سابقا، ١٥ – ٢٠ سال پیش, اگر کسی بە ”تجزیەطلبی” متهم میشد، در صدد تبرئە و رفع اتهام از خود برمیآمد. مخاطب البتە همیشە مردمان غیرفارس بودند و هستند. اما امروز، این اتهام تاثیر و کارایی خود را از دست دادە است و

نە تنها کسی را تحت تاثیر قرار نمیدهد بلکە ملال آور شدە و مخاطبان بیاعتنا از کنار آن میگذرند. این بیتفاوتی یکشبە اتفاق نیفتادە است، بتدریج و طی یک فرآیند بە امروز رسیدە است و سە عامل اصلی منشاء آن بودەاند:
یک: سلطە استبداد. ستم و تبعیض و سرکوب سیستماتیک رژیم پهلوی و ادامەی آن از سوی جمهوری اسلامی بە اتهام ”تجزیەطلبی” و بەبهانەی ”حفظ تمامیت ارضی” مردمان غیرفارس را بە ستوە آوردە است.
دو:. ناسیونالیسم برتریطلب. رویکرد خصمانە اپوزسیون افراطی و تمامیتخواه، در ایجاد این تغییر ذهنیتی عاملی تعیین کنندە بودە است: این جریانات مانند رژیم هویت ملل غیرفارس را انکار میکنند، با آموزش بە زبان مادری خصومت میورزند و هر آنچە نشانی از هویتخواهی این مردمان باشد را مصداق ”تجزیەطلبی” تلقی کردە و بر اساس این تفکر ستم و سرکوب مردمان غیرفارس را توجیەپذیر میپندارند.
سە: رسانەها. بویژە برخی از تلویزیون های فارسیزبان خارج از کشور عملا بە بازوی رسانەای ناسیونالیسم برتریطلب و بخشی از صدا و سیمای رژیم تبدیل شدەاند: بەهدف تحقیر و سلب مشروعیت سیاسی، احزاب سیاسی متعلق بە مردمان غیرفارس را ”گروە” میخوانند، ادبیات تبعیضآمیز و روایات ناسیونالیسم تمامیتخواه را در ارتباط با آنها بازنشر و تکرار میکنند (اقوام، گروەهای قومی، گروەهای جداییطلب و …). تعامل بسیاری از مجریان تلویزیون ها با مهمانان غیرفارس، بیادبانە و گستاخانە است (شما تجزیەطلب هستید؟ پس شما خواهان جدائی از ایران نیستید؟ چرا خود را ملت میخوانید؟ و …). مجری مدعی است نە بیطرف. بارها افراد کوردستیز مشروعیت مبارزە مردم کوردستان را بە زیر سوال بردە و بە رهبران و نمادهای ملت کورد اهانت میکنند. البتە واکنش منفعلانە نمایندەگان احزاب کوردستانی انها را جری تر کردە است.
هدف روشنگری یا عدم اطلاع نیست. زیرا، دەها بار این پرسش ها مطرح شدە است و رهبران و نمایندگان احزاب کورد با هزار قسم و قرآن گفتەاند ”تجزیەطلب” نیستد. از این گذشتە، در برنامە و اساسنامە این احزاب کاملا واضح اشارە شدە است کە آنها خواهان حل مسئلە کورد در چهارچوب جغرافیای ایران هستند. هدف بازجو- خبرنگار ها مرعوب کردن مهمان کورد کە بعنوان متهم احساس گناە کند و مدام در حالت دفاعی قرار بگیرد کە توان دفاع از مواضع خودرا نداشتە باشد. امروز بطور آشکار هر سە را همزمان مشاهدە میکنیم!
این سە عامل بە خشم و بیگانگی ملتهای غیرفارس دامن زدەاند و از این فراتر، بە تجزیە ایران در ذهن و احساس آنها انجامیدە است. فقدان یک چشمانداز روشن برای تغییر این وضع مزید بر علت شدە است.
توضیح بیشتر علل بیاعتباری و لوث شدن مفاهیم ذکر شدە:
- استفادە تکراری بیش از حد از یک مفهوم، لاجرم بە بی ارزش شدن آن مفهوم در ذهن شنوندە میانجامد و او را خستە و بیزار میکند. ناسیونالیستهای برتری طلب در حاکمیت و اپوزسیون این بلا را برسر دو مضمون ”تمامیت ارضی” و ”تجزیەطلبی” آوردەاند. افراطیون این دو واژە را آنقدر ریاکارانە تکرار و مورد استفادە ابزاری قرار دادەاند کە موجب بیاعتباری این دو مفهوم گشتە است.
- اصطلاحات ”تجزیەطلبی” و ”تمامیت ارضی” در ذهن انسان غیرفارس بلافاصلە ستم و تبعیض، انکار هویت و زبان، تهدید و تحقیر خودشان را تداعی میکند. بەدرستی این واژەگان چماق و اسم رمز سرکوب و محرومیت آن ها نام نهادە شدەاند.
