارد، اگر کمترین صداقتی در گفتار و اظهارات خود دارید و عوامفریبی نمیکنید، خوب احزاب را فراموش کنید، بیایید اعلام کنید کە بە حقوق سیاسی کوردها احترام میگذارید، زبان این ”قوم اصیل ایرانی” را در کنار فارسی و زبان دیگر ملیت های تحست ستم برسمیت میشناسید.

تعریف و تمجید ریاکارانە از ملت های کورد و آذری از طرفی و شیطان‌سازی از احزاب آنها از دیگر سو، سیاستی آزمایش شدە و شکست خوردە است کە بعد از بیش از یک قرن، نتیجە معکوس از آن گرفتە شدە است. چون پیش‌فرضتان غلط است بە نتیجەگیری غلط میرسید.

متوسل شدن بە داستانسرایی و عبارات تکراری نظیر ”ایران ملک مشاع همەی ایرانی ها است”، ”ایران یکی از دیرینه‌ترین تمدن‌های جهان است”، ”هم‌بستگی تاریخی و فرهنگی مردم ایران هزاران سال قدمت دارد”، ”تاریخ ایران گواهی میدهد که خلق‌های گوناگون در برابر حملە خارجی متحد هستند”، ”کردها از اصیل ترین اقوام ایرانند”، ”عرب‌ها هنگام حملە صدام حسین کنار دیگر ایرانیان از سرزمین خود دفاع کردند”، ”کردها و آذری ها میهن‌دوست هستند و برای دفاع از سرزمین ایران قربانی ها دادەاند”،… تنها زمانی ارزش و اعتبار خواهند داشت کە توام باشند با پذیرفتن و محترم شمردن حقوق و هویت مردمان غیرفارس. امروز دیگر کسی فریب این حرف ها را نمیخورد. تمام آنها تاثیر یک اقدام ملموس و عملی را ندارد.
همچنین، قرار نیست این حرف ها سیاست ستم و سرکوب علیە ملیت های غیرفارس را توجیە کند؟

از این گذشتە، پاداش این همە فداکاری از سوی عرب ها، کوردها، آذری ها، بلوچ ها… تا کنون چە بودە است؟ عرب ستیزی، کوردستیزی، ترک ستیزی، انکار هویت وسرکوب زبان، ستم و سرکوب و محرومیت ازحقوق سیاسی و انسانی بە اتهام تجزیەطلبی؟!

ما در یک سدەی اخیر سە حکومت را تجزبە کردەایم: حکومت های رضا شاە، محمد رضا شاە و جمهوری اسلامی. سهم مردمان غیرفارس در هر سە نظام، حتی در دورە نخست وزیری محمد مصدق، سرکوب، تبعیض، انکار هویت و سرکوب زبان بودە است.

مسئولین احزاب اعلام کردەاند کە اتحاد آنها نە برای ”تجزیە” ایران بلکە برای آزادی و رفع تبعیض و ستم، برای پایان دادن بە سیاست سرکوب و انکار هویت مردمانشان است. اگر کسی باور نمیکند، مشکل با خودش است!

نە شعارها کسی را تحت تاثیر قرار میدهد و نە تهدیدهای مستمر کسی را مرعوب میکند.