- مفهوم ”تجزیەطلبی” در هیچ جای دیگر دنیا یا متون سیاسی و علمی وجود ندارد، تنها محصول تراوش ذهن بیمار شوینیستها است کە بە مثابە حربەای جهت مرعوب کردن ملل غیرفارس و وادارکردن آنها بە سکوت و عدول از خواست ها و حقوق خود بکار گرفتە میشود. ”تجزیەطلبی” ترجمە جریان های مرکزگرا برای مفهوم ”جدائی خواهی” است کە در دمکراسی و میثاق های حقوق بشری نە تنها جرم انگاری نشدە، بلکە بعنوان یک حق مورد تائید قرار گرفتە است. این حقیقت بە افشای ناسیونالیستهای افراطی انجامیدە است کە مدام عوامفریبانە از آزادی و دمکراسی و حقوق بشر دم میزنند.
- امروز کمتر کسی وجود دارد کە نداند قصد و دغدغەی پنهان شوینیست ها از تکرار ”تجزیەطلبی” و ”تمامیت ارضی” نە تقسیم سرزمینی بلکە هراس از تقسیم قدرت سیاسی و از دست دادن انحصار حاکمیت خود میباشد. هدف جلوگیری از مشارکت ملل غیرفارس در قدرت سیاسی میباشد و بس. ”تجزیەطلبی” اسم رمز است. آنها تحقق آزادی و حقوق مردمان غیرفارس بە هر شکلی را ”تجزیەطلبی” میخوانند.
یک مثال برای درک بهتر مسئلە: بارها شنیدەایم کە کوردستیزان مردم ایران را از ”عراقیزە شدن” ایران میترسانند و میگویند تمامیت ارضی عراق از بین رفتە است. اتفاقا اگر همسایەها، بویژە ایران، دست از توطئە و دخالت در امور داخلی آن بردارند، با وجود تمام کاستی ها، عراق در یک مسیر درست گام برمیدارد: آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، انتخابات نسبتا آزاد…
تنها وحشت تمرکزگرایان ایران از وضع عراق این است کە هویت ملی و زبان و حقوق کوردها در یک واحد فدرال رسمیت یافتە است و آنها در قدرت سیاسی عراق مشارکت دارند. حضرات این را ”تجزیە عراق” میدانند و نمیخواهند ایران اینگونە ”تجزیە” بشود!
- تکرار مداوم اتهام ”تجزیەطلبی” بدون ارائە حتی یک مدرک، انگیزەی واقعی سلطەطلبان از بکارگیری این عبارت را افشا کردە است. بسیاری دریافتەاند کە این اتهامات و شیطانسازی از مردمان غیرفارس تاکنون تنها بە استمرار دیکتاتوری و استبداد و عمیقتر شدن شکاف میان ملت فارس و ملل غیرفارس کمک کردە است. برتری طلبان بیش از یک قرن است این دروغ را بە خورد مردم ایران میدهند.
- سلطەجویان حفظ استمرار حاکمیت انحضاری خود بر ایران را در تداوم دیکتاتوری و استبداد میبینند. این جریان افراطی از ایجاد دمکراسی و گسترش افکار ترقیخواهانە و ارتقاء سطح آگاهی سیاسی در جامعە ایران هراس دارند و مدام تلاش میکنند از آن جلوگیری بنمایند. این حقیقت را در جنبش ژینا بوضوح مشاهدە کردیم کە چگونە سلطنتطلبان از همبستگی بی نظیر مردم ایران بە وحشت افتادند و سراسیمەوار همگام با رژیم برای تخریب آن وارد عمل شدند.
- جریان تمامیتخواه برای تحقق هدف خود بە دشمنسازی و برساختن یک تهدید نیاز دارد، پس مردمان غیرفارس را بەعنوان تهدید معرفی میکند و ابایی هم ندارد کە وانمود کند حفظ ”تمامیت ارضی” محرومیت و سرکوب ملل غیرفارس را میطلبد و ستم مضاعف علیە آنان را توجیە میکند.
- مردم از تقدیس خاک و ترجیح دادن آن بر انسان و حقوق انسان بیزار شدەاند. و بالاخرە عدم درک و سکوت و رویکرد منفعلانە آن بخش از شخصیت ها و جریان های سیاسی ملت فارس کە ادعا میکنند بە آزادی و برابرحقوقی مردمان ایران در یک جامعە متکثر و دمکراتیک اعتقاد دارند، در برابر انکار هویت و تهدید و اتهامات مستمر جریان های ضددمکراتیک بە ملت های غیرفارس هر روز بیشتر موجب بیتفاوتی و ناامیدی آنها بە آیندەای مشترک شدە است.